آمار چمستان.نور ،رويان.بلده.ايزدشهر،محمودآباد

 بنده هيچ كس مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است. ((امام علي (ع) ))

چرا ظریف پیام رهبری به جوانان غرب را توئیت نکرد؟

۱ – اساتید علوم استراتژیک می‌گویند اگر حجم کارهای خودتان را ۱۰۰ واحد در نظر بگیرید، هفتاد واحد آن امور جاری و روزمره، بیست واحد آن امور مهم و ده واحد آن امور استراتژیک است. در عین حال اگر فرصت زمانی و انرژی و توانایی خودتان را هم ۱۰۰ واحد در نظر بگیرید، هفتاد واحد آن باید صرف آن ده واحد امور استراتژیک بشود، بیست واحد آن صرف همان بیست واحد امور مهم شود و فقط ده واحد آن صرف آن هفتاد واحد امور جاری و روزمره گردد. به عبارت بهتر، اهمیت و اولویت آن ۱۰ واحد امور استراتژیک به اندازه‌ای است که باید ۷۰ درصد وقت و انرژی و توانایی خودتان را صرف پیشبرد آن بکنید.

۲ – در ساختار تمام دولت‌های دنیا، وزارت امور خارجه دو مأموریت کاری کلی و مشخص دارد. یکی دیپلماسی رسمی و دیگری دیپلماسی عمومی. در قضیه اهانت نشریه شارلی ابدو به پیامبر(ص)، انتظار طبیعی افکار عمومی از دولت و به طریق اولی از وزارت امور خارجه این نبود که کانون هر دو ماموریت دیپلماسی رسمی و دیپلماسی عمومی خود را متوجه این اهانت به ساحت پیامبر(ص) نماید. در دیپلماسی رسمی در مقام عمل، سفر محمد جواد ظریف به فرانسه در بحبوحه این اقدام نشریه فرانسوی و دیدار با وزیر امور خارجه فرانسه و سپس عدم اقدام مشخص و برجسته دیگری نظیر اخراج سفیر فرانسه از تهران یا دست کم احضار سفیر به وزارت امور خارجه، عملا از کنار این توهین بزرگ به پیامبر(ص) عبور کرد.

۳ – محمد جواد ظریف از همان آغاز به کار دولت یازدهم در دیپلماسی عمومی ورود جدی پیدا کرد. او برای این کار از شبکه‌های اجتماعی فضای مجازی کمک گرفت. از فیسبوک و توئیتر به صورت فزاینده‌ای برای برقراری ارتباط با مخاطبان سیاست‌های خود استفاده کرد. او از این طریق قبل از اینکه رسانه‌های رسمی را از روند مذاکرات هسته‌ای باخبر کند، مخاطبان فیسبوکی خود را در جریان می‌گذاشت. او در شهریور ماه ۹۳ نیز در گفتگوی توئیتری با روش هاشانا دختر نانسی پلوسی به او که یک یهودی است، عید سال نو عبری را تبریک و ضمن آن موضع خود را در قبال مسئله مهم هولوکاست به آن روش معروف بیان کرد. صفحه فیسبوک او بیش از ۹۰۰ هزار لایک دارد که برای یک فرد دیپلمات در جمهوری اسلامی رقم بالایی است. همچنین صفحه توئیتر او بیش از ۲۰۰ هزار دنبال کننده دارد که این نیز با توجه به اینکه بیشتر مخاطبان ایرانی نیستند، باز هم عدد بالایی است. به عبارت دیگر میدان عمل برای دیپلماسی عمومی با روش محمد جواد ظریف کاملا باز است.

۴ – در پی حوادث اخیر کشور فرانسه و کلید زدن فاز جدیدی از پروژه اسلام هراسی با ترور ژورنالیست‌های نشریه شارلی ابدو توسط داعش و سپس راهپیمایی نمادین سران کشورهای جهان در پاریس و سپس اهانت مجدد نشریه شارلی ابدو به پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) و حمایت سران اروپایی از این اقدام هتاکانه، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی مهم به جوانان اروپا و آمریکای شمالی ارسال کردند. ایشان در این پیام جوانان غربی را به شناختن بدون واسطه اسلام توسط تحقیق و پژوهش و خواندن قرآن سفارش کردند و سؤالات مهمی را در چالش کشیدن هژمونی حاکمیت رسانه‌ای غرب و جامعه روشنفکری و محققان و آگاهان جوامع غربی از جوانان اروپا و آمریکا پرسیدند. اینکه رهبر انقلاب اسلامی از جوانان جامعه غرب در زمانی که دین اسلام کانون حملات گوناگون رسانه‌ای و نظامی و فرهنگی و سیاسی دولت‌های غربی است، برای تحقیق درباره اسلام اصیل دعوت مکتوب و مستقیم نماید، چقدر باید برای انقلاب اسلامی و مقامات و مسئولانش استراتژیک و چقدر باید از درجه اهمیت بالایی دارد، همینکه خود رهبر انقلاب دست به قلم شده‌اند و برای جوانان اروپا و آمریکا نامه نوشته‌اند، خود گویای همه چیز است.

۵ – اکنون این سؤال پیش می‌آید که وزارت امور خارجه و شخص ظریف برای یک پیام به این مهمی و استراتژیک که قله کار در دیپلماسی عمومی است؛ در دنیایی که بایکوت سخن حق، سیاست قطعی حکام رسانه‌‌های جهانی است، چه اقدامی انجام داده است؟ آیا در حال حاضر وزارت امور خارجه ۷۰ درصد از وقت و انرژی خود را صرف پیشبرد نفوذ این پیام دعوت در میان جوانان اروپا و آمریکا می‌کند؟ یک معنی دیپلمات یعنی کسی که بتواند با کمترین هزینه، بیشترین منفعت را برای کشور و جبهه خود کسب کند. بهترین ابزار ارتباطی، با قیمت رایگان، با سریع‌ترین سرعت ممکن، با بالاترین ضریب نفوذ در جامعه هدف که اتفاقا بیشترین استفاده کنندگان آن طبقه جوان هستند، در اختیار شخص وزیر امور خارجه قرار دارد. سؤال از آقای ظریف این است که چرا پیام رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا را توئیت نکرد؟


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1499.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:18 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

پرده برداری از یک "بیماری وحشتناک سیاسی" در نامه رحیمی به احمدی نژاد

 نامه ای که محمدرضا رحیمی به محمود احمدی نژاد نوشته و در آن علیه وی  افشاگری هایی را انجام داده (+)، فراز مهمی دارد که از یک بیماری وحشتناک در ساختار غیر رسمی انتخابات حکایت دارد.

این بخش از نامه را بخوانید:پرده برداری از یک

 «همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود. 

در میان افراد کمک کننده فردی به نام جابر ابدالی که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطه حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده همچون سایر موارد در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمه پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید. 

در نهایت نامبرده مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیه اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب 170نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید. بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عیناً به حساب نامزدها پرداخت گردیده است.»

البته، آنچه رحیمی بدان پرداخته و اذعان کرده، چیز جدیدی نیست و همه مردم کمابیش در جریان هستند که برخی از نمایندگان مجلس، با حمایت های مالی افراد متمول توانسته اند در رقابت های انتخاباتی شرکت کنند و به مجلس برسند. رحیمی، فقط برخی جزئیات را گفته است و البته یک نکته جدید را نیز به دانسته های عمومی مردم افزوده است.

تا قبل از این، آنچه مردم بعضاً در شهرهای خود می دیدند، حمایت فلان فرد متمول از یک کاندیدا بوده است اما اینک رحیمی ، از بازی دیگری سخن می گوید که طی آن ، یک فرد با یک جریان سیاسی زد و بند کرده و به 170 کاندیدای آن ، پول داده است! (کل نمایندگان مجلس 290 است.)

معنی این کار چیست؟ بحث اصولگرا و اصلاح طلب نیست. بحث زد و بند جمعی است و این که یک فرد می تواند با یکی دو میلیارد تومان، دهها نماینده مجلس را وامدار خود کند!

واقعاً چه معنایی دارد که یک جریان سیاسی، کرسی های خانه ملت را در قبال پول، به یک فرد ثروتمند، به نوعی پیش فروش کند؟!
مشخص است کسی که یک میلیارد و 200 میلیون تومان به 170 کاندیدای مجلس می پردازد، بعدها مطالباتی از پول گیرندگان خواهد داشت و این بار، نه فقط فلان نماینده، که "مجلس" باید در خدمت او باشد!
این در حالی است که مجلس خانه ملت است نه خانه کسی که قبل از انتخابات، لابی کرده و به دهها کاندیدا پول داده است.

در هر جای دنیا که فاش شود شخصی به کاندیداهایی که تعدادشان بیش از نصف کل مجلسی هاست پول داده تا اکثریت مجلس را داشته باشد، یک توفان سیاسی و رسانه ای پدید می آید چرا که چنین رویدادی، چیزی نیست جز تلاش برای ناکارآمد سازی مجلس و تبدیل خانه ملت به ویلای خصوصی پول دهندگان!
جالب اینجاست که محمدرضا رحیمی، ماجرای فوق را نه به عنوان اعتراف، که به این عنوان مطرح کرده که "من که کاری نکرده ام ؛ فقط یک میلیارد و 200 میلیون تومان گرفتم و بین کاندیداهای اصولگرا پخش کردم." و حال آن که ، خود این کار ، فارغ از شخص رحیمی، اقدامی مصیبت بار است که آثار آن در مجلس مشهود است.

بدیهی است وقتی کاندیداهایی با لابی و پول های آنچنانی ساپورت می شوند، عرصه بر کاندیداهای مستقل و مردمی تنگ می شود و نهایتاً مجلسی شکل می گیرد که به جای آن که دغدغه مردم را داشته باشد، در صدد جبران کمک های مالی و سیاسی بر می آید؛ این جبران نیز قطعاً از جیب نمایندگان نخواهد بود، بلکه از کیسه ملت صورت می گیرد. 
وقتی مردم می بینند که نمایندگان شان در مجلس، حرف هایی غیر از حرف های آنها می زنند، دغدغه های متفاوتی دارند و انگار در فضای دیگری تنفس می کنند، دلیلش همین گونه مسائل است.

ناگفته نماند که کمک های اشخاص به کاندیداها ، در سراسر جهان امری متعارف به شمار می رود اما نکته اینجاست که همه چیز کاملاً شفاف و قانونمند است و در چارچوب های خاص و محدودی صورت می گیرد نه این که سال ها بعد، در وسط یک دعوای سیاسی، بخشی از ماجرا از پس پرده برون افتد و ملت بفهمند که در انتخابات مجلسی که تمام شده، فقط در یک قلم، یک نفر به 170 کاندیدای یک جریان ( که برنده هم شد) یک میلیارد و 200 میلیون تومان پول داده است!

در چنین شرایطی، ایجاد ساز و کار قانونی برای ایجاد شفافیت در هزینه های انتخاباتی به طوری که همه مردم به طور همزمان در جریان کمک های مالی و مبالغ آن و نیز منابع تأمین اش باشند، یکی از لازمه های سلامت انتخابات و ارتقاء دموکراسی است. هر چند که باید دید نمایندگانی که گزارشی از منابع مالی انتخاباتی شان در دست نیست، آیا به برقراری چنین سازوکاری تن خواهند داد یا ترجیح می دهند همان راه پیموده شده ، همچنان ادامه یابد؟! 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1498.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:15 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

نشست همگرایی اصولگرایان در مازندران و گلستان

نشست همگرایی اصولگرایان در استان های مازندران و گلستان در شرایطی برگزار می شود که پیش از این اصلاح طلبان چند همایش را در آستانه انتخابات مجلس دهم در این د استان برگزار کرده اند . 

 در این دو نشست که در دو روز متوالی ، در گرگان و ساری برگزار می شود چهره های سرشناس اصولگرایی مازندران و گلستان حضور دارند و حجت الاسلام سید رضا تقوی ، رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه که ریاست شورای هماهنگی اصولگرایان کشور را نیز عهده دارد به سخنرانی خواهد پرداخت .

این هماش در گرگان از ساعت 15 تا 17 عصر سه شنبه ( امروز ) در حوزه علمیه امام صادق ( ع ) و در ساری از ساعت 15 تا 17 عصر چهارشنبه  در سالن اجتماعات هلال احمر مازندران برگزار می‌شود.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1497.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:8 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

نامه افشاگرانه رحیمی به احمدی‌نژاد ؛

متن کامل نامه‌ رحیمی به احمدی نژاد که در اختیار ایلنا قرار گرفته به شرح ذیل اسیت:

بسم الله الرحمن الرحیم


جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم

سلام علیکم

این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

البته شما دشمن نبوده‌اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال‌های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال‌های دوری بر می‌گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس به اردبیل رفتید تا تقدیرمان این باشد که هر دو استانداری دولت ششم را تجربه کنیم. گذر زمان شما را به ریاست جمهوری و بنده را به خدمتگزاری در دیوان محاسبات کشور رساند.

از ابتدای آشنایی، هم من و هم شما همواره حق رفاقت بجا آورده‌ایم و در برخی مواقع هم اختلاف دیدگاه‌هایمان مانع از تداوم رفاقت‌هایمان نشد، در همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ای تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم. چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندم؛ پاسخم منفی بود با این استدلال که اگر در دیوان بمانم بیشتر منشأ کمک و خدمت به کشور خواهم شد. نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود. چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاء بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همانجا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله بویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم. در اواخر دولت نهم بود که به دلایلی که هنوز هم برخی از آنها برای من نامعلوم است، چند تن از اعضای دولت را کنار گذاشتید و حتما خاطرتان هست که من از باب مشورت مخالف بودم و دلایلی آوردم و وقتی نپذیرفتید، یادآوری کردم که دولت از نصاب می‌افتد و نیازمند رأی مجدد اعتماد مجلس می‌شود.

ماجرای معاون اولی پیش آمد. بعد از ناکامی گزینة اول، به بنده پیشنهاد دادید. و همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه، از من بگذرید، زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بود؛ اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود.

آقای دکتر احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!
در دولت دهم همة اعضاء شاهد و گواهند که جز کار و کار به چیزی نمی‌اندیشیدم و 6 صبح تا 12 شب، حداقل زمانی بود که مصروف خدمت در دفتر کارم می کردم. و این جدیت در کار از نگاه منصف نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی پنهان نماند و در نا مه‌ای به امضاء 211 نفر تقدیر خود را از انتصاب شما اعلام نمودند.

زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من. در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آیندة تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم و البته در نهایت باز هم به اصرار شما، بازی را بار دیگر در صحنة رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم.

آقای دکتر احمدی نژاد!
در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحی بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنید احمدی نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام که:
ما را سریست با او که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم.

ذکر یک نمونه دیگر از خاطرات تلخ این دوره شاید خالی از فایده نباشد. به یاد دارید که خودم را در فضای سیاسی و رسانه‌ای سپر کردم تا خانم دکتر دستجردی که پرتلاش و مردانه در میدان کار بود از دولت خارج نشود؟ اما متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران که فردی توانمند و متعهد بودند، او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید.

و اما اینک که از هر سو مورد هجمه قرار گرفته‌ام و نا آگاهان نیز گمان کرده‌اند که درهای رحمت خدا به روی بندگان، راه در دالان‌های سیاست دارد و رسانه‌ها عرض و آبرو و حیثیت 35 ساله خدمت و امنیت و آسایش همسر بیمار و دختران رنجورم را به باد داده‌اند و بی آنکه اصل ماجرا را بدانند و تبیین کنند حدیث مدعی را با کینه بر سر بازار جار می‌زنند و بر سر تقسیم غنائم این آبروریزی و هتک حیثیت، مسابقه و مناظره راه انداخته‌اند.

شما بهتر از هر کسی می‌دانید که در 5 سال گذشته، مگر به ضرورت، در مقام پاسخگویی به رسانه‌ها برنیامده‌ام. مگر آنجا که استانداری کردستان، تراکتورهایی را که دولت به کشاورزان منطقه هدیه داده بود و با ابتکار خودشان بطور نمادین آرم مقدس الله مندرج در پرچم جمهوری اسلامی ایران را طراحی و به نمایش درآوردند و برخی رسانه‌های مغرض آن آرم مقدس را تعبیر به جمله‌ای از باب مداهنه نمودند، و تا امروز از سر جهل مرا مورد طعن و شماتت قرار می‌دهند، پاسخی داده‌ام؟!

آیا وقتی در حضور رئیس کمیسیون آموزش مجلس، وزیر علوم وقت و جمعی از اساتید دانشگاه از رساله دکتری خود دفاع کردم و فرد مدعی را به خاطر ادعای کذب در دادگاه محکوم نمودم، سخنی به رسانه‌ها کشاندم تا دفاعی کرده باشم؟!

آیا وقتی با تلاش همکارانم در دیوان محاسبات، فساد موجود در بیمه ایران را افشاء کردم و با یک مهندسی معکوس، خود متهم آن شدم، جمله‌ای در دفاع بر زبان آوردم؟!

یا وقتی برای نخستین بار مفاد قرارداد ننگین کرسنت را در حضور رسانه‌ها بالای دست گرفتم و آن را متوقف کردم، کسی در برابر انتقام گیری مخالفین، حتی آخ از زبان من شنید؟!

همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته است، یک طرف ماجرا است و البته این زخم وقتی "کاری" می شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید!

آقای احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!
آیا بهتر نبود با اطلاعی که به صحت و سلامت زندگی من که از نزدیک با آن آشنا هستید داشتید، گواهی می‌دادید؟ و شهادت می دادید که من به بیت المال خیانت نکرده‌ام و زندگی‌ام به ریالی مال حرام آلوده نیست؟ آیا نباید می‌گفتید که رحیمی پس از عمری خدمت چون حقوق و مزایای بازنشستگی‌اش برقرار نشده، برای گذران زندگی به سختی افتاده است؟

آقای احمدی نژاد، براستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟

شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.

یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی‌گیری شود.
من با توکل بر خداوند و به گواه وضعیت دیروز و امروز زندگی‌ام که تغییری نکرده و شاهد سلامت زندگی من است تا لحظة آخر و تا جایی که قانون اجازه می‌دهد در پی اعاده حیثیت و اثبات بی‌گناهی خود و خانواده‌ام هستم. اما شما نیز گویا مانند برخی رسانه‌های معاند خارجی وناآگاه به این نتیجه رسیده‌اید که هرچه هست همین فضای غبار آلود رسانه‌ها و دعواهای سیاسی است؟

گیریم که امروز در منظر مردم محکوم و در آینده نیز با استناد به همین اخبار و اطلاعات آمیخته حق و باطل و منازعات دور از حق و عدالت اصلاح طلب و اصول گرا، تاریخ را نیز اینگونه نوشتند، اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد. از آنکه جاهل است و یا مغرض است، توقع و یا اعتراضی ندارم. بر رسانة ملی که با تغییرات جدید متاسفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی، برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه گران فراهم می آورد، هرجی نیست. اما از دوستی که از 5 سال پیش در جریان رنج‌هایی که بر خود و خانواده‌ام رفته است، و از نزدیک اشک دختران، رنجوری همسر، سکتة منجر به مرگ مادر، سکتة خواهری که افتخار دارد شهیدی را نثار انقلاب اسلامی کرده است و اشک چشم برادری که هنوز از ترکش خصم التیام نیافته است را دیده، و من بخاطر تداوم دوستی با او از خودگذشتگی‌ها کرده ام و تا امروز که بیانیه دو پهلویش را در دفاع از خودش دیدم، کلامی در تضعیفش بر زبان نیاورده‌ام، این انتظار نمی‌رفت که از مضمون بیانیه دو صفحه‌ای اش، جز برائت از رحیمی، استنباط نشود.

آقای احمدی نژاد عزیز!

برای آگاهی ملت شریف ایران و یادآوری مجدد بار دیگر می‌گویم که:
همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود. در میان افراد کمک کننده فردی به نام جابر ابدالی که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطة حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده همچون سایر موارد در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمة پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید. در نهایت نامبرده مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیة اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب 170نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید. بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عینا به حساب نامزدها پرداخت گردیده است.

آیا شما اطلاع نداشتید که کل ماجرا همین است که متاسفانه در اثر اطلاع رسانی نادرست و مغرضانه و نگاه سیاسی خصمانه به موضوع یک کلاغ چهل کلاغ کردند که فلانی برده است و خورده است. وقتی کمک کننده این یک میلیارد و دویست میلیون تومان و نیز دریافت کنندگان، مشخص و معلوم هستند، لذا باید پرسید ارتباط این موضوع با بنده چیست؟ و آیا به اندازه همه جرائمی که برای اینجانب تعیین شده است، می‌توان عمل مجرمانه از ماوقع آنچه گفته شد، استخراج نمود؟ آیا آسیبی که ظرف 5 سال گذشته در افکار عمومی و بطور گسترده در تیراژ میلیون‌ها بار در رسانه‌های داخل و خارج به خود و خانواده‌ام وارد شده است، کمتر از مجازاتی است که در این حکم برایم تعیین شده است؟
درپایان توفیق و عاقبت بخیری همگان را از خداوند متعال خواستارم.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1496.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:7 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

دیدار امام جمعه چمستان با فرماندار شهرستان نور

فرماندار- امام جمعه چمستان

فرماندار- امام جمعه چمستان

به گزارش دفتر امام جمعه شهر چمستان : حجت الاسلام والمسلمین جباری امام جمعه محترم چمستان به همراه ریاست محترم ستاد نماز جمعه ، جناب آقای خادمی بر حسب دیدار متعارف با جناب آقای خنجری فرماندار محترم شهرستان نور دیدار نمودند که در این نشست  با اشاره به  بعضی از مشکلات منطقه یه بررسی این عوامل پرداختند .


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1495.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:4 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

مجموعه اشعار «نیما یوشیج» بر پله سیزدهم ایستاد

 چاپ سیزدهم مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج با گردآوری و تدوین سیروس طاهباز از سوی انتشارات نگاه منتشر شد.

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج، (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکده یوش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران - درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی و پدر شعر نو فارسی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

 

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به‌پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده‌بود.

 

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهٔ شاعران سمبولیست به نام جهان می‌دانند. نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام روجا چاپ شده‌است.

طاهباز در یادداشت ابتدایی این مجموعه چنین آورده:

این كتاب مجموعه‌ى كامل اشعار فارسى نیمایوشیج است، كه به یارى خداوند بزرگ در طول سالیان متمادى به گردآورى، نسخه‌بردارى، تدوین و آماده كردنشان براى چاپ توفیق یافتم. شعرهاى فارسى به پیشنهاد روانشاد عالیه خانم جهانگیر (یوشیج) و زنده‌یاد جلال آل‌احمد و موافقت استاد بزرگ محمدمعین، وصىّ نیما، و لطف آقاى شراگیم یوشیج، به تدریج از سال 1340 به بعد تفكیك، نسخه‌بردارى و تدوین كردم و بخشى از آنها را در طول این سالیان در مجموعه‌هاى جداگانه به ا ین شرح منتشر كردم :

 

ماخ‌اولا (29 شعر، انتشارات دنیا، چاپ اول 1344)، شعر من (21 شعر، انتشارات جوانه، 1345)، ناقوس (12 شعر، انتشارات مروارید، 1345)، شهر شب و شهر صبح (11 شعر، انتشارات مروارید، 1346)، قلم‌انداز (21 شعر، انتشارات دنیا، 1349)، فریادهاى دیگر و عنكبوت رنگ (14 شعر، انتشارات جوانه، 1350)، آب در خوابگه مورچگان (540 رباعى، انتشارات امیركبیر، 1351)، مانلى و خانه‌ى سریویلى (دو منظومه، انتشارات امیركبیر، 1352)، حكایت و خانواده‌ى سرباز (انتشارات امیركبیر، 1353)، و افسانه (با نقاشى‌هاى بهمن دادخواه، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، 1357).

در سال 1364 به نشر مجموعه‌ى نسبتآ كاملى از شعرهاى فارسى نیمایوشیج توفیق یافتم كه با نام «مجموعه‌ى آثار نیمایوشیج، دفتر اول، شعر»در 722 صفحه توسط «نشر ناشر» به چاپ رسید. با آن‌كه خوشحال بودم پس از گذشت 24 سال از آغاز كار، سرانجام شعرهاى كسى كه شعر امروز ایران با نام او آغاز مى‌شود پس از گذشت 26 سال از خاموشى او، یكجا، توسط من به چاپ مى‌رسد اما عمیقآ متأسف بودم كه به دلیل شتاب ناشر، غلط‌هاى چاپى بسیارى در آن راه یافته بود و افتادگى‌هایى داشت كه درك درست شعر را براى جوانان و ناآشنایان به شعر نیما ناممكن مى‌ساخت، حتى نیمى از شعر «قو» در ص 130 و نیم دیگر آن در ص 126 به چاپ رسیده بود و پایانش در ص 131!

 

اما چاپ «مجموعه‌ى آثار نیمایوشیج، دفتر اول، شعر» با همه كاستى‌ها و غلط‌هایش، علاوه بر استقبال شعردوستان، مقبول اهل نظر هم افتاد. نخست از رهرو صدیق طریقت نیمایى شادروان مهدى اخوان ثالث (م. امید) یاد مى‌كنم كه در این مورد، این بنده را مشمول عنایات خاصه‌ى خویش كرد. تذكارى هم فرمود كه مى‌توانستم بعضى شعرها، از جمله پنج غزل، را اصلا نیاورم كه چون عرض كردم: بنابراین داشتم كه هرچه را از آن یكتامردِ عرصه‌ى شعر و هنر مى‌توانم خواند، بیاورم؛ موافقت و تحسین فرمودند و شعر كوتاهى از نیما را با عنوان «عقوبت» كه در آن كتاب نیامده بود، مرحمت فرمودند كه به این چاپ افزوده شد. با وجود این در امتثال امر آن شاعر بى‌مانند در این چاپ آن پنج غزل و بعضى قطعات دیگر را به بخش پایانى كتاب منتقل كردم.

 

مایه‌ى دلگرمى دیگر نامه‌ى محبت‌آمیز دكتر حسن هنرمندى از پاریس بود كه راهنمایى‌هایى هم دربر داشت، از جمله اشاره به یك نامه‌ى منظومِ در گوشه‌اى چاپ شده كه آن را هم در این چاپ آوردم.

 

آقاى هوشنگ گلشیرى هم مقاله‌اى در مجله‌ى «مفید» درباره‌ى این كتاب نوشتند كه براى رفع پاره‌اى از اشكالات احتمالى وزنى مى‌باید به آقاى مهدى اخوان ثالث مراجعه مى‌كرده باشم. در پاسخ به این اشكال ایشان باید با اكراه ذكر كنم كه در طول آن بیست و چهار سالى كه بر سر این كار گذاشتم همواره وصیت‌نامه‌ى آن بزرگوار را كه در این كتاب هم آمده است پیش‌رو داشته‌ام و به آن عمل كرده‌ام و ترجیح داده‌ام واژه یا واژه‌هایى را نیابم و یا درست نخوانم اما مطابق با دستور صریح آن وصیت پرمعنا عمل كنم.

«مجموعه اشعار نیما یوشیج» با 902 صفحه و بهای 45000 تومان به چاپ سیزدهم خود از سوی انتشارات نگاه رسیده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1494.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:2 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

انتقاد فرماندار نور از خروجی نداشتن جلسات و اکتفا کردن به صورت‌جلسه

هادی خنجری امشب در هفتمین جلسه شورای فرعی مبارزه با مواد مخدر این شهرستان با بیان اینکه در جلسه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان که با حضور معاون سیاسی استاندار و دبیر این شورا به میزبانی شهرستان نور برگزار شد، مقرر شده بود که ظرف مدت یک‌ماه تکلیف نقطه‌آلوده آهنگر محله ایزدشهر روشن شود، اظهار کرد: ما نباید به شرکت در جلسه و نوشتن صورت‌جلسه اکتفا کنیم بلکه پیگیری و اجرای مصوبات ضروری است. وی با بیان اینکه برخی مصوبات نیز برای اجرایی شدن نیازمند منابع و اعتبارات مالی است اما پیگیری مصوبات امری ضروری و اولویت‌دار است، افزود: یکی از دلایل عقب‌ماندگی شهرستان را عدم وجود اراده لازم برای کار عملی است. فرماندار نور در این زمینه ادامه داد: نبود اراده برای انجام وظایف محوله گاهی به حدی محسوس است که مشاهده می‌شود مسئولی در جلسه حاضر می‌شود ولی وقتی سئوالی از وی می‌شود گویی در جلسه حضور ندارد و پاسخی برای سئوال مطرح شده ندارد و فقط شنونده است.  رئیس شورای فرعی موادمخدر شهرستان نور خاطرنشان کرد: در بحث نقطه‌آلوده و پرخطر آهنگرمحله ایزدشهر بسیاری معتقدند باید اقدامات فوری قهری صورت گیرد لیکن با توجه به اقدامات و گزارش‌های موجود امکان از بین رفتن تلاش‌های چندساله و اقدامات انجام شده فرهنگی وجود دارد و ممکن است نتیجه عکس بدهد و سبب پراکندگی در نقاط دیگر شود. این مسئول گفت: با توجه به مهلت یک‌ماهه استانداری باید نقطه‌آلوده ایزدشهر را به محلی قابل تحمل‌تر برسانیم و مصمم هستیم با عزم جدی توسط دستگاه‌های متولی به صورت مستقیم و دستگاه‌های غیرمتولی غیرمستقیم این موضوع را به مرحله عمل برسانیم. معاون فرماندار نور نیز در این جلسه از ارائه طرح پاکسازی منطقه آلوده آهنگرمحله ایزدشهر خبر داد و اظهار کرد: برای هر طرح تحقیقاتی نیاز به مطالعه و طرح اولیه است و در این مورد هم وظایف هر دستگاه مشخص شده و پیشنهاد می‌شود هر دستگاه و نهادی که می‌تواند کار تحقیقاتی انجام دهد، اعلام آمادگی کند. سعید یزدانی افزود: دانشگاه‌ها می‌توانند به عنوان طرح تحقیقاتی و یا به صورت پایان‌نامه دانشجویی در این طرح مشارکت کنند. وی گفت: با توجه به صورت‌جلسه شورای هماهنگی استان درباره منطقه آلوده آهنگرمحله، دستگاه‌های شهرستان هرگونه اقدامی که تاکنون انجام دادند را اعم از اقدامات موفق، ناموفق و علت عدم توفیق را به شورای فرعی شهرستان اعلام کنند. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1493.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 20:0 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

بومی‌سازی طرح پاکسازی مناطق‌آلوده مواد مخدر

غلامرضا  تقی‌پور امشب در جلسه شورای فرعی مبارزه با موادمخدر این شهرستان اظهار کرد: طرح‌های پیشنهادی بالادستی باید با توجه به بافت جمعیتی و ویژگی‌های منطقه بومی‌سازی شود. وی گفت: این طرح‌ها باید به دو صورت خدماتی و مقابله‌ای اجرا شود و خدماتی که از سوی دستگاه‌ها باید داده شود ساماندهی، تعیین و ابلاغ شود. رئیس اداره بهزیستی شهرستان نور افزود: پس از ساماندهی نیز با عوامل آسیب‌‍رسان مقابله کرد و در اجرا نیز باید عزم جدی داشت تا اقدامات ابتر نماند. مدیر مرکز دی.آی.سی ایزدشهر نیز در این جلسه اظهار کرد: در ایزدشهر دو قومیت ساکن هستند که از نظر اقتصادی تفاوت جدی دارند. علی وطن‌دوست با اشاره به اینکه این منطقه یک‌ شبه ایجاد نشده است، افزود: نحوه و نوع زندگی ساکنان برای آنان تبدیل به فرهنگ شده است. وی حضور موسسه خدمات اجتماعی و مرکز دی.آی.سی را موجب کنترل و ثابت نگهداشتن بیماری ایدز در این منطقه و جلوگیری از افزایش آن اعلام کرد. مدیر مرکز دی.آی.سی ایزدشهر ایجاد مرکز ام.ام.تی، پایگاه مقاومت بسیج، راه‌اندازی و تقویت کانون فرهنگی مسجد و استفاده از دیگر ظرفیت‌های سخت‌افزاری موجود را موجب کاهش آسیب در این منطقه ذکر کرد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1492.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 19:58 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

در برخی مدارس خصوصی از معلمان بیگاری می کشند/ بیش از9 میلیون بی سواد داریم

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی از محرومیت 9 میلیون نفر از جمعیت کشور از نعمت سواد خبر داد. قاسم احمدی‌لاشکی با قدردانی از اقدام به موقع دولت یازدهم در دو سال متوالی برای ارائه به موقع لایحه بودجه سال به مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه با مجموع هزینه‌های دولت از محل درآمدهای اختصاصی که بیش از 42 هزار و 966 میلیارد تومان برآورد شده کل مصارف بودجه عمومی به 267 هزار و 357 میلیارد تومان می‌رسد، اظهار داشت: بودجه 267 هزار میلیارد تومانی سال 94 نشان دهنده روند مطلوب و رو به جلو در این بخش است.

وی درباره سهم آموزش و پرورش در بودجه افزود: 12 میلیون و 300 دانش‌آموز و یک‌میلیون و 324 هزار شاغل هم در آموزش و پرورش داریم که همه اینها انتظار دارند تا بودجه این بخش درخور توجه مصوب شود.

عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و تلفیق مجلس شورای اسلامی از افزایش 21.2 درصدی بودجه آموزش و پرورش خبر داد و گفت: 9 میلیون و 700 هزار بی‌سواد در کشور داریم و بنابراین نباید هیچ مدرسه‌ای حتی در دورترین روستاها تعطیل شود بلکه مدارس با یک دانش‌آموز هم باید دایر شود.

وی به بودجه سال 94 آموزش و پرورش اشاره کرد و افزود: بیش از 98 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف امور جاری می‌شود که با این هزینه سرانه‌ای برای اختصاص به مدارس وجود ندارد.

احمدی‌لاشکی در ادامه با بیان اینکه در مدرسه ابتدایی به ازای هر دانش‌آموز یک‌هزار و 400 میلیون تومان سرانه داده می‌شود، خاطرنشان کرد: این سرانه برای تمام هزینه‌های مدرسه صرف می‌شود که این ارقام در مقطع متوسطه و فنی‌و‌حرفه‌ای بالاتر است.

این مسئول درباره بودجه دانشگاه فرهنگیان نیز تصریح کرد: بودجه دانشگاه فرهنگیان 2.9 درصد افزایش یافت و این دانشگاه رسالتش تربیت معلمانی است که آینده‌سازان را تربیت کنند.

به گزارش فارس نماینده مردم نوشهر و چالوس و کلاردشت در مجلس شورای اسلامی بیان داشت: اعتبارات نوسازی و تجهیز مدارس باید افزایش یابد اما در این بخش 7.2 درصد کاهش اعتبارات داریم.

وی بر فعال‌تر شدن مدارس بخش خصوصی تاکید کرد و گفت: مدارس بخش خصوصی تنها 8.5 درصد را تشکیل می‌دهند در حالی که این رقم باید به بالای 20 درصد برسد تا فشارها بر دولت کم شود.

عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و تلفیق مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در برخی مدارس خصوصی به معلمان ماهانه 150 تا 200 هزار تومان حقوق می‌دهند که این خود بیگاری است و انگیزه معلمان را برای تدریس کاهش می‌دهد، بنابراین خرید خدمت در این بخش باید معنای واقعی پیدا کند.

احمدی‌لاشکی با بیان اینکه نسبت به سال گذشته با کاهش جمعیت دانشجویان روزانه مواجه هستیم، ادامه داد: باید دانشگاه‌های دولتی شریف، تهران، مازندران و... بیشتر دیده شود و مورد توجه قرار گیرند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1491.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 19:4 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

شهرستان نور رکورددار تغییرکاربری درمازندران

رضا کاظمی؛رییس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نور گفت که ساخت وسازهای غیرمجاز از معضلاتی است که همچنان دربرخی از مناطق جلگه ای این شهرستان گردشگرپذیر ادامه دارد.

