بنده هيچ كس مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است. ((امام علي (ع) ))

آقای رئیس جمهور! حواس تان به اطلاعات غلط باشد

در برنامه اخیر "نگاه یک" شبکه اول سیما ، رئیس کمیته تحقیق و تفحص از صنعت خودروسازی حاضر شد و گزارشی مختصر و سرپوشیده از آنچه در صنعت خودروسازی ایران می گذرد ارائه داد.

از میان سخنان علی علیلو ،‌سه نکته را می توان به طور برجسته تری مورد مداقه قرار داد:

1 - وی گفت که با انجام این تحقیق و تفحص ، کلیه مشکلات صنعت خودروسازی در ایران مشخص شده و هم اینک معلوم است که گیر کار در کجاهاست که ایران برغم 50 سال سابقه ، هنوز خودروسار نشده و برای تغییر یک پیچ خودرو ، باید از فرانسوی ها اجازه بگیرد.

سخنان ایشان را حمل بر صحت می کنیم و منتظر می مانیم این دردیابی به معالجه هم بینجامد و الّا علم بر بیماری بدون علاج ،‌فقط رنج بیمار را بیشتر می کند.

اگر با این گزارش اتفاقی در صنعت خودروسازی افتاد ، می توان به مجلسیان دست مریزاد گفت و در غیر این صورت ،‌ باید گفت که وقت خود ، خودروسازان و ملت را تلف کرده اند.

2 - نکته کلیدی سخنان رئیس کمیته تحقیق و تفحص این بود که گفت در این تحقیق، دقیقاً مشخص شده است که قیمت تمام شده هر خودرو چقدر است.
با این حال، وی گفت که اگر لازم باشد ، این قیمت ها را به مردم هم خواهد گفت.

این که قیمت تمام شده هر کدام از خودروهای داخلی چقدر است ، سؤالی است که همانند پرسش از "سن خانم های حساس"، همواره از کنار پاسخ آن با بی اعتنایی عبور شده است! از این رو، کشف قیمت تمام شده واقعی خودروهای داخلی را باید در زمره بزرگ ترین کشفیات دهه های اخیر ایران دانست و به اعضای کمیته تحقیق و تفحص،‌تبریک گفت. 

فقط این سخن که "در صورت نیاز،‌ به مردم هم اعلام خواهد شد" ، قابل هصم نیست چرا که نمایندگان به وکالت از مردم این تحقیق و تفحص را انجام داده اند و این حق خریداران خودرو است که بدانند رفتار مالی طرف معامله شان، بر چه مبنایی است؟

لذا انتطار می رود اعضای کمیته تحقیق و تفحص ،‌ تعارفات را کنار بگذارند و به مردمی که به آنان رأی داده اند بگویند که قیمت تمام شده خودروهای ساخت کشورشان چقدر است؟

3 - اما درباره ماجرای اظهار تکدر رئیس جمهور از افزایش قیمت خودرو:
پیش از این ،‌نعمت زاده - وزیر صنعت،معدن و تجارت - گفته بود که به رئیس جمهور اطلاعات نادرست داده بودند و این بار ، رئیس کمیته تحقیق و تفحص هم با صحه گذاشتن بر دادن اطلاعات نادرست به روحانی، منابع دیگری را متهم به دادن اطلاعات غلط به رئیس جمهور دانست.

با این اوصاف ، به نظر می رسد در اصل این که به رئیس جمهور اطلاعات نادرست داده شده ،‌ تردیدی نیست ، چه آن که سخنگوی دولت هم این مورد را رد نکرده است.

این که رئیس جمهور کشور ، بر اساس اطلاعات نادرست موضع بگیرد ، از دو منظر جای تأسف و نگرانی است:‌ اول این که یک عده که به رئیس جمهور نزدیک هستند، به وی اطلاعات نادرست می دهند و تا کنون هم خبری از برخورد با این افراد منتشر نشده است.

این برای دولت بسیار زشت است که افرادی بتوانند در موضوع مشخصی مانند خودرو ، شخص اول اجرایی کشور را با اطلاعات غلط تغذیه کنند و این اطلاعات غلط هم مبنای موضوع گیری رئیس جمهور باشد و نهایتاً هم به عنوان نظر رسمی دولت توسط سخنگو اعلام شود. 
طبیعتاً این افراد در موارد دیگر می توانند به رئیس جمهور اطلاعات گمراه کننده بدهند.

دوم این که چرا رئیس جمهور باید بر اساس اعتماد به یک سری افراد و بدون راستی آزمایی از کانال های مختلف ، موضع گیری کند؟ این انتقاد به طور صریح و جدی بر شخص حسن روحانی وارد است. 
اگر رئیس جمهور درباره قیمت خودرو،‌ موضع نادرستی بگیرد ، حداکثر اثر آن ، می تواند چند درصد بالا یا پایین رفتن قیمت خودرو باشد ولی اگر قرار باشد بر اساس اطلاعات نادرست درباره مسائل مهم تر تصمیم گرفته شود ، این منافع ملی است که می تواند با سخن ، تصمیم یا نوک قلم رئیس دولت جابجا شود.

کسانی که به رئیس جمهور اطلاعات غلط می دهند ، سوهان بر دندانه های کلید تدبیر و امید وی می سایند. بنابراین از رئیس جمهور انتظار می رود، ماجرای اطلاعات غلط در خصوص خودروهای ساخت داخل را به عنوان زنگ خطری جدی بگیرد و در سازوکارهای اطلاعات گیری و سنجش صحت و سقم آن در ریاست جمهوری تجدید نظر نماید و الّا همین اطلاعات غلط می تواند هم برای خود او و هم برای کشور ، بسیار گران تمام شود.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-952.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 19:21 | توسط : شهرستان نور  | 

شهرداري با مدرك ديپلم ؟

 شورای اسلامی شهر سورک مرکز میاندورود بعد از کش و قوسهای فراوان در حالی بالاخره عیسی ولیزاده را به عنوان شهردار انتخاب کرد که حواشی و ابهامات مهمی در این انتخاب وجود داشت.

رئیس شورای شهر نخستین کسی بود که بعد از انتخاب ولیزاده به عنوان شهردار با بیان این خبر، موافقان انتخاب ولیزاده را علی اکبر مظلومی نیا، علی اکبر قاسمزاده و غفار وفایی اعلام کرد.

کاظم امجدی گفت: من و آقای طبری همچنان قائل به نظر انتخاب افراد کارگروه بودیم که افراد باتجربه و تحصیل کرده را برای پست شهرداری سورک در نظر گرفته بودند اما متاسفانه بعضی از اعضای شورای شهر به آن توجه نکردند و فردی با میزان تجربه و تحصیلات کمتر را برای این سمت انتخاب کردند.

وی خاطرنشان کرد: افراد مورد نظر ما همان سه نفر گفته شده بودند که در بین اعضای 7 نفره کارگروه حقگو با 6 رأی و نوکنده با 5 رأی کاندیدای پست شهرداری بودند اما این مساله مورد موافقت اکثریت اعضای شورا قرار نگرفت.

نکته جالب اینکه آقایان مظلومی و قاسم زاده که ابتدا مدعی ابداع کارگروه بودند و بر تشکیل آن افتخار و ابراز می کردند که با تشکیل کارگروه بهترین گزینه را برای شهرداری سورک انتخاب خواهیم کرد، اما در این بین مشخص نیست که چه فعل و انفعالاتی رخ داد که فردی خارج از کارگروه انتخاب شد.

اعضای شورا زمانی مدعی بودند برای منافع مردم شهر از دل کارگروه فردی مناسب انتخاب خواهند کرد اما حال برخلاف آن عمل کرده و فردی را که هیچ برنامه ای را برای قبول این پست به شورا نداده انتخاب کردند که به دلیل این عملکرد خود باید پاسخگوی افکار عمومی باشند.

عیسی ولیزاده در حالی این مسئولیت را می پذیرد که دارای مدرک دیپلم و دانشجوی ترم دو دوره کاردانی رشته مدیریت امور دفتری و اتوماسیون اداری است.

وی بیش از ده سال سابقه کار در شهرداری سورک را دارد.

این مسأله در حالی اتفاق می ‌افتد که حداقل مدرک برای تصدی سمت شهردار مدرک کارشناسی است و تنها در موارد استثنا انتخاب شهردار از میان افراد دارای مدرک تحصیلی دیپلم با تأیید وزیر کشور بلامانع است.

در تمام شهرها اعضای شورا به دنبال انتخاب بهترین گزینه با داشتن بهترین مدرک تحصیلی و تجربه برای شهرداری هستند و در سورک نیز افراد با تجربه و تحصیل کرده کم نبودند.

اما اینکه 3 عضو شورا به حداقل ها قناعت کرده و به وی رأی اعتماد دادند، جای سوال است.

حالا باید منتظر ماند و دید که آیا شایعاتی مبنی بر رایزنی اعضای شورا با افراد بدنه وزارت کشور قبل از انتخاب شهردار برای مهر تأیید زدن به انتخابشان به واقعیت میپیوندد یا خیر؟!

در صورتی که این انتخاب شورای شهر سورک مطابق با شرایط  و ضوابط قانونی مورد تائید وزارت کشور و استاندار قرار نگیرد، باید آن را در تاریخ به عنوان شاهکاری ماندگار به ثبت رساند.

در این صورت تنها با آبرو و اعتبار شهر و روحیه عیسی ولیزاده بازی خواهد شد، اتفاقی که شاید جبران آن به راحتی میسر نباشد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-951.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 19:18 | توسط : شهرستان نور  | 

حشمت يزداني معاون فرماندار نور شد

شوراي-اداري1

مقارن با ظهر امروز و در آخرین روز از ماه مبارک رمضان طی جلسه ای در ساختمان فرمانداریشهرستان نور از زحمات و تلاش های ۳ ساله احمد محمدی در کسوت معاونت فرمانداری نور تقدیر و تشکر بعمل آمده و از این سمت تودیع شد.
این گزارش حاکی است:همچنین در ادامه این جلسه حشمت یزدانی که طی حکمی از سوی دکتر ربیع فلاح جلودار به این سمت منصوب شد توسط هادی خنجری فرماندار شهرستان نور معارفه شد .
قابل گفتنی است یزدانی از نیروهای آموزش و پرورش می باشد که سابقه تصدی ریاست اداره کار و تعاون شهرستان های نوشهر و چالوس و همچنین بخشداری مرکزی نوشهر را در کارنامه خود دارد .


 برادر گرامي اقاي حشمت يزداني :بدینوسیله انتصاب شایسته جنابعالی را به  معاونت فرمانداري شهرستان نور صمیمانه تبریک عرض نموده و از درگاه ایزد منان و در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) و منویات مقام عظمای ولایت حضرت آیت ا... خامنه ای آرزوی توفیق خدمتگزاری هر چه بیشتر جنابعالی را خواستارم . 

دكتر محسن فلاح

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-950.aspx
تاریخ انتشار :  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 19:13 | توسط : شهرستان نور  | 

محافظ احمدی‌نژاد در تیم حفاظتی هاشمی

 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دیروز در حالی در راهپیمایی روز جهانی قدس حضور یافت که یکی از محافظان رئیس جمهور سابق در جمع تیم حفاظتی وی حضور داشت.
 