وی افزود: هم اینک هرماه به طور میانگین حدود 10 مورد ساخت وساز غیرمجاز دراین مناطق انجام می گیرد که پیرو گزارش های مکتوب به اطلاع فرماندار ، بخشدار و حتی معاون هماهنگی امور عمرانی استاندارمازندران رسانده می شود

کاظمی اظهارداشت : باوجود آن که برابرقانون مسوولیت صدور پروانه ساخت بناهای مسکونی و برخورد با متخلفان ساخت و سازهای غیرمجاز مناطق روستایی برعهده دهیاری ها است اما با این حال برای پیشگیری از این معضل فراگیرهمکاری لازم را دراین بخش داریم

وی برای پیشگیری ازاین معضل خواستار همکاری همه جانبه مسوولان نهادهای ذیربط شد و تاکید کرد که درصورت ادامه این روند شاهد ایجاد بافت ناموزون روستاها بوده که درچنین شرایطی ارائه خدمات نیز به متقاضیان به آسانی ممکن نیست.

 اظهارات کاظمی نشان می دهد که شهرستان نور از قافله مبارزه با تغییر کاربری ها عقب مانده است و استانداری مازندران بهتر است تذکرات لازم را در این خصوص به هادی خنجری بدهد.

نزدیک به 2 ماه پیش بود که با دستور مستقیم ربیع فلاح و بسیج شدن دستگاه های مختلف مبارزه با ساخت و سازهای غیر مجاز در مازندران آغاز شد و توانست با موفقیت جلوی روند فزاینده ساخت و سازها را بگیرد. هرچند به دلیل کمبود امکانات و وسعت مناطق مورد تصرف زمین خواران این پروژه تا موفقیت کامل راه درازی در پیش دارد اما ربیع فلاح اعلام کرده است که مجوزهای صادر شده در این زمینه به صفر رسیده که این کار به عنوان نخستین قدم قابل تقدیر است.

اما اینکه دردل چنین برخوردهایی شهرستان نور به عنوان یکی از گردشگرپذیرترین شهرهای مازندران هنوز هم در چنگ ساخت وسازهای غیرمجار گرفتاراست جای تعجب دارد. آنهم در حالی که چشم بسته هم می توان فهمید این شهرستان چقدر برای زمین خواری و تغییر کاربری مستعد است.

شایسته است که فرماندار این شهرستان و مسئولان دست اندرکار به طور ویژه به این مسئله ورود پیدا کرده و اعلام کنند که چرا تا به حال نتوانسته اند با دیگر شهرهای استان در برخورد با این پدیده شوم همگام شوند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1490.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 19:2 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مشاجره شد؛ اما روحانی قهر نکرد

پیاده‌روی آقای ظریف، وزیر امورخارجه کشورمان با جان کری د‌ر حاشیه مذاکرات ژنو در روزهای اخیر، با تحلیل‌های فراوانی روبه‌رو شده است. همچنین در این میان، برخی ‌اخبار در روزهای اخیر در ارتباط با قهر آقای روحانی از جلسه شورای انقلاب فرهنگی به دلیل انتقاد یکی از اعضا نسبت به این پیاده‌روی منتشر شده است. 

به گزارش «تابناک»،‌ رسانه‌های مختلف با گمانه‌زنی‌های متعدد، موضوعات و تحلیل‌های فراوانی ‌در این باره عنوان کرده‌اند. حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهور نیز در واکنش به این خبر‌ها اعلام کرد: «جلسه آخر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز مثل تمام جلسات دیگر، برخی از اعضای جلسه نظرات خود را مطرح کردند، این نظرات اصولا برای گرفتن پاسخ مطرح نمی‌شود، بلکه به صورت طبیعی پس از بیان نظرات، جلسه وارد دستور می‌شود و در این جلسه هم پس از مطرح شدن نظرات، اعضا‌ وارد بخش دستور شدند و مطابق معمول جلسات پس از دو ساعت به پایان رسید». 

در همین زمینه، یک منبع آگاه در گفت‌و‌گو با تابناک جزئیات این خبر را بازگو و پشت پرده آن را بیان کرد. 

این منبع آگاه‌ در آغاز گفت: بعضی از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند، ‌آقای ازغدی در ارتباط با پیاده‌روی آقای ظریف سخن گفته است، حال آنکه ایشان به هیچ وجه صحبتی در این زمینه نکرده، بلکه آقای حجت‌الاسلام محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در این زمینه سخانی ‌ایراد کردند. 

وی ادامه داد: آقای محمدیان در ابتدا درباره پیاده‌روی آقای ظریف با جان کری سخن می‌گوید و هیچ کس هم واکنشی خاصی نشان نداد. ایشان دوباره در میانه‌های جلسه در ارتباط با انتخاب رئیس دانشگاه فرهنگیان نظریاتی را بیان کردند. 

تا اینجا هیچ اتفاق خاصی رخ نداده بود؛ اما در آخر جلسه، ایشان دوباره می‌خواستند صحبت کنند ‌که با واکنش آقای روحانی مواجه‌ و همین باعث ایجاد مشاجره و بحث شد. 

این منبع آگاه در پایان تأکید کرد: اینکه برخی ‌سایت‌ها اعلام کرده‌اند که آقای روحانی به حالت قهر جلسه را ترک کرده، این گونه نبوده و صرفاً یک مجادله و درگیری لفظی در آخر این جلسه رخ داده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1489.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 18:54 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

مسیر مبهم دولت و وزارت علوم برای رسیدگی به بورسیه‌های غیرقانونی

دولت همچنان در کلام بر قولی که برای بررسی بورسیه‌های دوران احمدی‌نژاد داده است، تاکید می‌کند. در عمل اما آنچه اتفاق می‌افتد باعث بدبینی برخی هواداران دولت شده است. مخصوصا انتصاب سه نفر از استیضاح‌کنندگان رضا فرجی‌دانا به عضویت کمیته بررسی بورسیه‌ها توسط وزیر علوم. خیلی‌ها این را نشانه عقب‌نشینی و یا حتی «معامله» دولت بر سر این پرونده می‌دانند. پرونده‌ای که نائب رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس می‌گوید اگر دولت هم بر سر آن کوتاه بیاید، نمایندگانی که پیشتر حامی رضا فرجی‌دانا بودند کوتاه نخواهند آمد.

  دیگر کمتر کسی است که نداند دفتر وزیر علوم این روزها بیشتر از هر‌کس دیگری میزبان چهره‌هایی چون غلامعلی حداد عادل و محمد مهدی زاهدی است. دو نماینده از طیف منتقدان سر‌سخت دولت. دو چهره‌ای که بیش از هر کس دیگری بر استیضاح و برکناری وزیر سابق علوم تاکید کردند. حامد قادر‌مرزی، نایب رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس هم موضوع رفت‌و‌آمدهای پر‌تعداد مخالفان دولت به دفتر وزیر علوم را تاکید می‌کند و می‌گوید: «برای ما این چیزها نگران‌کننده نیست. به هر‌حال وزیر در ایجاد روابط خود مختار است. کسانی هم که رفت و آمد دارند معمولا مرتب با حوزه کار وزارت علوم هستند. نگرانی اصلی این است که نکند در جریان این رفت و آمدها حقی ضایع شود و یا مسیر بررسی پرونده‌ای مثل بورسیه‌ها تغییر کند.»

 

قادرمرزی درباره فضای موجود و برداشت عمومی از مسیری که دولت برای پیگیری پرونده بورسیه‌ها در پیش‌گرفته توضیح می‌دهد: «فضا الان طوری است که به نظر می‌رسد دولت بر سر بورسیه‌ها با طیف‌های مخالف آقای فرجی‌دانا که او را استیضاح کردند، کنار آمده است. تغییر در اعضای کمیته بررسی بورسیه‌ها این شائبه را ایجاد کرده که ممکن است دولت پای خود را از این قضیه پس بکشد. تا اینجای کار ما رفتارهای وزارتخانه آقای فرهادی را در قبال این بورسیه‌ها درک نکرده‌ایم که برنامه ایشان چیست و می‌خواهند چه راهی بروند. به نظر می‌رسد که دولت و وزارت علوم این پرونده را به مسیری برده است که دیگر شفاف نیست.»

 

وی ادامه می‌دهد: «این مساله تنها مربوط به دولت و وزارت علوم نیست و دولت نمی‌تواند حیثیت علمی کشور را تنها به دلیل یک محافظه‌کاری زیر سوال ببرد. این بحث را باید آقای فرهادی و دولت در نظر بگیرند که همه کسانی که طی 8 سال آقای احمدی‌نژاد وارد مقطع دکتری شده‌اند، در مظان اتهام جامعه هستند و باید ریز مساله بورسیه‌ها اثبات و افشا شود.»

 

این عضو فراکسیون دانشگاهیان مجلس با بیان اینکه «نمایندگان پیگیر این مساله عهد کرده‌اند که کوتاه نخواهند آمد»، می‌گوید: «ما هنوز تاکید و اصرار داریم که سو استفاده کنندگان از این رانت دولتی در زمان آقای احمدی‌نژاد باید شفاف و دقیق به جامعه معرفی شوند.»

 

قادر مرزی تاکید می‌کند: «الان با وضعیتی که برای آقای رحیمی پیش آمده همه شک و شبهه‌ها درباره دولت اقای احمدی‌نژاد دوچندان شده است. دولتی که محمدرضا رحیمی و سعید مرتضوی را چهار سال زیر پر و بال خودش می‌گیرد اصلا بعید نیست 3 هزار و 700 بورسیه هم به نورچشمی‌ها بدهد. ما الان درباره تعداد و نوع با برخورد با متخلفین نمی‌توانیم حرف‌های دقیقی بزنیم ولی در اینکه این فساد اتفاق افتاده شکی نیست و باید همه جزئیات آن مشخص شود.»

 

وی در پاسخ به این سوال که برنامه فراکسیون دانشگاهیان به عنوان کسانی که در زمره حامیان فرجی‌دانا بودند، چیست توضیح می‌دهد: «فراکسیون دانشگاهیان مجلس اول از هر چیز به رای کمیته بررسی بورسیه‌ها احترام می‌گذارد. اما اگر نظر آنها با واقعیت سازگار نبود و عادلانه بود، بدون هیچ تردیدی وارد می‌شویم و از ابزارهایی مثل تحقیق و تفحص و استیضاح استفاده خواهیم کرد. ما به‌هرحال قدری از اطلاعات این پرونده را می‌دانیم و در جریان هستیم که چه کسانی از این رانت استفاده کرده‌اند. اما منتظریم که ببینیم دولت با آن چه می‌کند.»


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1488.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 18:53 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

چه کسانی در ششم بهمن سال ۶۰ به آمل حمله کردند ؟

گروه موسوم به اتحادیه­ ی کمونیست‌های ایران، در اواخر تابستان سال ۱۳۵۵ به دنبال اتحاد میان سازمان انقلابیون کمونیست و باقیمانده­ی گروه فلسطینی، معروف به پویا ایجاد گردید. اتحادیه­، سازمانی مائوئیست بود که ابتدا علیه رژیم شاه و سپس علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کرد.

 

زمینه‌های شکل‌گیری اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران

بنیان‌گذار سازمان انقلابیون کمونیست که سازمان­دهنده­ی اصلی اتحادیه­ی کمونیست‌ها بودند، از میان دانشجویان کمونیست ایرانی مقیم امریکا (شهر برکلی) شکل گرفت. و در سال ۱۳۴۹ در برکلی کالیفرنیا تأسیس شد. این سازمان از یک گروه مطالعاتی پدید آمده بود که عده‌ای از دانشجویان ایرانی با پیشینه­ی فعالیت سیاسی در خارج از کشور آن­را در سال ۱۳۴۵ در برکلی تشکیل داده بودند. اعضای موسس آن پیشینه‌های متفاوتی داشتند از جمله هواداران جبهه­ی ملی، فعالان مسلمان سابق و برخی روشنفکران.

این گروه در سال ۱۳۴۹ مائوئیست شدند و نشریه‌ای رسمی به نام کمونیست منتشر کردند و به فعالیت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی پرداختند. اعضای اصلی و شاخص این گروه افرادی مانند، حمید کوثری، سیامک زعیم، پرویز و حمید شوکت، فرامرز سمنانی، هاشم مازندرانی، عباس بزرگ، محمد امینی، احمد تقوایی، فریدون علی‌آبادی، و ژاله بهروزی بودند.

با این­که گروه یک جمعیت سوسیالیستی مائوئیستی بود، اما با دیگر سازمان‌های مائوئیستی ایرانی تفاوت‌هایی داشت که عبارت بودند از:

۱٫ به دریافت کمک از کشورهای سوسیالیستی اعتقاد نداشتند.

۲٫ این جمعیت بر خلاف گروه سازمان انقلابی و توفان که از تجربه‌های چین و آلبانی نسخه‌برداری می‌کردند و تلاش داشتند تا آن الگوها را در ایران اجرا کنند، اوضاع ایران را به اوضاع روسیه نزدیک‌تر می‌دانست.

۳٫ به بهره‌گیری از تجربه­ی انقلاب مشروطیت در ایران و بر تمرکز فعالیت در مناطق شهری به جای روستاها تأکید داشت.

این گروه، جامعه­ی بعد از اصلاحات اوایل دهه­ی ۴۰ را جامعه‌ای فئودال- بورژوا می‌دانست و با اقدامات مسلحانه در کنار پذیرش جنبش چریکی بر تبلیغ در میان طبقه­ی کارگر تأکید داشت. با پیوستن بقایای گروه فلسطین، به رهبری حسین ریاحی، معروف به پویا، این سازمان، تا حدودی اوضاع آن تغییر کرد و رسما در سال ۱۳۵۴ نام خود را به اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران، تغییر داد و “حقیقت” (که تا شماره­ی ۱۶۱ منتشر گردید) را به­عنوان نشریه­ی اصلی و “کمونیست” را به­عنوان نشریه­ی تئوریک خود منتشر کردند. پایگاه و فعالیت این گروه در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در میان دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود که به کنفدراسیون احیاء معروف بود و در داخل کشور فعالیتی نداشت. از این رو هیچ‌گونه حضور و نقشی در تحولات سال‌های ۵۶ و ۵۷ ایران بر عهده نداشت. اولین انشعاب مهم این سازمان در سال ۱۳۵۷ رخ داد که به تشکیل گروه “زحمت” منجر گردید. منشأ اصلی اختلاف دفاع گروه زحمت از سیاست چین پس از مرگ مائو و مخالفت اتحادیه با این خط بود.

 

مواضع اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران قبل از پیروز انقلاب اسلامی

مواضع اتحادیه در قبال مسایل مهم جامعه­ی ایران و تحولات سیاسی عبارت بود از:

۱٫ رژیم شاه رژیمی وابسته به امپریالیسم جهانی و نماینده­ی اقشار و طبقات طفیلی در ایران (مالکین بزرگ، سرمایه‌داران وابسته، سرمایه‌داران بوروکرات) بود که با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به قدرت رسیده و به­عنوان ژاندارم امریکا در منطقه­ی خاورمیانه عمل می‌کرد.

۲٫ امریکا به مثابه بزرگ‌ترین دشمن مردم ایران و جهان ارزیابی می‌گردید، که تنها راه نجات در برابر این جهان‌خوار، مبارزه­ی مسلحانه­ی قهرآمیز ملل ستمدیده­ی جهان بود. در عین حال، اتحادیه، اروپای غربی و ژاپن را نیز با درجه­ی کمتری از امریکا، امپریالیست ارزیابی می‌کرد.

۳٫ شوروی سوسیال امپریالیست است، و در سطح جهانی همانند امریکا عمل می‌نماید. هرچند اتحادیه تأکید داشت که در مورد ایران، امریکا دشمن اصلی و سپس شوروی می‌باشد. به اعتقاد اتحادیه، بعد از مرگ استالین، رهبری حزب کمونیست شوروی، با رهبری خروشچف به انحراف کشیده شد و بالاخره سرمایه‌داری در شوروی احیاء گردیده است.

در مورد چین، اتحادیه معتقد بود که چین تا قبل از مرگ مائو به­عنوان یک پایگاه انقلاب جهانی به شمار می‌رفته است، اما با بروز انحرافاتی از اوایل سال ۵۰ به این سو، رهبری چین دچار ارتداد شد. این ارتداد با مرگ مائو و کودتای تنگ شیائوپنیگ و هواکوفنگ به مرحله­ی جدیدی وارد گردید، لذا چین توده‌ای، از این پس به­عنوان یک کشور رویزیونیستی و ضد انقلابی و همکار امپریالیسم امریکا معرفی گشت.

در مورد آلبانی: اتحادیه معتقد بود که آلبانی یک کشور اصیل سوسیالیستی است و این باور بیش‌تر به خاطر این بود که آلبانی دارای همان نظراتی در مورد شوروی و چین می‌‌باشد که اتحادیه کمونیست‌ها معتقد به آن است.

۴٫ اتحادیه معتقد بود قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری امام خمینی(ره) نقطه‌ی عطفی در تاریخ مبارزاتی ایران بوده است و پایانی بر روش‌های مسالمت‌جویانه­ی رهبران سنتی نهضت قلمداد می‌گردد.[۴]

اتحادیه کمونیست ها اتحادیه کمونیست ها

اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران به داخل کشور منتقل گردید و گروه‌هایی چون “گروه مبارزه در راه آزادی طبقه­ی کارگر” و “رزم خونین” نیز به آنها پیوستند و سیامک زعیم رهبری آن­را بر عهده گرفت.

مواضع، عملکرد و تعامل این گروه با انقلاب اسلامی و احزاب و گروه‌های سیاسی دیگر ناشی از تحلیلی بود که از مسایل و اوضاع اجتماعی ایران داشت. رهبری اتحادیه بر اساس ایدئولوژی مارکسیسم حاکم بر اتحادیه، اساسی‌ترین مسایل ساختار اجتماعی ایران را به صورت ذهن‌گرایی و انتزاعی به شرح زیر تقسیم‌بندی می‌کرد:

الف: خرده بورژوازی سنتی، که اکثریت مردم ایران را در بر می‌گیرد.

ب: بورژوازی ملی و لیبرال، که در حاکمیت سیاسی نقش واسط بین قشر اول و دوم را برعهده داشت.

ج: جناح‌های باقیمانده از رژیم گذشته که شامل افراد رده پایین در حکومت و ارتش می‌شود.