به گزارش فرارو، هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز در راهپیمایی روز جهانی قدس حضور یافت. وی از تقاطع خیابان جمالزاده -آزادی به جمع راهپیمایان آمد و مسافتی را با آنان طی کرده و همبستگی خود با مردم فلسطین ابراز کرد.

 

 اما یکی از نکات جالب توجه حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در راهپیمایی روز قدس وجود یکی از اعضای تیم محاظ محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور پیشین در میان تیم حفاظتی وی بود. این محافظ هاشمی تا سال گذشته و پس از پایان دوران مسئولیت محمود احمدی نژاد عضو تیم حفاظتی وی بود که پیش از آن و با عکسی که او در حال محافظت از رئیس جمهور از باران نشان می داد به چهره آشنا در رسانه ها تبدیل شد. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-949.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 23:38 | توسط : شهرستان نور  | 

خطر اخراج تعداد قابل توجهی از کارکنان نکاچوب با مصوبه دولت!

 دولت تدبیر و امید طی مصوبه ای با هدف صیانت از جنگلها، بهره برداری از جنگلهای شمال کشور را به درختان شکسته و آفت زده محدود کرد.

در این راستا اخیراً نامه ای به شماره 33520/32/ص93/ص- 93/3/5 از معاون سازمان جنگلها و مراتع کشور در امور جنگلهای مرطوب و نیمه مرطوب به شرکتهای فعال در حوزه جنگل و بهره برداری از درختان جنگلی از جمله شرکت نکاچوب ارسال شده است.

محتوای این نامه مسکوت ماندن عملیات تهیه طرحهای جنگلداری با استناد به مصوبه هیئت دولت بوده است.

مدیرعامل شرکت نکاچوب نیز پس از دریافت این مصوبه نامه ای مبنی بر اخراج جمعی از کارشناسان و کارگران شاغل در واحد طرح و برنامه جنگل به این کارگران و کارشناسان ارائه داده است.

با تصویب این قانون در هیئت دولت علاوه بر کارگران نکاچوب مشکلاتی برای تعداد زیادی از کارگران و کارشناسان شرکت چوب و کاغذ مازندران همچنین شرکت چوب فریم به علاوه کارگران شرکتهای مشابه در استانهای همجوار نیز به وجود آمده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-948.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 21:7 | توسط : شهرستان نور  | 

دورخیز اصلاح طلبان بابلی برای انتخابات مجلس

 مهمان ویِژه این ضیافت که اکثر چهره های وابسته به جریان اصلاحات شهر بابل در آن حضور داشتند،استاندار مازندران بود.

مجری این نشست، (الف.ذ) فعال اصلاح طلب و یکی از دستگیرشدگان فتنه 88 در این شهرستان بود.

اصلاح طلبان بابلی که عزم خود را برای راهیابی یکی از چهره های وابسته به این جریان به مجلس شورای اسلامی جزم کرده اند، نحوه همکاری مشترک برای نشستن کاندیدای مورد نظر خود روی صندلی های سبز بهارستان را مورد بررسی قرار دادند.

شرکت کنندگان در این نشست که راهی طولانی در رسیدن به برنامه های خود در پیش دارند، از همین حالا تعیین رئیس مجلس آینده را از نظر دور نداشته و ظاهراً به طور سازمان یافته در تلاش برای نشاندن دکتر عارف بر صندلی ریاست نیز هستند.

سخنرانان این مراسم که همگی از افراد شناخته شده وابسته به جریان اصلاحات بودند، شرایط حاکم بر فعالیت در فضای سیاسی استان را تشریح و خواسته های خود را از استاندار مازندران عنوان کردند.

ضرورت پیگیری استاندار برای ایجاد اشتغال فعالان انتخابات 88، معرفی هاشمی و خاتمی به عنوان الگوی فعالیت های سیاسی اصلاح طلبان، لزوم فعال تر کردن تشکل های دانشجوئی و انجمن های اسلامی در دانشگاه ها، از مهم ترین مواردی بود که سخنرانان این نشست بر آن تاکید کردند.

رئیس سابق یکی از ادارات بابل که سابقه دستگیری در فتنه 88 را نیز در کارنامه خود دارد، ضمن اشاره به ضعف های موجود در دوران قدرت اصلاح طلبان در فاصله سال های 76 تا 84، نوک حملات انتقادی خود را به سمت دولت روحانی نشانه رفت و از ضعف مدیران دولت یازدهم انتقاد کرد و این امر را زمینه ساز روی آوردن مجدد مردم به احمدی نژاد دانست.

او که به تأسی از طیف تندروی اصلاح طلبان، پروِژه عبور از روحانی را در سر می پروراند، بر ادامه راه جنبش سبز تاکید و در حضور استاندار مازندران، انتخاب وی برای این سمت را زیر سوال برد.

استاندار مازندران نیز دیگر سخنران این ضیافت بود.

وی با اشاره به اینکه فردی سیاسی نیست، اصلاح طلبان بابلی که متوقع ایجاد اشتغال بودند را به صبر دعوت کرد و به آنها وعده داد که این مشکل به مرور زمان رفع شود.

ربیع فلاح هم چنین به این موضوع اشاره کرد که یکی از استاندارانی است که اکثر فرمانداران را پس از شروع به کارش تغییر داده است.