اتحادیه تضاد اصلی درون حکومت را میان قشر اول و سوم تحلیل می‌کرد که قشر دوم یعنی بورژوازی ملی حالت واسطه را میان آنان ایفا می‌نماید، از یک سو قشر اول خواهان ادامه­ی انقلاب است و قشر سوم خواهان تثبیت اوضاع و در نهایت بازگردانیدن اوضاع سابق، و قشر وسط که بورژوازی لیبرال باشد با نقش نوسانی خود می‌کوشد تا این اتحاد را حفظ نماید. از آنجا که اتحادیه معتقد بود که انقلاب واقعی تنها به دست طبقه­ی کارگر و زحمتکش امکان‌پذیر است، لذا در این تحلیل کوشید که نقش کارگران و توده­ی مردم را در انقلاب اسلامی نادیده بگیرد.

بی‌پایگی این تحلیل زمانی کاملا آشکار گشت که جمهوری اسلامی موفق گردید، لیبرال‌ها و همچنین عناصر رژیم گذشته را که در حقیقت توسط لیبرال‌ها جان گرفته بودند، به‌طور کامل از صحنه­ی حاکمیت جمهوری اسلامی طرد کند. از آن پس اتحادیه در تحلیل‌های طبقاتی از ساختار قدرت و ساختار ایران سیاسی دچار سردرگمی شد.

 

دیدگاه اتحادیه درباره­ی مارکسیسم- لنینیسم

اتحادیه در مورد ایدئولوژی و گروه مرجع در جنبش سیاسی ایران معتقد بود، جامعه­ی ایران که در نتیجه­ی یک تب و تاب دموکراتیک، انقلابی علیه سلطنت برپا کرد، نیازمند یک مرجع ایدئولوژیکی دموکراتیک و متکی بر اندیشه‌های پیشروی این عصر است. این اندیشه و مرجع به نظر آنها، کمونیست‌ها و اندیشه‌های مارکسیسم- لنینیسم و در‌ آن مرحله­ اندیشه‌های دموکراتیک نوینی بود که بتواند سکان کشتی جامعه را در کشاکش‌های بحرانی داخلی و خارجی به دست گیرد و به پیش براند.[۱۰]

sarbedaran7

دیدگاه اتحادیه در مورد حزب جمهوری اسلامی و بنی‌صدر

اتحادیه با کینه‌ای فراوان از حزب جمهوری اسلامی به­ عنوان یک جریان ضد ملی و خیانت‌پیشه نام می‌برد و معتقد بود نجات انقلاب و کشور در گرو سرنگونی حاکمیت ضد ملی و استبدادی حزب جمهوری اسلامی می‌باشد و به همین جهت بیش‌تر به جناح لیبرال‌ها نزدیک گشت و به حمایت از بنی‌صدر برخاست.

بر این اساس، اتحادیه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی به عدم تجانس طبقاتی و سیاسی میان گروه‌های تشکیل­دهنده­ی قدرت سیاسی تاکید داشت و اختلافات میان مسئولان سیاسی را امری طبیعی می‌دانست که می‌بایست با هوشیاری کامل با آن برخورد کرد و حداکثر بهره‌برداری سیاسی را از این اختلافات به عمل آورد. با این ارزیابی و تحلیل، اتحادیه در زمانی که بنی‌صدر به مخالفت با جناح مکتبی برآمد، از بنی‌صدر پشتیبانی کرد و اعلام کرد که امام در مجموع بیش‌تر مدافع بنی‌صدر است، و بیان می‌کرد که به رغم اتکای بنی‌صدر به ارتش، او خواهان جنگ قاطع علیه متجاوزان عراقی است، لذا بیش‌ترین انتقادات و مخالفت‌های خود را متوجه حزب جمهوری‌ اسلامی کرد. اتحادیه حزب جمهوری اسلامی را نسبت به مسأله­ی جنگ بی‌طرف ارزیابی و تصور می‌کرد که تنها مسأله­ی حزب جمهوری اسلامی، کسب قدرت و کنار زدن رقبای خود است. به گمان اتحادیه، حزب جمهوری اسلامی حاضر است، برای کسب قدرت، بخشی از خاک خوزستان و جزایر ایران را به عراق بدهد و حزب جمهوری اسلامی را متهم ساخت که درصدد سازش با امپرایالیسم امریکا است تا موقعیت خود را در جامعه تحکیم نماید. بر اساس همین نظریات، اتحادیه در مراسم ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۹ که بنی‌صدر و دفتر هماهنگی علیه گروه اصول‌گرا و حزب جمهوری اسلامی به مانور تبلیغاتی و سیاسی دست زده بود و بحران آفرید، شرکت فعال داشت و در اوایل سال ۶۰ از همه­ی نیروها دعوت کرد که از جبهه­ی دموکراسی که بنی‌صدر در رأس آن قرار دارد، به دفاع برخیزند. زمانی که کمیته­ی حل اختلاف از سوی امام تعیین گردید، اتحادیه این انتخاب را دلیلی بر حقانیت تحلیل‌های خود از مواضع و ماهیت حزب جمهوری اسلامی و بنی‌صدر قلمداد، و اعلام کرد که بنی‌صدر از سوی امام تأیید می‌گردد. لذا اتحادیه تبلیغات بیشتری علیه حزب جمهوری اسلامی نمود و اطلاعیه‌ای مبنی بر این­که حزب جمهوری اسلامی قصد داشته با وحدت برخی از جناح‌های ارتشی کودتا کند را منتشر ساخت. اتحادیه اعلام کرد که همه باید متحد شده و در برابر این حرکت ایستادگی نمایند. پس از اعلام موضع امام(ره) و عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا، اتحادیه ارزیابی کرد که امام به لحاظ رعایت مصالح مذهبی جانب حزب جمهوری اسلامی را گرفته، لیکن معتقد بود که حزب جمهوری اسلامی پس از کودتا، امام خمینی را نیز کنار خواهد زد.

با عزل بنی‌صدر از ریاست­جمهوری، اتحادیه اعلام کرد که او کماکان رئیس‌جمهور قانونی کشور بوده و این عزل در واقع اقدامی کودتاگرانه است. لذا با نیروهای اندک خود در تظاهرات علیه این اقدام مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و از حرکت سازمان مجاهدین در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ پشتیبانی و نیز از تشکیل شورای مقاومت ملی، حمایت به عمل آورد، لیکن شرکت خود را در آن منوط به تدوین یک خط‌مشی اصولی از سوی شورا دانست. بعد از فرار بنی‌صدر و رجوی به پاریس، علی‌رغم پشتیبانی از شورای ملی مقاومت، اتحادیه، طی سلسله مقالاتی در نشریه­ی حقیقت انتقاداتی به دلیل عدم صراحت بیانیه در برابر امپریالیسم امریکا به ویژه اروپا، عدم صراحت در مخالفت با اصل حکومت دینی، عدم صراحت در شیوه­ی خاص مبارزه، قبول حزب دموکرات در شورای مقاومت، آن­را مورد انتقاد قرار داد.

 

انتخاب خط‌مشی جنگ مسلحانه

اگرچه اتحادیه عقیده داشت که رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی ارتجاعی می‌باشد اما تا قبل از ماجرای عزل بنی‌صدر از هرگونه برخورد با جمهوری اسلامی خودداری می‌کرد، اما پس از آن وقایع، با تغییر رویکرد، ارزیابی جدیدی ارائه کرد که سیستم در کل ارتجاعی گردید. علل و عواملی را که در رابطه با مسأله­ی ارتجاعی بودن کل رژیم بر‌می‌شمارد، بدین شرح بود:

۱٫ جریان دستگیری قطب‌زاده پس از سخنرانی در قم و طرفداری بنی‌صدر از او.

۲٫ مساله گروگان‌ها که اتحادیه با آزادی آنها مخالف بود.

۳٫ انقلاب فرهنگی.

۴٫ عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و ریاست­جمهوری و وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰٫

در تحلیل و ارزیابی اتحادیه از جناح‌ها و گروه‌های داخل حاکمیت، تنها جناح مترقی و ضد امپریالیست در داخل حکومت، جناح بنی‌صدر بود و در خارج از حکومت و در میان سایر گروه‌های مخالف انقلاب، سازمان مجاهدین مترقی و روشنفکر بودند که پس از طرد این دو گروه، توسط خط امام و نیروهای مردمی از جامعه، از نظر اتحادیه، جمهوری اسلامی در کل ارتجاعی شده و با توجه به درگیری مسلحانه‌ای که سازمان مجاهدین راه‌ انداخته بود، به این نتیجه رسید که این کودتای مسلحانه است و مردم و نیروهای انقلابی (سازمان مجاهدین) خواهان براندازی حکومت هستند. به عبارت دیگر اتحادیه تحلیل می‌کرد که در ایران کودتای مسلحانه شده و می‌بایست علیه کودتاگران دست به قیام مسلحانه­ی توده‌ای علیه حکومت انجام شود تا انقلاب نجات یابد، اما نه به شیوه­ی ترورهای فردی، زیرا عقیده داشت، راه قیام مسلحانه، راه اقدامات مسلحانه پراکنده و ترور فردی نیست که توده‌ها را در نقش تماشاچی رها کرده و سرانجام به سرخوردگی بکشاند. همچنین که این شیوه (ترورهای فردی) باعث تحکیم قدرت حزب جمهوری اسلامی می‌شود، بلکه باید دست به یک قیام مسلحانه توده‌ای زد و کار حکومت را در مدت کوتاهی یک‌سره کرد.

اتحادیه شرایط جامعه را به کودتای محمدعلی شاه که به کمک لیاخوف، مجلس اول شورای ملی را به توپ بست و سرانجام با قیام مسلحانه­ی ستارخان در تبریز به پیروزی مشروطه‌خواهان منجر شد، تشبیه می‌کرد. در نتیجه به باور اتحادیه، باید همانند ستارخان دست به قیام علیه حکومت زد. همین نظریه و مبنا باعث شد اتحادیه به جنگل‌های شمال پناه برده و با سازماندهی گروهی به نام سربداران به مشی چریکی روی آورد و به اقدامات مسلحانه دست بزند و از سایر گروه‌های ضد انقلاب، مخالف و چپ خواست که این راه را (راه سربداران) پیش گیرند.

 

اتحادیه و وقایع آمل

در رهبری اتحادیه در رابطه با چگونگی برنامه­ی نظامی اختلاف‌نظر بود. در مرحله­ی اول قرار بود که به­طور همزمان در دو منطقه­ی آمل و تهران عملیات نظامی انجام گیرد، بعد از مدتی بحث به این نتیجه رسیدند که امکانات لازم برای این اقدامات را ندارند، لذا بنا شد به جنگل رفته و پس از سازماندهی به شهر آمل حمله کنند. بر اساس تحلیل این گروه، مردم همه مخالف رژیم هستند و چنان­که نیرویی قیام را آغاز کند، مردم به آن ملحق خواهند شد و پس از این حرکت و پیروزی در آمل، شهرهای دیگر نیز به ما خواهند پیوست.

حرکت نظامی اتحادیه­ی کمونیست‌ها در جنگل به سه دوره تقسیم می‌شود:

دوره­ی اول: دوره­ی سازماندهی و تدارک برای حمله به شهر از اوایل مهرماه تا ۱۸ آبان ۱۳۶۰، که قرار بود در روز ۱۸ آبان به شهر حمله شود. اما به علت درگیری که در ابتدای جنگل پیش آمد و منجر به بسته شدن جاده­ی هراز گردید، این طرح ناکام ماند و با حمله‌ای که از سوی نیروهای انقلاب اسلامی در ۲۲ آبان­ماه به نیروهای اتحادیه­ی مستقر در جنگل شد، مسأله­ی قیام فوری که اتحادیه آن­را قبلا مطرح کرده بود، منتفی اعلام گردید و جنگ طولانی را پیشنهاد کرد.

دوره­ی دوم: در مرحله­ی دوم حرکت نظامی اتحادیه، جنگ دراز مدت مطرح گردید و بحث پیرامون آن تا آذرماه طول کشید. اما با درگیری دیگری که پیش آمد، اتحادیه به این نتیجه رسید که این طرح نیز نمی‌تواند موفق باشد، زیرا که هیچ امکانی جهت تهیه امکانات از دست رفته، ندارند.

دوره­ی سوم: پس از شکست دو طرح قبلی که باعث تضعیف و یأس گروه گردید، اختلافات داخلی نیز پدیدار شد. گروهی بر این عقیده بودند که می‌بایست جنگل را ترک کرده و جمعی دیگر عقیده داشتند که باید به شهر حمله شود و این چنین استدلال می‌کردند که این حمله می‌تواند سه احتمال را در برداشته باشد، اولا این­که مردم بلافاصله پس از حمله، به آنها ملحق می‌شوند که در این صورت می‌توانستند طبق تحلیل گذشته (جنگ مسلحانه­ی توده‌ای) کار را ادامه دهند و دوم این­که بخش‌هایی از مردم مثلا جوانان از این اقدام حمایت می‌کنند و آن وقت جنگ تبدیل به جنگ شهری می‌شود، که در صورت عدم حمایت توده­ی مردم عقب‌نشینی می‌کنند و سومین احتمال این بود که پس از حمله، هیچ قشری از مردم از این حرکت پشتیبانی نکنند، که در این صورت نیز لازم بود، که به جنگل بازگردند، تا فرصت مناسب پیش‌آید.

اتحادیه پس از این تحلیل و همچنین بحث‌های طولانی به این نتیجه رسید که مردم شهر از رژیم ناراضی هستند و از آنان به­عنوان ناجی استقبال می‌کنند. با این ارزیابی بود که در پنجم بهمن‌ماه ۱۳۶۰ گروه با نام سربداران که عمدتا از عناصر اتحادیه­ی کمونیست‌ها تشکیل یافته و توسط آنان سازماندهی شده بودند، به شهر آمل حمله کردند. و برخلاف ارزیابی‌هایی که کرده بودند نه تنها مردم به آنها نپیوستند، بلکه همراه با نیروهای نظامی، به مقابله با آنها برخاستند که اتحادیه در این هجوم با شکست سختی مواجه شد و رهبران اصلی اتحادیه دستگیر یا کشته شدند.

 

دیگر اقدامات اتحادیه و سرانجام آن

اتحادیه همچنین به نیروهای مبارز اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی در کردستان پیوست. این اتحادیه تشکیلات پیش مرگ زحمتکشان کردستان را از همین رو در کردستان تأسیس کرد. اتحادیه در ضمن در مبارزات دهقانان ترکمن صحرا و مردم عرب خوزستان نیز نقش داشت و سازمان‌های فرعی دیگری همچون جمعیت زنان مبارز و سازمان توده‌ای انقلابی دانشجویان و دانش‌آموزان (ستاد) را نیز تشکیل داد. که با درگیری‌های دیگر و شکست آنها، اتحادیه دچار آشفتگی شد و با شکست تئوری‌های خود در زمینه‌های سیاسی و نظامی و همچنین دستگیری و اعدام رهبرانش، از هم پاشید. که چند بار در صدد بازسازی اتحادیه برآمدند که با برخوردهایی که در سال ۶۱ و ۶۲ با آنها شد کم‌کم به خارج از کشور فرار کردند. بعد از شکست‌های متعدد و تجدیدنظر در دیدگاه‌ها، خط‌مشی چریکی از نظر اتحادیه مغایر با موازین و اصول مارکسیسم- لنینیسم شناخته و به­عنوان راه اصلی یا عمومی انقلاب، ترک شد. اعضای فراری به خارج، به سازمان‌های بین­الملل مائوئیستی که شامل “راه درخشان پرو” و “حزب کمونیست انقلابی امریکا” نیز می‌شد، پیوستند و جنبش انقلابی انترناسیونالیستی را بنیان گذاشتند. در اردیبهشت ۱۳۸۰ اعضای اتحادیه، کنگره‌ی موسس حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست) را برگزار کردند و پس از مباحثاتی این حزب را در اول ماه می آن سال تأسیس نمودند که این حزب ادامه­ی جریان اتحادیه­ی کمونیست‌های ایران است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1487.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 18:45 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

ضرب و شتم معلم از سوی والدین دانش‌آموز

مسعود ثقفی در گفت‌وگو با ایلنا در این باره گفت: ما به طور کلی با هر گونه رفتار خارج از قوانین و مقررات مخالف هستیم، چه این رفتار از سوی والدین باشد، چه از سوی دبیر آموزش و پرورش.

وی افزود: اگر هر کس بخواهد به خود اجازه دهد؛ درباره تخلف احتمالی انجام شده راسا اقدام کند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران گفت: بر این عقیده هستیم که اگر دبیر ما نیز تخلفی کرده باشد، باید از سوی مراجع ذی‌صلاح به آن رسیدگی شود، از سوی دیگر اجازه نمی‌دهیم که هر کسی به هر بهانه‌ای به همکار فرهنگی ما توهین کند یا وی را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

وی افزود: اداره آموزش و پرورش منطقه و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در این باره شکایت خود را به جریان انداخته‌اند. همچنین از معلم و مدیر هم درخواست کرده‌ایم که شکایت خود را در مراجع قضایی مطرح کنند.

ثقفی تاکید کرد: هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که دانش آموزان از سوی معلم خود تنبیه می‌شدند، اگر چنین اتفاق یا تخلفی هم صورت گرفته باشد، مراجعی برای رسیدگی به این تخلفات وجود دارد.

سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران تاکید کرد: هیات رسیدگی به تخلفات اداری، حراست و ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات برای چنین مواقعی در نظر گرفته شده است. به محض اینکه تخلف برای ما محرز شود؛ از مراجع مربوطه برای پیگیری آن اقدام خواهیم کرد، ولی اینکه کسی به خود اجازه دهد با معلم ما برخورد فیزیکی کند، درست نیست و ما حتما این موضوع را پیگیری می‌کنیم.

وی در پاسخ به این سوال که آیا ضاربین، والدین دانش آموزان بوده‌اند، گفت: فکر می‌کنم این موضوع محرز است، چرا که بعد از ضرب و شتم اعتراضاتی به مدیر مدرسه هم داشته‌اند. آنها نباید به این شیوه ناخوشایند اعتراضشان را بیان می‌کردند.

ثقفی درباره اینکه آیا ضاربین لباس نظامی به تن داشتند، گفت: بیشتر ساکنان منطقه‌ای که این معلم در آن تدریس می‌کند،  نظامی هستند. این افراد هم احتمالا ساکن آنجا و از کارکنان آن منطقه هستند. اگر معلم می‌گوید که لباس نظامی به تن داشتند، حتما این طور بوده، چرا که ما خودمان در محل حضور نداشتیم که بخواهیم این موضوع را قطعی بیان کنیم.

وی درباره اقدامات آموزش و پرورش برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی گفت: اقدامات فعلی در این باره پیگیری‌های قضایی است، اینکه برای موارد مشابه اقدامات پیش‌گیرانه انجام شود، باید از سوی مسئولین مربوطه مورد پیگیری قرار بگیرد. در شرایط کنونی نیز اگر پیگیری چنین مواردی از سوی مراجع قضایی منجر به توقف موارد مشابه شود، در جای خود حائز اهمیت است.

گقتنی است؛ یکشنبه بیست و یکم دی ماه آقای ابوالفضل هنانیان دبیر ریاضی منطقه ۱۴ تهران در راه رفتن به مدرسه از سوی دو نفر که به نظر می‌رسید، از بستگان دانش آموز مدرسه ایشان باشند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. به گفته معلم مضروب، دانش آموز به والدین خود گفته بود که معلمشان آنها را تنبیه می‌کند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1485.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 12:26 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

خشونت و افراطی‌گری در هیچ یک از ادیان آسمانی جایی ندارد

ناطق نـوری:خشونت و افراطی‌گری در هیچ یک از ادیان آسمانی جایی ندارد

شيخ علی‌اکبر ناطق نوری رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی با «خوزه دوونشیا » رئیس پیشین مجلس ملی فیلیپین که در راس یک هیات چند ملیتی تجاری و اقتصادی به کشورمان سفر کرده است دیدار و گفت و گو کرد. 
 
علی اکبر ناطق نوری رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی ایران با اشاره به سیر مثبت مناسبات دو کشور ایران و فیلیپین در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اظهار نمود: شایسته است همکاری‌ها و روابط دو کشور متناسب با ظرفیت‌های موجود رشد و تعمیق یابد. 
 
حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری در ادامه با اشاره به فعالیت‌های افراطی و تندروانه با انگیزه‌های سیاسی در مناطق مختلف جهان از جمله در منطقه مهم و حساس خاورمیانه گفت: خشونت و افراطی‌گری در هیچ یک از ادیان آسمانی و آموزه‌های دینی بشریت جایی ندارد و دین اسلام نیز دین عطوفت و مودت بین انسان‌هاست و خشونت‌هایی که در حال حاضر به نام دین انجام می‌شود مشکوک و مردود است. 
 
وی با استقبال از پیشنهاد تشکیل مجمعی از رهبران دینی و مذهبی جهان برای مقابله با خشونت و افراطی‌گری با محوریت ایران گفت: مسئولان عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران همواره نسبت به حفظ وحدت و برادری بین پیروان ادیان و مذاهب مختلف اهتمام جدی داشته‌اند. 
 
در ادامه این دیدار خوزه دوونشیا رئیس اسبق مجلس ملی فیلیپین با اشاره به روابط خوب کشور متبوعش با جمهوری اسلامی ایران گفت: دو کشور مهم جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فیلیپین در قاره پهناور آسیا از روابط دوستانه پایداری در طول سال‌های متمادی گذشته برخوردار بوده‌اند و فیلیپین به گسترش همکاری‌های خود با ایران به عنوان یک تمدن بزرگ و غنی مباهات می‌کند. 
 
وی با تاکید بر ضرورت استفاده از تمام ظرفیت‌های موجود برای توسعه روابط در زمینه‌های مختلف افزود: خوشبختانه تمام تلاش‌های مقامات دو کشور معطوف به افزایش سطح مراودات و همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی می‌باشد. 
 
رئیس سابق مجلس فیلیپین در ادامه با اشاره به تحولات و حوادث جاری در مناطق مختلف جهان و ضمن انتقاد از افراطی‌گری و خشونت‌های گروه‌های تندرو در مناطق مختلف جهان از جمله خاورمیانه و آفریقا گفت: امروز بیش از هر زمان دیگر به ابتکاری جدید برای توقف خشونت و افراطی‌گری که متاسفانه به نام ادیان و مذاهب مختلف در جهان صورت می‌گیرد نیاز داریم و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور مهم اسلامی با پیشینه‌ای مناسب در فعالیت‌های مربوط به گفت‌وگوهای بین ادیان و تمدن‌های مختلف می‌تواند نقش برجسته‌ای در این راستا ایفا کند. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1484.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 22:7 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

بیرون کشیدن جسد جوان 29 ساله از آب‌بندان محمودآباد

 جسد جوان 29 ساله محمودآبادی که عصر شنبه در یکی از آب‌بندان‌های روستایی این شهرستان غرق شده بود از آب بیرون کشیده شد.

مسئول واحد آتش‌نشانی شهرداری محمودآباد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در محمودآباد درباره جزئیات این حادثه گفت: در ساعت 17 شنبه طی تماس با آتش‌نشانی محمودآباد مبنی بر غرق شدن یک نفر در آب‌بندان‌های محمودآباد و احتمال غرق شدن وی، بلافاصله با تجهیزات مورد نیاز و غواصان این واحد در صحنه حادثه حضور پیدا کردیم. 

حسن ذبیح‌پور اظهار کرد: جوان 29 ساله اهل مشهد به نام رمضان پروانه که برای بیرون آوردن اردک وارد آب‌بندان روستای عبدالله آباد بخش سرخ‌رود شده بود، به دلیل سرمای آب دچار ایست قلبی شد و به زیر آب رفت و اثری از جنازه نامبرده در لحظه حضور نیروهای آتش‌نشان و مقامات محلی و مردم روستا وجود نداشت.

وی ادامه داد: با کمک مأموران انتظامی پاسگاه بیشه‌کلا، نیروهای آتش‌نشانی سرخ‌رود، دهیار و اعضای شورای روستای عبدالله‌آباد عملیات کشف جسد توسط غواصان آتش‌نشانی آغاز شد. 

ذبیح‌پور با اشاره به سختی عملیات کشف جسد اظهار کرد: با توجه به اینکه تاریکی شب کار پیدا کردن جسد را دچار مشکل کرد اما تلاش شایسته غواصان پس از گذشت بیش از پنج ساعت به نتیجه نشست و پیکر بی‌جان این جوان حدود ساعت 22:30 از آب بیرون کشیده شد. 

مسئول واحد آتش‌نشانی محمودآباد با بیان اینکه علت مرگ جوان حادثه دیده ایست قلبی در لحظه سقوط به آب گزارش شد، از انتقال جسد به سردخانه پزشکی قانونی خبر داد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1483.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 18:16 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

آیین‌نامه اجرایی زمین‌های بنیاد علوی اصلاح شد

شمس‌الله شریعت‌نژاد امروز  در تنکابن اظهار داشت: مشکلات پیش‌روی مردم منطقه درباره زمین‌های بنیاد علوی با تأیید مقام معظم رهبری و اصلاح آیین‌نامه اجرایی مرتفع شد.

وی ضمن اعلام این خبر افزود: با اصلاح این آیین‌نامه زمین‌های محدوده روستایی تا 400 مترمربع و زمین‌های شهری تا 250 مترمربع به‌صورت رایگان و مابقی با 10 درصد تخفیف محاسبه می‌شود.

نماینده تنکابن، رامسر و عباس‌آباد بیان داشت: بیشترین مشکلات مرتبط با زمین‌های بنیاد علوی در استان مازندران، در شهرستان رامسر وجود دارد.

وی ضمن تقدیر از دفتر مقام معظم رهبری، رئیس بنیاد مستضعفان انقلاب‌اسلامی، نمایندگان مجلس و از همه کسانی که در راستای حل این مشکل همکاری کردند، سپاسگزاری کرد.
 
 

منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1482.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 18:10 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

هشدار امام جمعه محترم و فاضل چمستان به رئيس آموزش و پرورش در خطبه هاي نماز جمعه

  DSC03384

حقیقتاً می خواهم نصیحتی به برادر دینی و ایمانیم در آموزش و پرورش داشته باشم تاکنون بر بسیاری از مسایل و قضایایی که در آنجا  می گذرد چشم فرو بستم و خاموش ماندم و صبر را پیشه خود کردم قبل از آنکه دیر بشود و آبرویی برایتان نماند فکری بحال خودتان بکنید دنیا و آخرت بخصوص آخرت خود را برای دیگری تباه نکنید و ذلت دنیا و آخرت را نصیب خود نسازید  وآموزش و پرورش را جولانگاه بازی های سیاسی خود قرار ندهید چرا که ساحت آ موزش و پرورش مقدس تر  از این بازی های سیاسی می باشد  و معلمان و فرهنگیان عزیز جایگاه رفیع و حرمت ویژه ای میان مردم برخوردارند که شما همه اینها را به بازی گرفته اید  توصیه من این است تا قبل از اقدام بعدی و رو نکردن پشت پرده ها خود محترمانه کنار بکشید حتی از مسؤلین نیز درخواست نمودم نسبت به آنچه در این مجموعه می گذرد تحقیق و بررسی لازم را داشته باشند  تا بعداً گله ای وجود نداشته باشد. حیف است انسان مومن و شیعه امیرالمومنین برای دو روز مسئولیتش خود را کوچک نماید.  واقعاً چقدر مسئولیت می ارزد که اینگونه انسا ن آخرتش را تباه کند امید وارم تصمیم عاقلانه ای بگیرید تا به مواضع بعدی خود نرسم .


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1481.aspx
تاریخ انتشار :  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 0:17 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

عده‌ای از هم‌اکنون می‌دانند که صلاحیتشان تأئید نمی‌شود، لذا شورای نگهبان را زیر سوال می‌ برند

 دبیر شورای نگهبان گفت: برای اصلاح جامعه راهی جز سپردن کار به افراد متخصص وجود ندارد و هر جا مشکلی در کشور وجود دارد به خاطر این است که افراد فاقد صلاحیت مسئولیت را بر عهده گرفته اند.

به گزارش شمال نیوز، آیت الله احمد جنتی شامگاه پنجشنبه در همایش ناظران امین در حسینیه امام خمینی(ره) مشهد افزود: باید افرادی در مملکت مسئولیت بر عهده بگیرند که ضمن اعتقاد به قانون اساسی تسلیم دشمن نشده و بر سر انقلاب و وطن‌ وارد معامله نشوند.

وی با اشاره به اینکه فساد در قسمت‌های مختلف کشور به شدت رشد پیدا کرده است، ادامه داد: به نظر من با قرار گرفتن افراد صالح بر مسئولیت ها این مشکلات حل می‌شود.

وی با اشاره به مسئولیت ناظران در انتخابات بیان داشت: شورای نگهبان یکی از بزرگترین نهادها در نظام جمهوری اسلامی ایران است که به اصلاح ریشه‌ها می‌پردازد.

به نوشته مهر، امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه شورای نگهبان با هیچ‌ شخصی معامله نمی‌کند و اهل مسامحه هم نیست ادامه داد: بررسی صلاحیت نامزدها یکی از وظایف مهم شورای نگهبان است و این شورا تلاش می کند تا افراد صالح مسئولیت های کلیدی نظام را برعهده بگیرند.

دبیر شورای نگهبان اظهار داشت: عده‌ای از هم‌اکنون می‌دانند که صلاحیتشان در شورای نگهبان تأئید نمی‌شود و لذا شورای نگهبان را زیر سوال می‌برند.

وی ادامه داد: یکی از وظایف اصلی شورای نگهبان این است که اجازه ندهد هیچ قانونی برخلاف شرع به تصویب برسد و لذا اگر مصوباتی برخلاف شرع باشد شورای نگهبان آن را اصلاح می‌کند.

وی با اشاره به اینکه شورای نگهبان صلاحیت کاندیداها را تعیین می‌کند افزود: از مدت ها قبل عده‌ای برای انتخابات در حال فعالیت هستند تا سهمی در مجلس آینده برای خود ایجاد کنند که اگر مقدمات مشروع و معقولی باشد هیچ مشکلی نیست اما برخی از فعالیت ها با جناح ‌بندی‌های سیاسی همراه است.

امام جمعه موقت تهران همچنین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فتنه سال ۸۸ بیان داشت: در جریان این فتنه عده ای که دست پرورده استکبار بودند در صف اول قرار گرفتند و عده ای نیز به دلیل نداشتن بصیرت فکر کردند که باید در خیابان شعار بدهند و لذا بعدها پشیمان شدند.

وی با تاکید بر بصیرت بخشی و دشمن شناسی بیان داشت: حمایت دشمن از برخی افراد نشانه اینست که این افراد در راستای تحقق اهداف دشمن قرار گرفته اند.

وی خاطرنشان کرد: ما اگر حق را بشناسیم و به مردم معرفی کنیم مردم نیز به سمت حق گرایش پیدا می‌کنند.

آیت الله جنتی همچنین با محکومیت نشریه فرانسوی در توهین به مقدسات مسلمانان نیز گفت: توهین به ساحت پیامبر اکرم(ص) در همه کشورها دنیا محکوم است.

وی بیان داشت: هر چند که این اتفاق حادثه ای تلخ بود اما برکاتی نیز به دنبال داشت زیرا موجب شد تا دشمنان مسلمانان مشخص شون و همچنین زمینه ساز وحدت بیشتر بین جوامع مسلمان شد.

وی ادامه داد: این موضوع مصداق بارز شیرینی و تلخی شهادت است زیرا هرچند شهادت برای جامعه ما بسیار تلخ است اما آثار و برکاتی از جمله استقامت و ایستادگی را به همراه داشت.

جنتی با بیان اینکه آمریکا و کشور های غربی ادعا می کنند که با ایران مشکل دارند، افزود: این واقعه نشان داد که آنها از نفوذ اسلام هراس دارند و دشمنی آنها با اسلام است.

وی بیداری مسلمان، انزجار از دشمنان، شکل‌گیری وحدت و پایداری امت حزب‌الله را از برکات این حادثه تلخ عنوان کرد و اذعان داشت: آنها از اینکه نام پیامبر به عظمت برده شود هراس دارند.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1480.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم بهمن 1393ساعت 23:46 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

تعطیلی یک کارخانه به دلیل آلودگی زیست محیطی در نور

 رئیس اداره محیط زیست شهرستانهای نور و محمودآباد از پلمپ و تعطیلی یک کارخانه تولیدی به دلیل ایجاد آلودگی زیست محیطی در شهرستان نور خبر داد.

عبدالرضا صادقی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: این کارخانه به استناد ماده ۱۱ قانون محیط زیست به دلیل عدم رعایت سورتینگ در محوطه، عدم مدیریت پسماند و نفوذ شیرابه هایش به جنگل و رودخانه حاشیه تعطیل شد.

وی گفت: پساب حاصل از این رودخانه بدون هیچگونه تصفیه ای آزادانه وارد رودخانه می شد که مشکلاتی را ایجاد کرده است.

صادقی با بیان اینکه اخطاریه های مکرری برای این کارخانه از سوی محیط زیست ارسال شده بود گفت: متاسفانه به این اخطاریه ها توجه نشد و هیچگونه هماهنگی برای رفع نقایص نشده بود.

رئیس اداره محیط زیست شهرستان نور بیان داشت: در نهایت این کارخانه در راستای اعمال ماده ۱۱ قانون محیط زیست تعطیل شد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1479.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم بهمن 1393ساعت 23:43 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

مشارکت 556 میلیون تومانی مردم نور در حوزه سلامت

سیدحمید حسینی عصر امروز در نشست بررسی مشکلات حوزه بهداشت و سلامت این شهرستان اظهار کرد: هشت خانه بهداشت در شهرستان نور در دست احداث است که پنج خانه بهداشت دهه فجر امسال افتتاح می‌شود. وی با اشاره به اینکه بیشتر خانه‌های بهداشت در مناطق کوهستانی هستند، گفت: پنج خانه بهداشت در روستاهای اوز، یوش، ایل، تاکر و رزن بلده تکمیل شده است. رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان نور افزود: یک بیمارستان، 16 مرکز درمانی، پنج پایگاه و 76 خانه بهداشت به 111 هزار و 76 نفر جمعیت شهرستان نور خدمات در‌مانی ارائه می‌کند. حسینی از افزایش مشارکت‌های مردمی در حوزه بهداشت و سلامت در شهرستان نور خبر داد و افزود: میزان مشارکت مردم در سال گذشته 345 میلیون تومان بوده که در 9 ماهه امسال به 556 میلیون تومان رسیده است. این مسئول ادامه داد: فضای زیست پزشک در مراکز بهداشتی درمانی و ساختمان آموزشگاه بهورزی بازسازی و مرمت شده که حدود 150 میلیون تومان هزینه شده است. وی خواستار اختصاص یونیت دندان‌پزشکی در سه مرکز تاشکو، نور یک، شهید رجایی و مرکز کوهستانی لاویج شد. نماینده شورای شهر چمستان نیز در این نشست درباره خانه بهداشت محله عبدل‌آباد چمستان تصریح کرد: این خانه بهداشت استیجاری است و وضعیت مناسبی ندارد و انجام هرگونه هزینه برای این مکان استیجاری منطقی نیست. علیرضا حیدری گفت: زمینی برای احداث مرکز بهداشت در این محله تهیه شده و خیری نیز برای مشارکت در احداث آن اعلام آمادگی کرده است. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1478.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم بهمن 1393ساعت 23:41 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

احمدی لاشکی : غرب استان مازندران محروم مانده است

احمدی لاشکی : غرب استان مازندران محروم مانده است

نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس با انتقاد از اظهارات وزیر کشور در خصوص اعلام خودگردانی مازندران در بخش درآمدی گفت: به نظر می رسد طرح این دیدگاه ها کارشناسی نیست.

به گزارش نورآنلاين ، قاسم احمدی‌لاشکی بعد از ظهر پنجشنبه در نشست خبری خود با خبرنگاران شهرستان‌های نوشهر و چالوس و کلاردشت که در سالن کنفرانس های دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس برگزار شد با قدردانی از تعامل سازنده مجلس و دولت در شرایط فعلی گفت: کشور با توجه به اوضاع منطقه و مذاکرات ۵+۱ در شرایط حساسی قرار دارد و در این باره خوشبختانه هم مجلس و هم دولت با تعامل سازنده به دنبال برداشتن گام های موثر هستند.