آنگونه که پیداست داستان سهم خواهی اصلاح طلبان از استاندار مازندران تمامی نداشته و این جریان پس از حضور در قوه مجریه، با بسیج همه جانبه نیروهای خود، به دنبال کسب کرسی های سبز رنگ مجلس آینده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-947.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 21:5 | توسط : شهرستان نور  | 

بلاتکلیفی ناطق نوری برای انتخاب میان دو جناح

ابلاتکلیفی ناطق نوری برای انتخاب میان دو جناح
ین روزها "شیخ نور" را با نام های مختلفی می خوانند."شيخ اصولگرا"،‌"شيخ ميانه‌رو" و جديدا "شيخ اصلاح‌طلب"! همه القاب سياسيون و رسانه‌هاي جريان‌هاي مختلف سياسي براي حجت‌الاسلام علي‌اكبر ناطق‌نوري است؛ چهره‌اي كه گفته مي‌شود پس از سال‌ها حاشيه‌نشيني در حال مزه مزه كردن فضاي سياست است تا به صورت جدي از حاشيه بيرون بيايد. این روزها زمزمه های بازگشت  ناطق نوری به عرصه سیاسی کشور جدی تر شده و گفته می شود بعد از" نه" گفتن های بلند بالای او به اصلاح طلبان و اصولگرایان برای شرکت در انتخابات مجلس دهم، بالاخره او تغییر رویه داده و بعد از جلسه  اخیر در مجمع روحانیون مبارز، حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی را پذیرفته است.

هر چند پیش از این اعلام نظر نیز، هم  اصولگرایان و هم اصلاح طلبان تلاش های جدی را برای مصادره او آغاز کرده بودند اما انتظار می رود این تلاش ها جدی تر شود.

به گزارش گروه سیاسی صراط، رفتار روزنامه های اصلاح طلب در خصوص نگاه به ناطق نوری حکایت از آن دارد که قطعا برای انتخابات مجلس، خروجی این جریان "ناطق" است و نه محمدرضا عارف. مساله ای که بی تردید نه برای اصلاح طلبان تندرو خبر خوبی است و نه برای اصولگرایان میانه که به نظر می رسد ناطق نوری را از دست داده اند.

ناطق نوری که بعد از انشقاق در جامعه روحانیت مبارز تهران و تشکیل مجمع روحانیون مبارز توسط نیروهای چپ، به عنوان یکی از نیروهای موثر جناح راست مطرح بود، در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 به عنوان نامزد اصولگرایان در مقابل سید محمد خاتمی معرفی شد و با توجه به نزدیکی خارج از وصف به هاشمی رفسنجانی در آن زمان، شکست خورد.

در آن روزها بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری زمزمه های کناری گیری ناطق نوری از عرصه های جدی سیاسی کشور به گوش رسید. گفته شد  او قسم خورده  پس از این در هیچ انتخابات دیگری در جمهوری اسلامی شرکت نکند.

این سخن بیانگر این بود که وی به دنبال جریان سازی است و دیگر دوست ندارد مرد حاضر در صحنه باشد، بلکه می‌خواهد شطرنج باز پشت پرده اصول گرایان باشد. اما تجربه انتخابات سال 84، نشان داد او در این مسیر هم شکست خورده است.

در سال‌هاي اخير و به‌دنبال فاصله گرفتن ناطق‌نوری از ياران سابقش،‌ بيش از پيش طيفی از اصلاح‌طلبان ميانه‌رو به وي نزديك شدند و در واقع سیاسیون به نوعی او را از نزدیکان هاشمی رفسنجانی به شمار می اورند و فعالیت هایش در مصلحت نظام را هم دلایلی روشن بر این امر می دانند.

در این میان اصلاح طلبان سعی دارند به نوعی ناطق نوری را به عنوان یک میانه رو معرفی کنند و در صورت حضور احتمالی او در انتخابات مجلس دهم زیر لوای او علم اصلاح طلبی را بلند کنند، با این حال اما در ماه های اخیر، ناطق نوری تمایل خود را به طیف اصولگرایان سنتی نیز نشان داده است.

آبان ماه سال گذشته بود که ناطق‌نوري پس از مدت‌ها فاصله گرفتن از بدنه اصولگرايي از سوي اعضاي حزب موتلفه و جبهه پيروان خط امام و رهبري به عنوان سخنران ويژه مراسم ختم مرحوم حبيب‌الله عسگراولادي انتخاب شد.

حتی  شايعه‌اي درخصوص جایگزینی او به جای عسگراولادی در برخي رسانه‌ها منتشر شد كه هر چند تكذيب شد اما به خوبي تمايل طیف سنتی اصولگرايان به بازگشت شيخ ناطق‌نوري را نشان مي‌داد.

در هر حال نکته اینجاست که پررنگ شدن حضور ناطق‌نوري در محافل سياسي همزمان با روي كار آمدن دولت حسن روحاني باعث شده برخي اين موضوع را تاييدي بر تمايل شيخ براي ايفا كردن نقشي جدي‌تر در سياست ايراني تفسير كنند.  و حالا مساله اینجاست که "شیخ نور" به کدام جناح تمایل بیشتری نشان خواهد داد. شاید هم رویه اعتدال و میانه روی و دراز کردن دست دوستی به سوی هر دو جناح کاری باشد که ناطق نوری قصد انجام آن را دارد که البته عملی کردن آن در فضای این روزهای کشور کمی غیرممکن به نظر می رسد.

در حاشیه جلسه هفته قبل مجمع روحانیون مبارز با "ناطق نوری" بود که پس از خارج شدن سید حسن خمینی از جلسه، از آب شدن یخ ناطق برای حضور در عرصه انتخابات سخن به میان آمد. این جلسه که زمان آن سه ساعت به طول انجامید، حاصلی جز کوتاه آمدن ناطق از شرط خود برای عدم حضور در انتخابات مجلس نداشت و به نظر می رسد باید طی روزهای آینده شاهد حضور جدی تر در بازی های قبل از انتخابات از سوی ناطق باشیم.

 

 
 

منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-946.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 15:18 | توسط : شهرستان نور  | 

عکس ماهواره ای غزه خونین در شب

آسمان غزه از فضا در هفته دوم آغاز جنگ بر علیه غیر نظامیان و درست در لحظاتی که صهیونیستها مردمان بی دفاع این شهر را آماج حملات سنگین و جنون آمیز خود قرار می دهند.این عکس توسط فضا نورد آلمانی مستقر در ایستگاه فضایی بین المللی به ثبت رسیده و در توئیتر وی منتشر شده است.

آسمان غزه از فضا در هفته دوم آغاز جنگ بر علیه غیر نظامیان و درست در لحظاتی که صهیونیستها مردمان بی دفاع این شهر را آماج حملات سنگین و جنون آمیز خود قرار می دهند.این عکس توسط فضا نورد آلمانی مستقر در ایستگاه فضایی بین المللی به ثبت رسیده و در توئیتر وی منتشر شده است./
ALEXANDER GERST / ESA / NASA

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-945.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 12:29 | توسط : شهرستان نور  | 

هم غزه هم لبنان، جانم فدای اسلام و انسان

بیش از شصت سال است که اسرائیل و فلسطین به دو نماد تبدیل شده اند. نماد تقابل قدرت مداران و ستم دیدگان. آنچه امروز در غزه می گذرد صحنه نمایشی است از تمامی آنچه در گوشه و کنار زمین رخ می دهد. گویی خداوند برای مردم زجر دیده غزه رسالتی قائل شده است تا با زجر و درد خود نماد تمامی ظلمی باشند که نمی شنویم و نمی بینیم.

  آری٬ غزه نماد است. نماد یورش ظلم. غزه پرچم است. پرچم تمامی مظلومین جهان. به همین دلیل است که تنها هنگامی که در جایگاه ستم دیده گان باشید می توانید آنان را درک کنید. آنگاه که به تو می گویند «تو که می دانی زورت نمیرسد پس بیخیال». آنگاه که له میشوی و صدای شکسته شدن استخوان هایت را می شنوند اما بر فریادت نیز ایراد می گیرند.

 اسرائیل نیز نماد است. نماد قدرت نامشروع و بی اخلاق در جهان مدرن. نماد قدرت رسانه هایی که می توانند مردم بی دفاع را «تروریست» و ارتش جنایتکار را «بی دفاع» معرفی نمایند. قدرت رسانه هایی که حتی تصویر زخمی ها و کشته شدگان غزه را سرقت می کنند و به نام رنج مردمانی از اسرائیل جا می زنند. اگر رسانه ها می توانند ظلم آشکاری مانند فلسطین و غزه را اینگونه وارونه نمایش دهند و مخاطبانشان را قانع کنندُ پس در دیگر رخدادها چه می کنند.

 غزه امروز نماد است. نماد آنانی که در مسیر درست تاریخ حرکت می کنند و آنانی که در جبهه غلط ایستاده اند. هنگامی که آمریکا حتی به موضوع تحقیق و تفحص در رخدادهای غزه نیز رای منفی می دهد٬ می توان متوجه شد که بازیگران جهانی عرصه سیاست در جهان امروز در کجای نقشه ظلم و ستم قرار گرفته اند و هنگامی که غرب پایش را از مرزهایش آنسوتر می گذارد چه میزان از ارزش هایی که درون مرزهایش محترم می شمارد فاصله می گیرد.

 آری بیش از شصت سال است که اسرائیل به سیاهچاله تمدنی برای غرب تبدیل شده است. در جایی که خدا هم مقدس پنداشته نمی شود حمایت از اسرائیل اوجب واجبات و اول مقدسات است. سیاستمدارانی که برای کوچکترین لرزشی بر آرمانهای حقوق بشری در حکومت های منتقد و مخالفشان فریاد واانسانا سر می دهند، در جایی که حتی سکوت شرم آور است، اقدام به ابراز حمایت از واضح ترین جنایات ضد بشری حکومت اشغالگری به نام اسرائیل در غزه می کنند. غرب ره آوردهای بسیاری برای بشر امروز داشته است و از آزادی تعریفی جامعتر از بسیاری از حکومت های جاری جهان ارائه داده است اما مخالفت پیش داورانه با اسلام و حمایت کور از اسرائیل به سیاه چاله تمدنی برای غرب تبدیل شده است که همه آن ارزش ها را یک جا می بلعد. و نتیجه آن می شود تا حتی بسیاری از آنانی که در صف مدافعان حقوق بشر شناخته می شوند چشم بر همه واقعیت های دردآور غزه ببندند و کشتار زنان و کودکان بی دفاع غزه را با پیشرفته ترین سلاح های آمریکایی، به عنوان «حق دفاع اسرائیل» تحریف کنند. لذا غربی که مدعی ترویج اندیشه سکولاریسم در جهان معاصر است مدافع ایدئولوژیک ترین، نژادپرستانه ترین و خشن ترین حکومت معاصر می شود و بسیاری از رسانه هایش تمامی تخصص حرفه ای خود را صرف توجیه جنایت های اسرائیل و تناقضات آشکار گفتمان غرب در این باره می کنند.

 غرب باید بپذیرد که در مواجهه با «دیگری» کمتر انسانی رفتار کرده است و عموما انسانیت، آزادی و حق تعیین سرنوشت را در درون مرزهای خود قبول کرده است. این مرزها زمانی زنان و سیاهان را نیز قبول نمی کرد، ولی هیچگاه دیگران را، جهان سوم را، جنوب را واجد حقوق مساوی ندانسته است. فلسطین نماد این دوگانگی است، در زمانی که مسافران اروپایی هواپیمای سرنگون شده تیتر یک رسانه های جهان است و غزه با همه کشتارهای فجیعش در ردیف های بعد قرار می گیرد..