 نماینده مردم  نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس در بخش ابتدائی نشست خبری خود با اشاره به معضلات قطعه چهارم آزادراه تهران-شمال و با بیان آنکه قانونی برای گرفتن عوارض در قطعه چهارم آزاد راه تهران ـ شمال نداریم،اشاره و  اظهار کرد: در این راستا تفاهم‌نامه‌ای بین بنیاد مستضعفان و وزارت راه و شهرسازی که مبنای آن تکمیل جاده است را مدنظر قرار دادیم.

عضو کمیسیون تلفیق بودجه مجلس در ادامه با بیان آنکه دولت در دو سال گذشته بودجه را به موقع تقدیم مجلس کرده که جای قدردانی دارد، به بخشی از ارقام درآمدی بودجه اشاره کرد و گفت: برای سال ۹۴ از حدود ۲۲۴ هزار میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده که باید از محل درآمدهای عمومی و ۴۲۰ هزار میلیارد تومان درآمدهای اختصاصی کسب کنیم که ۷۱ هزار میلیارد تومان مربوط به درآمدهای نفتی، ۸۶ هزار میلیارد تومان درآمدهای مالیاتی، ۲۵ هزار میلیارد تومان درآمد سایر بخش ها و ۵ هزار میلیارد تومان نیز امکانات عمومی دولت است.

نماینده نوشهر، چالوس و کلاردشت افزود: برای نخستین بار در بودجه است که درآمدهای مالیاتی از درآمدهای حاصل از نفت بیشتر شده است که اگر کمیسیون تلفیق مجلس ۷۱ هزار میلیارد تومان درآمدهای نفتی را کاهش دهد که باید این اتفاق بیفتد، به ازای هر یک دلار کاهش قیمت نفت هزار میلیارد تومان اعتبارات کم می شود.

وی تاکید کرد: هرچند مجلس دنبال راهکارهایی است تا ضریب فرار از مالیات را در کشور کاهش دهد و این مستلزم فرهنگ سازی و تدوین قوانین و لوایح جدید است.

وی با اشاره به آمار فرار مالیاتی در کشور گفت: ۴۰ درصد از جامعه از دادن مالیات معاف هستند و ۲۵ درصد نیز از مالیات فرار می کنند که ضریب آن در مجموع به ۶۵ درصد می رسد.

وی با اشاره به اینکه رفع نواقص قطعه چهارم آزاد تهران ـ شمال ضروری بوده و در حال حاضر این طرح از پیشرفت ۹۳ درصدی برخوردار بوده است، تصریح کرد: این پروژه باید براساس توافقاتی که انجام شد تا ۲۰ اسفند تکمیل و تحویل داده شود.

نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس در بخش دیگر از نشست خبری خود  با انتقاد از اظهارات وزیر کشور در خصوص اعلام خودگردانی مازندران از بخش درآمدی درون استان گفت: بنظر می رسد این طرح این دیدگاه ها بمنزله گول زدن مردم است.

وی افزود: اینکه از سوی وزیر کشور اعلام شود ۲۳ میلیون مسافر به مازندران وارد می شود و بر اساس همین دیدگاه باید این استان خودگردانی داشته باشد یک دیدگاه ناکارشناسانه است.

وی اضافه کرد: بر چه اساسی اعلام می شود که درآمدی از گردشگر عائد استان می شود درحالیکه فقط معضلات ترافیکی و انباشت زباله و دغدغه های امنیتی برای مردم استان باقی می ماند.

احمدی لاشکی افزود: هیچ ابزار و زیرساختی برای دریافت درآمد حاصل از ورود گردشگر در استان وجود ندارد و طرح اینگونه دیدگاهها بمانند بستن دست و پای مسئولین و انداختن در استخر است و انتظار دارند که این مسئولین استانی شنا کنند.

نماینده مردم شهرستان‌های نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تابلوهای تبلیغاتی نصب شده در جاده کندوان اضافه کرد: مبنای ما قانون است و باید از دستگاه‌های ذیربط استعلام و مجوز برای نصب تابلوهای تبلیغاتی در این مسیر اخذ شود.

وی با بیان اینکه دستگاه‌هایی مانند منابع طبیعی و اداره راه و شهرسازی باید در صدور مجوز برای نصب تابلوهای تبلیغاتی دخیل باشند، افزود: نصب تابلوهای تبلیغاتی باید به افراد بومی واگذار شود و عام‌المنفعه باشد.

احمدی‌لاشکی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت روشن شدن تکلیف ساخت و سازهای غیرمجاز تاکید کرد و افزود: ساخت و سازهای بیت‌المال که تخریب می‌شود باید هر چه زودتر تکلیف آن مشخص شود و البته ساخت‌وسازهای گذشته نباید تخریب شود و باید کار کارشناسی، نظریه فنی و تشکیل کمیته صورت گیرد که این خواست واقعی مردم منطقه است.

نماینده مردم شهرستان‌های نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس با اشاره به محرومیت غرب مازندران اظهار داشت: بحث محرومیت غرب مازندران را همیشه مطرح کردیم و باید در این خصوص اقدام جدی صورت بگیرد.

وی افزود: طرح منطقه آزاد تجاری گردشگری غرب مازندران به مرکزیت نوشهر در حال تدوین نهایی است و دبیرخانه آن نیز در نوشهر تشکیل شده و امیدواریم در سفر ریاست محترم  جمهور به مازندران به عنوان یک مصوبه قرار گیرد تا در این صورت بخشی از محرومیت غرب مازندران مرتفع گردد.

وی همچنین در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر عدم توزیع عادلانه آگهی ثبتی از سوی ادارات ارشاد نوشهر و چالوس گفت: این موضوع را حتماٌ پیگیری خواهم کردو لازم است تا در خصوص توزیع عادلانه آگهی ثبتی در میان مطبوعات منطقه هم نظارت جدی شود و هم توزیع عادلانه صورت گیرد.

عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی از حضور مدیرکل ورزش و جوانان مازندران در ایام دهه فجر در حوزه انتخابیه خود خبر داد و گفت: مدیرکل ورزش و جوانان مازندران یک روز کامل در حوزه انتخابیه نوشهر و چالوس و کلاردشت حضور دارد تا اهالی ورزش و مردم ورزش‌دوست منطقه بتوانند در این روز پیگیر مشکلات و خواسته‌های خودشان باشند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1477.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم بهمن 1393ساعت 19:16 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

الاکلنگ یک سویه فقیر و غنی در مازندران/ اضمحلال طبقه متوسط مازندرانی

 

یکی از مهمترین نشانه‌های رشد اجتماعی و وضعیت رفاه در یک جامعه، تعادل و توازن توزیع درآمد یا ثروت در آن جامعه است.از جمله مهمترین شاخص‌های این سنجش ضریب یا شاخص جینی (Gini coefficient) است.

ضریب جینی یک واحد اندازه گیری پراکندگی آماری است که معمولا برای سنجش میزان نابرابری در توزیع درآمد یا ثروت در یک جامعه آماری استفاده می‌شود. این ضریب با نسبتی تعریف می‌شود که ارزشی بین صفر و یک دارد.

هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد صفر باشد، برابری بیشتر در توزیع درآمد را نشان می‌دهد و بالعکس هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد یک باشد، توزیع نابرابر درآمد را مشخص می‌کند.

اگر ضریب جینی مساوی با عدد صفر باشد یعنی همه درآمد و ثروت یکسان دارند (برابری مطلق) و اگر مساوی با عدد یک باشد یعنی نابرابری مطلق به گونه‌ای که ثروت تنها در دست یک نفر است و مابقی هیچ درآمدی ندارد.

مرکز آمار ایران به تازگی ضریب جینی کشور در حد فاصل سال های 88 تا 92 را منتشر کرده که در آن می توان نگاهی جامع به توزیع ثروت و برابری طبقات اجتماعی انداخت. بر اساس این آمار دولت یازدهم موفق شده است در مدت زمان کوتاه مدیریت خود بر منابع درآمدی کشور تا حدی از میزان ضریب جینی بکاهد و به نوعی فاصله میان غنی و فقیر را کمتر کند.

این آمارها همچنین دربردارنده اطلاعات مالی استان های کشور است و در آن به میزان برابری طبقات مختلف اجتماعی در مازندران نیز اشاره شده است.

بر این اساس؛ یزان ضریب جینی مناطق روستایی مازندران در حدفاصل سال های 90 الی 92 به ترتیب 3094 /0، 2972 /0 و 3080 /0 معین شده که نشان می دهد وضعیت فاصله طبقاتی مالی در سال 92 از سال 91 بدتر شده است و سیستم اقتصادی استان موفق نشده سیر بهبود ضریب جینی سال 91 نسبت به 90 را حفظ کند.

بر همین اساس میزان ضریب جینی مناطق شهری مازندران در سال های 90 الی 92 به ترتیب 3089/0، 2910 /0و 3006 /0 اعلام شده که همچون ضریب جینی روستایی افزایش فاصله غنی و فقیر در سال 92 نسبت به 91 را نشان می دهد.

نکته جالب در این آمارها این است که همیشه ضریب جینی روستایی از ضریب جینی شهری در مازندران بیشتر است. این اطلاعات به خوبی آثار مخرب ویلاسازی ها و حضور گسترده شهرنشینان ثروتمند در روستاهای مازندران را نشان می دهد. زیرا تا یک دهه پیش که ساخت و سازها در مناطق روستایی مازندران تا این اندازه گسترش نیافته بود، همیشه ضریب جینی روستایی از ضریب جینی شهری کمتر بود.

متاسفانه در سال های اخیر و به دلیل برخی نابسامانی های اقتصادی فاصله درآمدی طبقات جامعه در مازندران از هم بیشتر شده و به بیانی دیگر ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا بی پول تر شده اند.

از طرفی دیگر هرچه این فاصله بیشتر شود از تعداد خانوارهای طبقه متوسط مازندران کاسته خواهد شد. زیرا هرچه طبقه متوسط جامعه ای بیشتر و مطئن تر شوند به این معناست که فاصله ثروتمند و فقیر کمتر شده و تعادل توزیع در آمد در آن جامعه بالاتر رفته است

یکی از اصلی ترین راه های کاهش این فاصله ساماندهی اخذ مالیات های صحیح و تشکیل سامانه جامع اطلاعاتی است.

ضریب جینی از جمله مستنداتی است که دولت در مازندران می تواند از آن برای بهبود نحوه توزیع یارانه های نقدی استفاده کند. همچنین این آمارها کمک می کند که تیم اقتصادی استان با تمرکز بیشتری بر مناطق خطر، آنها را مورد توجه ویژه قرار دهد.

افزایش فاصله طبقاتی به افزایش نارضایتی های عمومی منجر می گردد و کسانی که درآمد اندک ولی هزینه های فراوان دارند نسبت به ثروتمندانی که هر روز بیشتر از گذشته پولدار می شوند نگاهی مناسب نخواهند داشت.

از مسئولان اقتصادی مازندران انتظار می رود دقت ویژه ای به این آمارها داشته باشند و همانگونه که حاکمیت همواره در صدد کاهش فاصله طبقاتی است با برنامه هایی حساب شده و منظم فاصله میان غنی و فقیر را روز به روز کمتر کنند.

 

استان

 

1390

1391

1392

روستایی

شهری

 

روستایی

شهری

روستایی

شهری

3094/0

3089/0

2972/0

2910/0

3080/0

3006/0

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1476.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:15 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

روحانی راه بنی‌صدر را می‌رود/ پزشکی قانونی مطهری را معاینه کند

به گزارش نورآنلاين ، حجت الاسلام مهدی طائب رئیس قرارگاه «عمار» گفت: نمی دانم آقای مطهری هدفش از این حرف‌ها چیست، ایشان را در این قضیه صاحب هدف نمی‌دانم و معتقدم خود ایشان نمی‌داند دارد چه می‌گوید و پیشنهادم این است که پزشکی قانونی، ایشان را معاینه کند، چون حرف‌هایی که می‌زند قواره ندارند.

انتخاب نوشت، طائب با حضور در حسینیه جواد الائمه بیان داشت: مگر نمی‌گویید قدرت آقای هاشمی رفسنجانی با این دولت است؟ این دولت اصلاً قدرت دارد که قدرت آقای هاشمی بالا رفته باشد. این دولت را دولت قدرتمندی نمی‌دانم. دولت قدرتمند که به مردم فحش نمی‌دهد. دولت قدرتمند که با مجلس در نمی‌افتد. ایشان در بوشهر به مسئله برداشت از صندوق توسعه اعتراض کرده است که هی می‌گویند صندوق، صندوق. آقا بالاخره این قضیه انجام شده است یا نه؟ اگر نه، خب برنداشتی. اگر هست، بیا شجاعانه بگو برداشته‌ام. اینکه مسئله را همین‌طور معلق نگه دارید حاکی از ضعف است.

گزیده اظهارات مهدی طائب در زیر می آید:

نیروهایی که الان داریم با 35 سال پیش قابل قیاس نیستند. ما 35 سال قبل اصلاً تشخیص نمی‌دادیم فساد هست یا نیست! فکر می‌کنید فسادهایی که الان معلوم می‌شوند، در زمان جنگ نبوده است؟ بود، ولی اصلاً متوجه نبودیم روی زمین دارد چه اتفاقی می‌افتد. این جریاناتی که الان دارید تحت عنوان جریان [برخی فتنه گران] می‌بینید، پشتوانه مالی‌شان را در زمان جنگ بستند. همان موقعی که صنایع سنگین دست اینها بود. همان پول‌هایی که باید در جنگ خرج می‌کردند، در جاهای دیگر خرج کردند و پشتوانه‌هایی برای خودشان ساختند و بعداً بورس را به آن افزودند، ولی در این هنگامه آدم تربیت شد و این آدم‌ها فهمیدند که بد است. اگر جمهوری اسلامی نداشتیم، برای امروزمان آدم تربیت نمی‌شد و اصلاً نمی‌شد به افراد نمره بدهیم، یعنی ریزش و رویش.

مسعود رجوی در رفته است، مسعود رجوی‌های دیگر در نرفته‌اند. در ایران و غیر ایران که ملاک نیست. ملاک این است که دشمن در اینجا سرمایه‌گذاری کرده و دشمن از عقرب جهنم هم به ما نزدیک‌تر است. شیطان گفت به بنی‌آدم نزدیک می‌شوم «مجری الدم» مثل خونی که در رگ‌هایشان می‌گردد، پیش اینها می‌روم. دم دستمان است. شما از عبدالله بن عباس به امیرالمؤمنین(ع) نزدیک‌تر می‌شناسید؟ عبدالله بن عباس پول‌ها را برداشت و در رفت. از عبیدالله بن عباس به امام حسن مجتبی(ع) نزدیک‌تر می‌خواهید؟ امام حسن(ع) را به معاویه فروخت. آقای علی مطهری پسر شهید است دیگر. می‌خواهی چه کارش کنی؟ پسر شهید مطهری را می‌توانید بگویید ما فاسدش کردیم؟

نمی دانم آقای مطهری هدفش از این حرف‌ها چیست، ایشان را در این قضیه صاحب هدف نمی‌دانم و معتقدم خود ایشان نمی‌داند دارد چه می‌گوید و پیشنهادم این است که پزشکی قانونی، ایشان را معاینه کند، چون حرف‌هایی که می‌زند قواره ندارند. حرف باید خطی داشته باشد. شما یا حزب‌اللهی هستی، پیشنهاد حزب‌اللهی می‌دهی یا حزب‌اللهی نیستی پیشنهاد ضد حزب‌اللهی می‌دهی. ایشان در همین سخنرانی‌اش به ساپورت حمله کرده است، یعنی لباس چسبان. از ایشان سئوال می‌کنم طرفداران آقای میرحسین موسوی چه کسانی بودند؟ چه کسانی را آقای میرحسین موسوی به خیابان می‌کشید؟ همه عالم و آدم فهمیدند ساپورت‌پوش‌ها چه کسانی هستند. ماشین‌ها را که نگاه می‌کردی پر از اینها بود و آقای میرحسین موسوی اگر سر کار می‌آمد، می‌خواست این تیپ را به قدرت برساند.

شما به اینها حمله می‌کنی، بعد می‌گویی چرا این آقایان در حصر هستند؟ بی‌عدالتی است. آزادشان کنید. این دو تا را چه جوری جمع کنیم؟ شما بالاخره کی و چی را داری می‌گویی؟ از آن طرف میرحسین موسوی را می‌خواهد از حصر در بیاورد، از این طرف به دولت می گوید تو چهار هزار میلیارد برداشت کردی. همین‌ها طرفدار آزاد شدن میرحسین هستند. اگر اینها را ناعادل می‌دانی، پس چطور حرف آنها را می‌زنی؟ این تشویش نشان می‌دهد ایشان فهم تمرکز روی مسائل ملی و جهانی را ندارد و هر چه را که به نظرش می‌رسد می‌آید و می‌گوید. واقعاً ایشان را صاحب قوه تشخیص نمی‌دانم و برایش از این حیث نگرانم. البته هیچ اعتقادی هم ندارم که حرف‌هایش مهم است. بنده اگر جای نماینده‌ها بودم هیچی نمی‌گفتم و اجازه می‌دادم حرف‌هایش را تا آخر بزند و برود سر جایش بنشیند. مردم ما دیگر از این مراحل گذشته‌اند که این حرف‌ها برایشان خطر باشد. مردم فراز و نشیب‌های فراوانی را از سر گذرانده و خیلی سعه صدر پیدا کرده‌اند و خیلی گسترش ذهنی دارند. اگر بودم فقط یک چیز را از ایشان می‌پرسیدم و آن هم اینکه شما می‌گویی این خلاف قانون است. چرا؟ توضیح بدهد، چون حصر اینها عین قانون است. شما نماینده مجلس هستی و قسم خورده‌ای پاسدار قانون اساسی باشی و دائماً می‌گویی خلاف قانون! خلاف قانون! اگر قانون اساسی را بلد نباشی، چه جوری می‌خواهی از حقوق این ملت دفاع کنی؟ ما این همه حقوقدان داریم. به همه آنها بگویید آیا این خلاف قانون است؟ می‌گویند مصوبات شورای امنیت ملی حاکم بر همه قوانین است. حصر این آقایان مصوبه شورای امنیت ملی است. هر موقع لازم باشد مصوبه می‌گذارد و آنها را از حصر در می‌آورد، ولی همین شورای موجود می‌گوید اینها را از حصر در نیاورید. حالا شما سلیقه‌ات با آقای احمدی‌نژاد نمی‌خواند، دلیل نمی‌شود کار قانونی را زیر سئوال ببری.