اگر انسان به ما هو انسان به رسمیت شناخته می شد آنگاه کودک٬ کودک بود. فلسطینی و غیر فلسطینی اش تفاوت نداشت. و تفاوتی 

 نداشت که انسان بی دفاع در کجای این کره خاکی باشد. وقتی انسانها به خودی و غیر خودی تبدیل شوند نژاد پرستی آغاز می شود و آنگاه دیگر زن و کودک فلسطینی انسان شمرده نمی شوند و کسی برای آنان حق دفاع از خود را به رسمیت نمی شناسد.

 اگر انسانیت انسان به رسمیت شناخته میشد دیگر آن خاخام به اصطلاح اعظم اما احمق و درباری یهودی چنان فتوای نژاد پرستانه ای نمی داد و اندکی شناخت از سیره ابراهیمی علیه السلام کافی بود تا فتوا به نابودی کوچک و بزرگ و زن و مرد و کودک فلسطینی برای حفظ منافع صهیونیسم ندهد . اساسا وقتی انسانیت و اخلاق و عدالت و بندگی خداوند مبنای ایدوئولوژی نباشد سهل است که از دل یهود صهیونیسم، از دل مسیحیت فاشیزم و از دل اسلام داعش و القاعده خارج شود و راه به بیراهه رود.

 اینجاست که وقتی به قول خالد مشعل تعداد زن و کودکی که از گرسنگی و بیماری در شدت محاصره غزه و در طی زمان تلف می شوند کمتر از کشتارهای این روزهای فاجعه بار نیست، مقاومت بهترین و تنها راه افشای ماهیت دروغین اشغالگران متجاوز است. توجیه اسرائیل که رزمندگان زنان و کودکان را سپر بلای خود گرفته اند نیز آنهمه پوشالی است که نیاز به توضیح ندارد. برای اسرائیل یک فلسطینی خوب فلسطینی مرده است. در جایی که روح مقاومت در غزه دمیده شده باشد، زنان و کودکان به این دلیل که حامی مقاومت و مخالف اشغال هستند، کشته می شوند.

 بر این اساس مقاومت با همه خسارت های جانی ومالی اش، یک خاصیت بزرگ معنوی دارد و آن این است که اسرائیل هر چه بیشتر از زور و سلاح استفاده کند خود و حامیانش را رسواتر می کند و پیروزی اخلاقی مقاومت را عمیق تر و عظیم تر می سازد. اگر روزگاری فراعنه مردان و پسران را می کشتند و زنان را زنده می داشتند اینک کسانی پیدا شده اند که زنان را نیز می کشند تا به زور سلاح برای خود صلح و ثبات ارزانی بیاورند غافل از آنکه صلحی که از دل ظلم پدیدار شود هرگز پایدار نخواهد ماند.

 روز قدس روزی است که ما را یک قدم به انسان و اسلام نزدیکتر می سازد و ما را در دفاع از حقانیت یکی از مظلومترین ملل معاصر قرار می دهد. بیایید اینجا که جبهه ظالم و مظلوم آشکار است، این یادگاز امام عظیم الشان را صرف نظر از همه تفاوتهایمان گرامی بداریم و دفاع از مظلومان فلسطین را مصروف تسویه حساب های جناحی و داخلی نکنیم.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-944.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 12:23 | توسط : شهرستان نور  | 

از ماجرای «بیجه» تا مرگ تلخ «نگین و نگار»؛ پنهان کاری تا کی؟!

 حرارت این حوادث آن قدر بالاست که قلب انسان آتش می گیرد و ذوب می شود؛ اما این درد وقتی سنگین تر می شود که در اغلب این اخبار، درست زمانی که ذهنت تندتند برای فهم درست ماجرا عرق می ریزد ، آب سرد یک عبارت کلیشه ای آزاردهنده را روی مغزت می پاشند و به ته همه این حوادث می چسبانند که «حادثه ناخوشایندی است و اعلام جزئیات بیشتر آن سودی برای مردم ندارد!»

 

به گزارش انتخاب، این جاست که یک چشمت از مرگ تلخ مردی در قامت پدر و دو دختر بی دفاعش، خیس و یک چشمت بهت زده در عمق این عبارتی است که همیشه دلت را بدجور می شکافد. 

 

نه از آن جهت که آنها اطلاع دارند و ما بی اطلاع خواهیم ماند؛ بلکه از آن رو که مثل همیشه، مردم را نامحرم می پندارند؛ گویی فرقی می کند مردی که در شهرضای اصفهان خود و فرزندانش را به دار آویخت جزء کدام گروهی است که محور نگرانی های خود مسوولان شده اند وقتی شش میلیون نفر درگیر اعتیادند، روزانه 8 جوان معتاد در کشور می میرند و یک میلیون و 400 هزار فرزند فقط به خاطر اعتیاد در خانواده های پرخطر زندگی می کنند و این وضعیت آن قدر خطرناک شده که بیم وزیر کشور را صراحتا برانگیخته است...

 

 

 

- وقتی 155 هزار خانواده در سال گذشته از هم پاشیده است ...

 

- وقتی طبق آمار و تحقیقات متاهل ها از مجردها افسرده ترند ...

 

- وقتی توسعه روستایی را فراموش کرده ایم و بی محل نرخ رشد مهاجرت شده ایم...

 

- وقتی کودکان کار آن قدر حضورشان در خیابان عادی و رسمی می شود که سخن از بیمه سلامت آنها می گوییم...

 

- وقتی در یک سال 120 هزار سقط جنین غیرقانونی در کشور اتفاق می افتد و ما فقط آمار می دهیم...

 

- وفتی معتادان علت 30 درصد کودک آزاری ها و بلکه بیشتر می شوند...

 

- وقتی بیکاری مساوی است با اعتیاد و طلاق و خودکشی و دیگرکشی...

 

دانستن این که چرا آن مرد دخترانش را به دار آویخت و قبل از آن گفت که با همسرش اختلاف داشته و از زندگی خسته است، خودکشی کرده، خیلی سخت نیست که حالا اعلام جزئیات آن به گفته مقام انتظامی استان اصفهان سودی برای مردم داشته باشد یا نداشته باشد.

 

بگذارید ما مردم اگر تنها بضاعتمان همدردی است، از درد این حادثه بی خواب شویم. عموم را با چوب کلیشه های سنتی بی فایده ی خود که از عصر چرخش سریع اطلاعات جا مانده اند، نرانید تا خبر «ساخت کافه سگ ها در کره جنوبی» ، «کوچک ترین سگ دنیا گینسی شد»، « مرگ پشمالوترین گوسفند نیوزلند»، نه روی صفحه مطبوعات زرد که روی صفحه خبرگزاری معتبر کشور کلیک روی کلیک نخورد و نشود پربیننده ترین خبر حادثه ماه !

 

بگذارید یک رسانه ظاهرا بزرگ به جای آن که دنبال آرایشگر «علیرضا حقیقی» باشد و او را به خاطر چند تار موی روغن زده کشف کند، به این بیندیشد که «علیرضا حقیقی» چرا بعد از جام جهانی به دیدار کودکان سرطانی رفت؟

 

البته پلیس که وظیفه اش رسیدگی به حوادث است، قطره ای است از صدها نهاد و مسوولی که هنوز معتقدند «دلیلی برای همراه کردن مردم در هر موضوعی نیست وقتی ما خودمان به کارمان واردیم» ؛ مردمی که داخلشان هم جامعه شناس هست و هم جرم شناس، هم وکیل است و هم بصیر ؛ هم مددکار هست و هم همدرد و مردمان پایتخش یتیم نوازترین هستند.

 

شما را چند سال به دورترها ببریم، دست از سر این کلیشه ها برمی دارید و مردم را در تمام حوادث و اتفاقات محرم می دانید؟ «بیجه» یادتان هست؟ همانی که در و دیوار محله قربانیان او نوشتند این کوچه آدمخوار دارد؛ او پنهانی تجاوز می کرد به طعمه هایش و مادران در غم پسران خردسال، موی از سر می کندند و پلیس نگران اطلاع رسانی به مردم و ترس از فرار او بود!

 

فرقی نمی کند امروز حادثه، «بیجه» باشد یا «مردی که دو دخترش را به دار آویخت و خودکشی کرد». اطلاع رسانی از در و دیوار گذشته و به آنی در شبکه های اجتماعی پخش می شود، پس به جای آن که سود و زیان اطلا ع رسانی درست خود را برای تحلیل وضعیت اجتماعی جامعه ، هی سبک و سنگین کنید و پرده ضخیمی بر ماجرایی بسیار تلخ و غمبار بکشید، بگذارید سخنی عالمانه و دردمندانه مسوولی را به خود آورد و بر خاک آن مرد حاضر شود و اصل قصه را بخواند برای خود که محرم ترین خویش است. آرامش روانی جامعه با شنیدن علت خودکشی این مرد نادم و پشیمان از به دار آویختن فرزندانش بر هم نمی خورد؛ شما را به سجده های رمضانی تان قسم بگذارید این دغدغه ها نمیرند و چراغ اطلاع رسانی شفاف روشن بماند تا با درکی هوشمندانه از خوب و بد وضعیت موجود جامعه همه با هم کاری کنیم کاری کنیم که شاهد کور شدن چشم کودکان بی دفاع و مرگ به ناحق دخترکان خردسال به دست پدران خسته و البته نادم نباشیم.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-943.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه سوم مرداد 1393ساعت 12:20 | توسط : شهرستان نور  | 

برگزاری دوره آموزشی تغذیه مرکبات در شهرستان نور

به نقل از روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی این شهرستان عارف سالاریان اظهار داشت: ششمین جلسه کارگروه آموزشی سایت الگویی جامع تولیدی، ترویجی مرکبات با عنوان محلول پاشی تغذیه‌ای مرکبات با حضور باغداران عضو این سایت در روستای سعادت‌آباد از توابع بخش چمستان شهرستان نور برگزار شد.

وی افزود: باتوجه به تأثیر تأمین به موقع عناصر غذایی مورد نیاز درختان و تغذیه صحیح در عملکرد باغات این دوره‌های آموزشی برگزار می‌شود و نحوه و نیز میزان محلول‌پاشی درختان میوه با کودهای ماکرو و میکرو برای تغذیه تکمیلی به باغداران آموزش داده می‌شود.

مدیر جهاد کشاورزی نور با اشاره به اینکه این دوره از سوی این مدیریت و با همکاری مرکز جهاد کشاورزی بنفشه ده و مدیریت هماهنگی ترویج کشاورزی سازمان جهاد کشاورزی مازندران برگزار شد، ابراز داشت: در این کارگاه آموزشی صفرپور از کارشناسان مدیریت نور به عنوان مدرس دوره آموزش‌های لازم درباره تغذیه مرکبات، محلول پاشی مرکبات و ... را به فراگیران ارائه کرد.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-942.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 22:16 | توسط : شهرستان نور  | 

وقتی هاشمی، "دام عزه العالی" بود

 وقتی هاشمی دام عزه العالی بود

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی نامه ای با عنوان ˈوقتی هاشمی دام عزه العالی بودˈ، منتشر کرد که نشان می دهد، مصباح یزدی در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی از وی برای سفر به آمریکا و کانادا 150 هزار دلار درخواست کرده است.

پایگاه اینترنتی هاشمی رفسنجانی امروز تصویری این نامه مصباح یزدی را منتشر کرده است.

در این نامه مصباح یزدی تقاضای 150 هزار دلار از رییس جمهوری وقت برای سفر به کانادا و امریکا کرده است.