در باب رفراندوم که ایشان دارد راه آقای بنی‌صدر را می‌رود، چون اولین کسی که رفراندوم را مطرح کرد آقای بنی‌صدر بود و ایشان گفت ایران به بن‌بست رسیده است و برای خروج از بن‌بست باید رفراندوم بدهیم. بن‌بست آقای بنی‌صدر چه بود؟ او می‌خواست هر چه می‌گوید عمل شود. قانون اساسی آن موقع هم رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر گذاشته بود و اختیارات امر دست نخست‌وزیر بود. نخست‌وزیر را هم باید آقای رئیس‌جمهور به مجلس معرفی کرد و مجلس هم رأی می‌داد. آقای بنی‌صدر هر چه همپالکی خودش بود به مجلس معرفی کرد و مجلس هم رأی نداد. آخر سر آمد و گفت این نمی‌شود. بن‌بست است. چه کار کنیم؟ رفراندوم بگذارید این اصل را عوض کنید. امام فرمود تو خودت را عوض کن. انقلاب راه خودش را می‌رود.

حالا هم هر رئیس‌جمهوری که می‌آید، وقتی می‌بیند در چهارچوب قوانین موجود نمی‌خواهد حرکت کند، اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد رفراندوم گذاشتن است. اینکه راه‌حل نشد. حالا فرض کنیم رفراندوم گذاشتیم و آنچه را که به نظر شما راه‌حل است اجرا کردیم و در همان مسیر به بن‌بست رسیدیم. آن وقت چه کار کنیم؟ باز رفراندوم بگذاریم؟ آن وقت سنگ روی سنگ بند می‌شود؟

آقای روحانی در بحث تلویزیونی گفت من مشکل اقتصاد را حل می‌کنم. ایشان حتماً می‌دانست وضع اقتصاد ما چیست. قول 100 روزه و سه ماهه خیلی قول سنگینی بود. کسی که اقتصاددان بود می‌دانست طی 100 روز یک آش را نمی‌شود هم زد. بعد شش ماهه و یک ساله. ایشان وقتی داشت قول می‌داد، واقعاً بر چه مبنایی قول می‌داد؟ تصویر و تصور آقایان این بود که ما در مذاکرات موفق می‌شویم و تحریم‌ها رفع می‌شوند و تولید نفت را به چهار پنج میلیون بشکه می‌رسانیم. پول نفت هم که بشکه‌ای 100 دلار است. پنج میلیون بشکه می‌فروشیم و پول از آسمان روی ایران می‌بارد و خرجش می‌کنیم و رفاه عجیب و غریبی برای مردم می‌آوریم و همه قفل‌ها را باز می‌کنیم و بعد همه می‌فهمند اصولگرایی غلط و ملی‌گرایی و مذاکره درست است. واقعاً به این موضوع مطمئن بودند. آقای زنگنه در مصاحبه بعد از وزارت نفتش در پاسخ به این سئوال که برنامه شما چیست، گفت می‌خواهیم تولید را بالا ببریم. معلوم می‌شد بسیار به مذاکرات مطمئن بودند.

مذاکرات بر سر چی؟ ادعای امریکایی‌ها هسته‌ای بود. آقا هم راه را باز گذاشتند و گفتند بروید مذاکره کنید. حالا رفتید مذاکره کرده‌، همه قول‌ها را هم داده، همه چیز را هم تعطیل کرده و حالا به اینجا رسیده‌اید که امریکایی‌ها بر اساس اخبار بین‌المللی هیچ چیزی برای شما روی میز نگذاشته‌اند. حالا دارد به شما می‌گوید موشک‌هایت را جمع کن. تو هوافضا می‌خواهی چه کار؟ برد موشک‌های تو فوقش باید 300 کیلومتر باشد، آن هم تحت نظارت من باید تولید شود. ای بابا! کار را به اینجا رسانده است، حالا چه کار کنیم؟ نه قانون اساسی اجازه می‌دهد، نه غیرت مردم، نه استقلال مردم و نه شعارهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی اجازه می‌دهند. این حرف‌ها اولین چیزی را که زیر سئوال می‌برد استقلال ماست. حالا اجازه نمی‌دهد. ایشان هم گفته است اقتصاد را درست می‌کنم و گیر کرده است. چه کار کنیم؟ رفراندوم بگذاریم. رفراندوم سر چی؟ سر اینکه موشک می‌خواهیم یا نه؟ حالا رفراندوم کردیم و به این نتیجه رسیدیم موشک نمی‌خواهیم. تمام می‌شود؟ حالا امریکایی‌ها می‌گویند شما در ایران حقوق بشر را باید رعایت کنید. حقوق بشر چیست؟ یکی از اموری که در ایران ممنوع است همجنس‌بازی است. آقای هادوی دادستان اول انقلاب بود. یک نفر دیگر هم هست که اسمش یادم رفته است. خیلی هم آدم شجاع و از جبهه ملی بود. پیرمرد بود و مصاحبه و بسیار اظهار شجاعت می‌کرد. قضیه برای سال 58 است. گفت رسماً از امریکا برایم نامه نوشته‌اند که در ایران یک همجنس‌باز را محاکمه کرده و حقوق بشر را زیر پا گذاشته‌اید. گفت من هم با کمال شجاعت جواب دادم به شما ربطی ندارد. عجب شجاعتی! خنده‌مان گرفت، ولی الان آنها به دنبال این هستند که مانند امریکا و انگلیس که همجنس‌بازی قانونی شده است، می‌گویند حقوق بشر اقتضا می‌کند در ایران همجنس‌بازی قانونی شود. حالا فرض کنید رفراندوم گذاشتید و این را هم قبول کردید. حالا می‌گوید قانون اساسی شما دینی است. این را باید کنار بگذارید. عاقبت رفراندوم‌ها به اینجاها می‌کشد. شناخت شما از طرف مقابلت کامل نیست. اگر شناختت کامل باشد، نیاز به رفراندوم نداری. با همین قانون اساسی پدر دشمن را در آورده‌ایم و با همین قانون ساسی جلو رفته‌ایم.

پیش‌بینی هم می‌شد آقای روحانی خیلی زودتر از چیزی که تصور می‌رود خسته شود. احساسم این است که ایشان خسته شده است.

مگر نمی‌گویید قدرت آقای هاشمی رفسنجانی با این دولت است؟ این دولت اصلاً قدرت دارد که قدرت آقای هاشمی بالا رفته باشد. این دولت را دولت قدرتمندی نمی‌دانم. دولت قدرتمند که به مردم فحش نمی‌دهد. دولت قدرتمند که با مجلس در نمی‌افتد. ایشان در بوشهر به مسئله برداشت از صندوق توسعه اعتراض کرده است که هی می‌گویند صندوق، صندوق. آقا بالاخره این قضیه انجام شده است یا نه؟ اگر نه، خب برنداشتی. اگر هست، بیا شجاعانه بگو برداشته‌ام. اینکه مسئله را همین‌طور معلق نگه دارید حاکی از ضعف است. سراغ رفراندوم رفتن یعنی ناتوان بوده‌ای. در شکستن تحریم این راهی بود که همه می‌توانستند بروند. خب رفتید. چه به دست آوردید؟ قدرت آقای هاشمی زیاد شد؟ کجا زیاد شده است؟ آقای هاشمی بود و این نیروها را هم داشت. اعتقادم این است که در مجموع قضیه قدرت آقای هاشمی روز به روز کمتر می‌شود و هر چیزی که رو شود، بهتر حل می‌شود. آقای هاشمی دار و ندارش را به میدان آورد و انصافاً هم وقتی تابلو شدند، آقای هاشمی چند تا جوان داشت؟ این دولت، دولت آقای هاشمی است دیگر. چند درصدش جوان هستند؟ بالندگی آقای هاشمی زمانی بود که می‌توانست نیروهای جوان پای کار به خط‌زن داشته باشد. موجودی‌شان همین است.

اگر جد مرا از قبر در می‌آوردند، تجربه‌اش بیشتر بود. تجربه زمانی به درد می‌خورد که بغل دست یک جوان قرار بگیرد. جوان بغل دست اینها کیست؟ چه کسی برای اینها کار می‌کند؟ ذات نظام جمهوری اسلامی ایران اگر قوی نبود، اینها همان روزهای اول زمین خورده بودند. این‌قدر به سپاه فحش می‌دهند، ولی بالاخره سپاه دارد کار علمی را می‌چرخاند. روزهای اول چقدر به قرارگاه خاتم فحش دادند که سرهنگ برگردند به... آقای هاشمی اگر قدرت داشت، بعد از رفتن آقای مهدوی کنی در این مجلس خبرگان رئیس می‌شد. دولت که دستشان است، بنابراین باید در مجلس خبرگان موجود رئیس می‌شد.

در داستان قرض از صندوق توسعه اگر یادتان باشد خیلی به آقای احمدی‌نژاد هجوم بود. در آنجا گفتم این قضیه، ایراد بر احمدی‌نژاد نیست. پول نفت نیست، مجبوریم این کار را بکنیم. حالا او باشد یا هر کس دیگری. الان اوضاع اقتصادی و درآمدها و خرج‌ها با مجموعه حواشی که داریم، بالاخره ایجاب می‌کند وقتی پول کم دارند از هر جا که شدنی است بردارند، اما مشکل کار این است که بیایید و به مجلس بگویید در این قسمت پول نداریم، مجلس مجوز بده که ما برداشت کنیم. راه درستش این است. برداشت پنهانی غلط است، چون یعنی حفظ شعارهایی که دادیم یا عدم قبول شکست در شعارها. در زمان احمدی‌نژاد کمرش را شکستید از بس گفتید. حالا دارید درست مثل او کار می‌کنید. بیا بگو من غلط کردم. او راه را درست می‌رفت. بانک مرکزی! چه چیز را نسبت به آن موقع تغییر داده‌ای؟ بگو ما می‌خواستیم بیاییم و به قدرت برسیم و این حرف‌ها را زدیم. یک عده هم می‌خندند و می‌گویند نوش جانت. قرار است کار بشود، حالا یا تو یا آن.

موافق بازگشت ایشان نیستم. تاریخ مصرف ایشان تمام شده است، مدل کار هم دیگر به ایشان نمی‌خورد. باید به سراغ چهره‌های جدید بروید و ما آن‌قدر چهره جدید داریم که نیازی به امثال آقای احمدی‌نژاد نیست. ما مدل آقای احمدی‌نژاد زیاد داریم که آن نواقص را نداشته باشد. یک دانه که نیستند. دارید دنیا را اداره می‌کنید. اگر نیرو نداشتیم که نمی‌توانستیم دنیا را اداره کنیم. دایره را تنگ گرفته بودیم و دائماً بین قدیمی‌ها چرخیدیم و این‌جوری شد. به اعتقاد من این دفعه دیگر آخرین خط رفتن به سراغ قدیمی‌ها بود. بابا! برو سراغ جدیدها. یک نفر را آوردی، کار تمام شد. برو سراغ نفر بعدی. در تاریخ نمانید. جلو بیایید. آقای احمدی‌نژاد مال زمانه خودش بود و تمام شد. ما نیروهای خوب زیاد داریم که به وقتش جلو می‌آیند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1475.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:13 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

پیام رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

به گزارش نورآنلاين به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، ولی امر مسلمین جهان، در پی حوادث اخیر، پیام مهمی به زبان انگلیسی خطاب به جوانان غربی منتشر کردند.

متن فارسی پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی بدین شرح است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ ملّت و سرزمینتان را در دستان شما می‌بینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمی‌کنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه می‌گردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمی‌خواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخ‌نگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و آمریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی می‌کنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما می‌خواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری می‌شود؟

شما به خوبی می‌دانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من می‌خواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین می‌گردد؟ پس خواسته‌ اوّل من این است که درباره‌ انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء می‌کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‌گریزانند و می‌ترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه می‌گویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما می‌خواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمی‌تواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما می‌تواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا می‌تواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار می‌دهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1474.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:9 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

برگزاری همایش شناخت سیره عملی امام خمینی (ره) دهه فجر در شهرستان نور

محمد محمدی ظهر امروز در جلسه ستاد گرامیداشت دهه فجر این شهرستان اظهار کرد: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نور در قالب کمیته فرهنگی و تبلیغات برنامه‌های متعددی را در سطح شهرستان پیش‌بینی کرده است که شاخص‌ترین آن همایش معرفی و شناخت امام(ره) و سیره عملی آن حضرت در انقلاب اسلامی است. وی برگزاری مسابقات نقاشی کودکان با موضوع انقلاب،برگزاری نمایشگاه هنرهای تجسمی،جشنواره کودک و فتیله‌ها را از دیگر برنامه‌های اداره فرهنگ و ارشاد در دهه فجر امسال عنوان کرد. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نور از برگزاری جنگ شادی در نور و بلده در این ایام خبر داد و گفت: فیلم‌های منتخب جشنواره وارش نیز در دهه فجر در سالن ارشاد این شهرستان پخش می‌شود. رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز از برگزاری یادواره شهدای ایزدشهر در دهه فجر خبر داد و افزود: دیدار با خانواده‌های شهدا، غبارروبی و عطرافشانی گلزارهای شهدا در سطح شهرستان، انجام تبلیغات محیطی و تعویض پرچم قبور شهدا برخی از برنامه‌های کمیته ایثارگران است. حسین زالپولی گفت: برگزاری مسابقات قرآن در سه رشته مفاهیم و تفسیر، حفظ و قرائت از دیگر برنامه‌های شاخص این کمیته است. فرمانده سپاه ناحیه نور هم به عنوان مسئول کمیته بسیج بیان کرد: تاسیس و بنیان‌گذاری انقلاب الزامی از سوی امام (ره) بود و گرامیداشت این ایام با عنوان دهه فجر الزام این زمان برای ما است. حسین محمودی گفت: سپاه در قالب کمیته بسیج ده‌ها برنامه را تدوین کرده و برگزاری یادواره‌های شهدا، نشست‌های تخصصی، همایش‌های علمی و تربیتی، نشست حلقه‌های صالحین و ده‌ها برنامه فرهنگی دیگر که به ستاد اعلام و در ایام دهه فجر با همکاری حوزه‌ها و پایگاه‌های تابعه بسیج اجرا می‌شود. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1473.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:7 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

۲۲ شهرستان مازندران به سیستم پایش تصویری مجهز می‌شود

به گزارش نورآنلاين به نقل از روابط عمومی استانداری مازندران، علی‌رضا یونسی اظهار داشت: یکی از پیش بینی‌های مراقبت نرم که در بیشتر کشورها نیز مرسوم بوده، تجهیز برخی مبادی و نقاط حساس به دوربین است.

وی افزود: نقاط حساس در 22 شهرستان مازندران شناسایی شده و در آنها دوربین برای اجرای طرح پایش تصویری نصب می‌شود.

یونسی، از آغاز اجرای این طرح در شهرستان نور و چالوس خبر داد و گفت: عملیات نصب دوربین در این دو شهرستان در حال اتمام بوده و شهرداری‌های هر شهرستان باید در زمینه تامین هزینه تجهیز شهرستان به دوربین همکاری داشته باشند و بقیه نیازها از سوی استانداری تامین می‌شود.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مازندران تاکید کرد: در هر شهرستان امکان دارد 10 تا 15 نقطه اصلی و حساس دوربین برای اجرای طرح پایش تصویری نصب شود.

یونسی، امنیت حاکم بر استان را کم نظیر دانست و گفت: هیچ مشکل امنیتی در سراسر استان وجود ندارد و اشراف کامل وجود دارد و در حوزه آسیب‌های اجتماعی نیز اقدامات اساسی در حال انجام است.

معاون استاندار مازندران با اشاره به اراده مسئولان استان برای برخورد جدی با تصرف اراضی کشاورزی و ملی و جلوگیری از ساخت و سازهای غیرمجاز، گفت: مسئولان استان از استانداری گرفته تا دادگستری و نیروی انتظامی و شورای تامین تصمیم جدی دارند که اجازه ندهند ساخت و سازهای غیرمجاز ادامه یابد.

وی از مردم درخواست کرد با دادن اطلاعات به مسوولان در جلوگیری از تصرف اراضی و ساخت و سازهای غیرمجاز همکاری کنند.

یونسی گفت: تعدادی احکام قلع و قمع از قبل وجود داشت که اجرا نشده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1472.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 16:5 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

اندر احوالات استفاده از واژه (دکتر) براي برخي از ............

 

اپیزود اول)

روزی که بعد از کنار گذاشته شدن مصطفی پورمحمدی از سمت وزارت کشور،علی کردان به عنوان وزیر کشور برای کسب رأی اعتماد به مجلس معرفی شد،شاید هیچ کس فکر نمی کرد تنش‌ها بر سر وزارت علی کردان و مدرک دکترایش مهم‌ترین موضوع این جلسه باشد.

به هر ترتیب علی کردان وزیر کشور شد ولی تنش ها پایان نیافت علی کردان که هنوز هم خود را صاحب مدرک دکتری میدانست در جلسه معارفه خود اقدام به انتشار یک کپی از مدرک دکترای خود نمود. در حالیکه فکر میکرد این پایان ماجراست، غلطهای گرامری و نگارشی فراوان مدرک ارائه شده، شک در مورد جعلی بودن این مدرک را بیشتر کرد. این بار سایت الف کپی مدرک را برای دانشگاه آکسفورد فکس و در مورد صحت آن از این دانشگاه استعلام کرد ولی دانشگاه آکسفورد در جواب استعلام الف مدرک فوق را رسماً فاقد اعتبار دانست. 

با قطعی شدن جعلی بودن مدرک کردان، آقای احمدی نژاد رییس جمهور وقت گفت:”مگر خدمتگزاری نیازی به این کاغذپاره ها دارد؟”  وی همچنین در حکم وزارت کردان از به کار بردن لفظ دکتر برای او خودداری کرد وبالاخره معلوم شد تنها مدرک رسمی کردان فوق دیپلم فنی است و ایشان هیچ مدرک رسمی دانشگاهی دیگری ندارد و عاقبت نمایندگان به استیضاح کردان رأی دادند.

اپیزود دوم)

در یکی از مجالس ترحیم در مسجد یک روستایی که ستونهای چوبی زیادی داشت.یکی از تزریقاتی های شهر وارد مسجد شد و عرشه خوان محترم ندا در داد که”خیر مقدم عرض می کنم به فاضل توانا،زحمتکش متبحرو…و… جناب آقای دکتر!!!… که وارد مجلس شدندو…”که در این حین بیچاره آمپول زن محترم که تنها به حکم تجربه این عمل را انجام می داد،زیاده از حد تحت فشار قرار گرفته بود ستون چوبی را ندید و همان لحظه سر مبارک را به آن کوبید و…

نمی دانم این روزها کدامین ویروس بر اکثر مردم خصوصا” قشر به اصطلاح تحصیلکرده اثر گذاشته است که خود را کمتر از دکتر ندانسته و بیشتر به دنبال آنند که اسم خود را با پیشوند با مسمای “دکتر” مزین نمایند.

برهمگان مبرهن و آشکار است که بسیاری از افرادی که می خواهند خود را در جامعه مطرح نمایند،تابلویی بهتر از”دکتر” نمی تواند گره گشا باشد تا جایی که  گاه می بینیم که دانشجوی کارشناسی ارشد را هم،دکترخطاب می کنند.

وجه تاسف بار قضیه اما وضعیتی است که منجربه سقوط جایگاه علمی می شود. چندان که برخی برای دست یابی به این عنوان به وسایل گوناگون دست می زنند و کار را به جایی می رسانند که برخی از مشهورترین چهره های دانشگاهی ترجیح می دهند از این عنوان استفاده نکنند.

اکنون وقتی می خوانیم یا می شنویم که « باستانی پاریزی» یا «شفیعی کدکنی» چه نوشته یا چه گفته اند صرف نام این بزرگان اعتبار بیشتری دارد تا این که عنوان « دکتر» را هم برای آنها به کار ببریم چون در این صورت با کسانی اشتراک پیدا می کنند که بدون آن عنوان ها اشتراکی میان آنها به چشم نمی خورد. زنده یاد «قیصر امین پور» نیز ترجیح می داد عنوان دانشگاهی او قید نشود. اکنون و در غیاب او «قیصر» عنوان آشناتری است تا «دکتر امین پور».

البته این بی علاقگی در فرهیختگانی از جنس نام هایی است که آورده شد. برای دیگرانی که نسبت چندانی با فرهنگ و فرهیختگی ندارند اما این عنوان ،پوششی برای کم دانشی آنهاست و البته منبع ارتزاق چرب تر از سفره امکانات عمومی.

اما عنوان «دکتر» برای بعضی از مردان سیاست ، واژه ای مقدس و همچون هوا مورد نیاز شده است. داشتن تحصیلات عالیه و به ویژه اخذ مدرک دکترا آرزوی بسیاری از فعالان سیاسی می باشد و شوق و رغبت به اخذ مدرک دکترا آنچنان در بعضی‌ از رجال سیاسی قوی است که در برخی‌ موارد بدون آنکه قادر به دریافت مدرک دکترای خود باشند با جعل و غصب عنوان “دکترا” به این آرزوی دیرین خود به صورتی‌ موقتی هم شده باشد جامعه عمل می پوشانند.

هستند افرادی که چندین دوره در تبلیغات انتخاباتی،از واژه “دکتر”در اول اسم خود استفاده کرده و اکنون هم علیرغم نداشتن مدرک مورد نظرو صرفا” به خاطر تبلیغات انجام یافته،همگان دکتر صدایش می کنند در حالی که مدرکی به مراتب پایین تر از آن دارند.

غم انگیزتر آنکه موجِ گرفتن دکترا برای بعضی از مسئولان و مجریان آنهم در لابه‌لای صدها کار اجرایی و جلسه و… به راه افتاده است.در حالی که در دانشگاههای معتبر و معروف دیگر کشورها هر چند سال، دو یا سه نفر شاید می توانند دکترا بگیرند.

اگر شرایط بدین ترتیب پیش برود دیر یا زود دانشگاه واحد یالقوزآباد سفلی هم در مقطع دکترا ثبت نام کرده و می توان پیش‌بینی کرد در آینده برای احراز بعضی از شغلها نظیر میرابی،بنایی،مکانیکی و… مدرک دکترا لازم باشد.!

برای گذر از شرایط موجود،باید دولت در کلیت خود و وزارت علوم به صورت اخص، یکی از برنامه های خود را بازگرداندن منزلت علمی و احیای اعتبارعناوینی چون دکتر و دکترا قرار داده و مدعیان دروغین سوابق کاری را به شدیدترین مجازاتها محکوم کرده و قدم‌های بیشتری برای از بین بردن این جاعلان و ریشه‌کنی افرادی که مدرک تقلبی دارند و در طول سال‌های متمادی آنها را دریافت کرده و به شکل‌های مختلف از آن استفاده می‌کنند، صورت بگیرد.

در کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس، سنگاپور و تایلند ادعای غلط در مورد سوابق کاری در رزومه و تحویل مدارک جعلی برای شخص و افرادی که او را یاری کرده‌اند جریمه‌های سنگین و حتی زندان در پی دارد. والبته کسانی که مدرک جعلی داشته‌باشند از مقام خود برکنار می‌شوند.

از آنجایی که متأسفانه جعل عنوان در جامعه امروزی به غلط به یک فرهنگ تبدیل شده است، باید به وسیله نهادهای مربوطه،فرهنگ سازی لازم جهت حذف بعضی از عادتها در جامعه صورت گیرد.ما ایرانی‌ها عادت داریم که هر سروانی را سرهنگ، هر دیپلمی را لیسانس و حتی امروز هر استادکار یا کارگری را مهندس خطاب کرده و یا در رشته مهندسی عمران بسیاری از افراد غیرمهندس در عرصه ساختمان را آنقدر مهندس خطاب کرده‌ایم که آنان در آن عرصه فعالیت می‌کنند و حتی به مدارج بالایی هم می‌رسند و جداً بر این باورند که مهندس عمران هستند.

کار به جایی رسیده است که فرمانداری را می شناسم که نمی دانم لیسانس دارد و یا فوق لیسانس،چهارسال با عنوان ” دکتر”در شهرستان فرمانداری کرده است و وقتی به رزومه کاری و تحصیلی وی مراجعه می نماییم تنها چیزی که مشاهده نمی شود مدرک دکتراست.

در آخر پیشنهاد می نماییم برای اینکه واقعیتها آشکار شده وارزش علمی این مدرک بیش از این پایین نیاید کلیه عنوان داران مناصب اداری،سیاسی،اجتماعی،دانشگاهی و…اعم از نمایندگان مجلس،شوراهای شهر،فرمانداران،شهرداران و… تصویری از آخرین مدرک تحصیلی خود را در محل کار،سایت شخصی و یا اداری خود قرارداده و نسبت به تنویر افکار عمومی اقدام نمایند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1471.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 22:27 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

تیشه‌ بر قلب میراث 5 هزار ساله آمل/درخواست کمک از ریاست‌جمهوری

 قصه‌ی شهر باستانی قزوین و تخریب لایه‌های باستانی‌اش برای ایجاد پارکینگ، این‌بار گریبان آمل و شهر قدیمی‌اش در استان مازندران را گرفته است. شهری که از 10 هکتار لایه‌های باستانی حالا فقط 3.5 هکتارش باقی‌مانده که شنیده می‌شود آن هم با صدور رای دیوان عدالت اداری برای خروج از ثبت، می‌خواهند تخریبش کنند و به نظر می‌رسد هیچ دستگاهی حتی شورای شهر هم نمی‌تواند از این اقدام جلوگیری کند.

 

«باغ توکلی» در محله پایین بازار آمل، تاریخ این شهر کهن در قبل و بعد از اسلام را در خود دفن کرده است، این شهر که در 13 اردیبهشت 1378 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، در اطراف خود سه اثر بزرگ تاریخی و فرهنگی ایران یعنی «ناصرالحق» (به عنوان پرچمدار حکومت علویان در سرزمین طبرستان)، «آرامگاه و برج شمس آل‌رسول» (از دانشمندان و پزشکان شهیر ایرانی در آتشکده دوره ساسانیان) و بقعه «میرحیدر آملی» (عارف و صوفی و مفسر شیعه دوازده امامی قرن هشتم) را در خود جای داده است.

 

اما از مدتی پیش با حکم دیوان عدالت اداری مبنی بر خروج «باغ توکلی» از فهرست آثار ملی، با شکایت مالک شخصی این باغ، احتمال تفکیک باغ و تخریب آن هر روز بیشتر می‌شود، تا حدی که حتی شورای شهر و اداره میراث فرهنگی شهرستان آمل هم برای جلوگیری از این اتفاق، با ایجاد یک کمپین حمایتی از حفظ بقایای تاریخ آمل تلاش می‌کنند.

 

 

«خسرو ابراهیم‌زاده»، رئیس شورای شهر آمل در این زمینه با اعتراض به خطری که شهر باستانی آمل را تهدید می‌کند، به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا گفت: تنها قطعه زمین باقیمانده از شهر باستانی و میراث کهن شهرستان آمل پس از شکایت مالکان از فهرست آثار ملی خارج شده و احتمال آن وجود دارد که مالکان پس از تفکیک زمین، در مراحل بعدی اقدام به درخواست تغییر کاربری کنند، که با این اتفاق آمل بخش زیادی از هویت و تاریخ خود را از دست می‌دهد.

 

وی در ادامه از ایجاد یک کمپین توسط شورای شهر آمل برای جمع‌آوری امضای مخالفان با هر نوع تخریب و تفکیک باغ توکلی خبر داد.

 

ابراهیم‌زاده همچنین به ارسال نامه‌ای به دفتر رئیس جمهوری با امضای 80 نفر از مدیران و فعالان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و چهره‌های علمی و نخبگان استان مازندران اشاره کرد و گفت: بر اساس تحقیقات در ضلع غربی ناصرالحق با عمق ۵۰ سانتی‌متر، حدود ۲۶۷ سکه کشف شده است، همچنین در این شهر حدود ۱۶ نقطه گمانه‌زنی جانمایی شده است که در 12 نقطه آن به آثار تاریخی که سندی بر قدمت این منطقه است، برخورده‌اند.

 

وی احداث نخستین پایگاه باستان‌شناسی ایران و راه‌اندازی سایت موزه‌های تاریخ کشور در شهر قدیم آمل را از جمله اقداماتی دانست که به واسطه حضور این شهر قدیمی می‌توان در این بخش از شهر ایجاد کرد.

 

به گزارش ایسنا، در کنار پررنگ بودن این احتمال در شهر قدیمی آمل، ساخت‌وسازهای انجام شده زیادی که با ارایه سند مالکیت، احداث جاده و خیابان‌ها صورت گرفته نیز آسیب‌های زیادی به شهر قدیم ساسانی رسانده است، اما متاسفانه جلوی پیشرفت این ساخت و سازها گرفته نشده است.

 

با این وجود در حال حاضر جلوگیری از تخریب این شهر باستانی، امروز به دغدغه مسئولان مدیریت شهری و میراث فرهنگی آمل تبدیل شده و آنها خواستار توجه و رسیدگی به شهر باستانی‌شان هستند.

 

مسئولان شهری آمل معتقدند امروزی‌ها شاید از ساخت‌وسازهای اطراف این زمین از ما بگذرند، اما آیندگان به دلیل نابودی تاریخ و هویت سرزمین‌مان از ما پاسخ بخواهند.

 

به گزارش ایسنا، در نامه‌ای که 27 دی‌ماه 80 نفر از مسئولان شهری و افراد مختلف آمل امضا کرده و به دفتر رئیس جمهور فرستاده‌اند، آمده است:

 

«در روزگاری که کشورهای پیشرفته جهان با سندسازی و تبلیغات رسانه‌ای سعی در ریشه‌دار نشان دادن داشته‌های اندک فرهنگی و اجتماعی کهن خویش دارند و حتی در همسایگی ما در شیخ‌نشین‌های جدیدالتاسیس خلیج تا ابد پارس، مسوولین امر با هزینه‌های سرسام‌آور و ساخت و سازهای جدید ابنیه باستانی و حتی با سرقت شخصیت‌های علمی، فرهنگی و ادبی ایران زمین، تلاش وافری در جهت پربار نشان دادن هویت تاریخی سرزمین خویش می‌نمایند، اوضاع در شهر ما روال وارونه‌ای طی می‌نماید.

 

در قلب کهن‌شهر آمل که دارای قدمت سکونت پنج‌هزار ساله بوده و کماکان زندگی شهری در آن جریان دارد و در تنها قطعه زمین باقیمانده از شهر باستانی آمل (موسوم به باغ توکلی به مساحت ۴۶ هزار متر مربع) در محله پایین بازار آمل که در مورخه ۱۳/۲/۱۳۷۸ با شماره ثبت ۲۳۳۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده، به دنبال صدور سند ملکی در گذشته، متاسفانه در این روزها شاهد این موضوع بودیم که با شکایت مالکین و رای دیوان محترم و با استدلال به اینکه این ملک شخصی است و مغایر با یک نظریه شورای نگهبان است از فهرست آثار ملی خارج شده است.

 

این رای در حالی صادر شده که در این مکان شاهد فعالیت‌های ابتدایی و گمانه‌زنی‌هایی از سوی میراث فرهنگی در گذشته بوده و آثار متعددی از دوره‌های مختلف تاریخی در آن بدست آمده است و این روزها مالیکن باغ توکلی با استناد به رای دادگاه از شهرداری آمل درخواست تفکیک و تغییر کاربری کرده‌اند.

 

طبق پیگیری‌های انجام شده توسط مسوولین شهری، تنها راه جلوگیری از نابودی میراث فرهنگی بجامانده از شهر کهن آمل خریداری آن از صاحب ملک می‌باشد که با توجه بودجه اندک شهرداری آمل راهکاری جز تامین مالی از منابع ملی یا استانی ندارد.

 

جناب آقای رییس جمهور،

 

ما مردم مازندران، دیار علویان بنابر قاعده حب‌الوطن من‌الایمان، تخریب این باغ را تخریب بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی ایران اسلامی می‌دانیم و برای جلوگیری از نابودی آخرین نشانه‌های حضور

 

دیرپای علویان در آمل (که نخستین خواستگاه علویان در ایران بوده است) دست یاری به سوی حضرتعالی و دولت تدبیر و امید فراز می‌کنیم.

 

به نمایندگی از مردمان عالم‌پرور و فرهنگ دوست شهر هزارسنگر آمل پیشنهاد می‌شود در این باغ، پس از تملیک، انجام کاوش‌های تاریخی، اتمام مطالعات و بررسی‌ها، جمع آثار و ساماندهی و تجهیز، سایت موزه آمل (شبیه به سایت موزه گوهر تپه بهشهر و یا سایت موزه عصر آهن تبریز) احداث گردد.

 

امیدواریم به تاسی از حدیث شریف نبوی "کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته"، این درخواست مورد توجه حضرتعالی و مسوولین مربوطه قرار گیرد. »

 

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1470.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 21:46 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 

بي‌خيال شو

شهرام شهيدي

در تاريكخانه باز شد و عده‌يي كماندو ريختند داخل. مادموازل ناتو فورت دستش را گذاشت روي سرش و گفت: شناختنمون. دستگير شديم. خانم باجـي اما فورا پشت دخل سنگر گرفت و گفت: ياللعجب... فيلمه ؟ بقيه هم كف سالن دراز كشيديم. عموحسام تته پته كنان پرسيد: عمليات ضد تروريستي است ؟ تنها داعشي ما همين موسيو شيطان بود كه چند وقتي است افسردگي را بهانه كرده و متواري شده. يك نفر كه معلوم بود فرمانده‌شان است شروع كرد قدم زدن و نگاه كردن به تك تك ما. بعد از چند دقيقه اسحاق جهانگيري آمد تو تاريكخانه و گفت: آقايان اينها را ول كنيد. اينها مفسد اقتصادي نيستند. باز آدرس غلط به ما داده بودند. حالا شما هم يك صندلي بگذاريد اينجا. چون ما به عنوان دولت و شما به عنوان بخش خصوصي لازم است بنشينيم گاهي با هم گپ بزنيم. بفرماييد.
عكس آقا بزرگ گفت: مي‌گويند يك روزنامه بسته شده. توقيف شده. نظر شما در مورد توقيف...
جهانگيري گفت: اينكه به ما مربوط نيست.
عمو حسام گفت: در مورد مذاكرات هسته‌يي...
جهانگيري گفت: اين را كه واقعا بي‌خيال شويد. بگذاريد مذاكره‌شان را بكنند. نخود ‌آش نشويد.
خانم باجي گفت: در مورد توقيف فيلم خانه پدري موضع‌تان را...
جهانگيري گفت: دست ما بوده؟ ما كرديم؟ گفتيم در حوزه اختيارات دولت گپ بزنيم
مادموازل ناتو گفت: قيمت نفت كه دست شماست
جهانگيري گفت: دست ما؟ نخير. نفت را كه دشمنان ارزان كرده‌اند و حل موضوعش هم منوط است به خيلي چيزها كه در اختيار ما نيست.
خوزه گفت: سينيور جهانگيري. دلار موچو گرانيانو. كيلي كيلي گران.
جهانگيري گفت: متاسفانه كنترل ارز هم فعلا در دست ما نيست.
مهاراجه گفت: پرسپوليس استقلال كي خصوصي كرتاهه؟
جهانگيري گفت: فوتبال را كه كلا نفرماييد. بخواهيم هم نمي‌توانيم دخالت كنيم
شبح آقابزرگ گفت: چرا برف و باران نمي‌آيد؟
جهانگيري گفت: مشيت الهي است. بارش كي دست دولت بوده كه حالا باشد؟
خانم باجي گفت: نظر شما در خصوص نطق علي مطهري...
جهانگيري گفت: دولت به مبحث مجلس ورود نمي‌كند.
عموحسام گفت: در حوزه ترافيك، دولت چه اقداماتي...
جهانگيري گفت: از شهرداري بپرسيد.
مادموازل ناتو گفت: فقط به شما نشاني غلط نداده بودند. به ما هم گويا نشاني غلط دادند. شما بگو چه چيزي در دست دولت است كه ما در مورد آن حرف بزنيم ؟
صداي ناشناسي از پشت پرده گفت: كشك !
آقاي جهانگيري نماند كه بگويد كشك در حوزه اختيارات دولت هست يا خير؟!


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-1469.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 16:24 | توسط : دكتر محسن فلاح   | 
مطالب قدیمی‌تر