متن این نامه بدین شرح است:

محضر مبارک حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای هاشمی رفسنجانی «دام عزه العالی»

با اهداء سلام و تحیات

پیرو مذاکره روز دوشنبه29/5/69 در مورد 20 نفر از فضلای حوزه علمیه و اعضای گروه فلسفه بنیاد باقر العلوم جهت شرکت در کنفرانس تحقیقات فلسفه و علوم اسلامی به کانادا و آمریکا (نیویورک)، برابر برآورد تقدیم شده ، مبلغ 150 هزار دلار مورد نیاز است.

مستدعی است به هر صورتی که صلاح می دانید دستور تامین و پرداخت آن را به حساب جناب آقای خرازی صادر فرمایید.

با تشکر و التماس دعا


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-941.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 22:12 | توسط : شهرستان نور  | 

ابعاد حقوقی تجاوز اسرائیل به غزه

دكتر محسن فلاح

 هجوم نظامی اسرائیل علیه غزه، که با مرگ سه اسرائیلی در الخلیل و سپس سوزانده شدن نوجوان فلسطینی به نام محمدحسین الخضیر در قدس جرقه های آن زده شد، به چندمین روز خود رسیده است. عملیاتی که با عنوان عملیاتی «صخره ی سخت» شروع شد و منجر به کشته شدن بیش از 150 نفر (که غالباً غیرنظامی بودند) در غزه شد، هشداری دوباره برای حقوق بشر و اصول و بنیان های حقوق بین الملل در سطح جامعه ی بین الملل است.

البته به دلیل ماهیت نظام بین الملل، که با اصول ماکیاولیستی منفعت در هر شرایط ایجاد شده است، گریزی از جنگ نیست و جنگ تمام هنجارهای طراحی شده را از بین می برد، ولی هنوز مکانیسم هایی در حقوق بین الملل برای تحدید خشونت ها وجود دارد که حقوق بشردوستانه و حقوق بشر جزئی از آن مکانیسم ها محسوب می شوند. وجود هریک از این دو مکانیسم محدودکننده در مخاصمات بین المللی، سبب شده است تا رژیم غاصب صهیونیستی، به عنوان ناقض فاحش حقوق بشر و بشردوستانه محسوب شود. در این خصوص، به چند پرسش پیرامون این مسئله اشاره خواهیم کرد.

دلایل شروع این هجوم چه بود؟

اگر نگاهی اجمالی و هم زمان به جنگ 22روزه ی غزه و علل شروع آن و جنگ 8روزه و این جنگ (نبرد 2014) بیندازیم، پاسخ این سؤال را دریافت خواهیم کرد. جنگ 22روزه که منجر به کشته شدن 1400 فلسطینی شد و ویرانی های زیرساختی فراوانی را نیز برجای گذاشت، در چه شرایطی به وجود آمد؟ سال 2007 در شرایطی که به لحاظ سیاسی اسرائیل دچار زوال مدیریت شده و در آستانه ی شورش داخلی قرار گرفته بود و همچنین به لحاظ بین المللی نیز در انزوا قرار گرفته بود. رقابت سیاسی بین احزاب اسرائیل و موقعیت در حال زوال حزب «کادیما» سبب شده بود که برای بسیج نیروهای سیاسی داخلی و انسجام و وحدت آن ها، این رژیم تلاش نماید تا وضعیت خود را با یک هجوم خارجی احیا کند.

درست همین وضعیت در سال 2012 نیز اتفاق افتاد؛ در وضعیتی که کابینه ی افراطی نتانیاهو با مشکلات داخلی مواجه بود و می بایستی ائتلاف انتخاباتی را ایجاد می کرد و به لحاظ خارجی نیز موقعیت منزوی تری را طی می کرد. در نبرد 2014 نیز این گونه است. اسرائیل در شرایطی است که نیاز به یک جنگ خارجی در راستای یک وحدت دارد؛ سوای از اینکه منطقه ی خاورمیانه دچار آشوب شده و این بهترین فرصت برای بهره بردن اسرائیل از اهداف خود است که تحت پوشش کشته شدن سه نوجوان اسرائیلی، به خورد فضای رسانه ای داده می شود. اما آنچه در اینجا مدنظر ماست، دلایل سیاسی و منطقه ای شروع این نبرد نیست.

اهداف شروع این هجوم چه بود؟

اهداف این رژیم متعاقب دلایل تعریف می شود؛ چراکه همان طور که در عملیات «سرب گداخته» (جنگ 22روزه) هدف ایجاد تغییرات بنیادین در غزه، از جمله نابودی مقاومت و از بین بردن حماس، جلوگیری از انتقال سلاح به غزه و آزادی سربازان اسرائیلی گروگان گرفته شده توسط مقاومت بود، در عملیات «ستون ابر» یعنی جنگ 8روزه نیز همان اهداف تکرار شده است و در عملیات سال 2014 نیز دقیقاً همین سخنان از زبان مقامات رژیم صهیونیستی شنیده می شود.

برای مثال، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و سخن گوی ارتش می گویند «عملیات جاری می تواند نامحدود باشد و در زمانی طولانی تر از گذشته اجرا شود تا به مقطعی برسیم که آرامش برقرار شود.» یا الی یشای، از رهبران سیاسی یکی از احزاب مذهبی، چنین بیان می کند: «اسرائیل باریکه ی غزه را چنان بکوبد که آن را به حال چهل سال پیش، که سرزمینی سوخته بود، برگرداند.»

البته شکست اسرائیل در جنگ 8روزه بسیار سنگین تر از شکست در جنگ 22روزه بود، چون شکست در این عملیات ثابت کرد که رژیم صهیونیستی از آن پس قادر به حل مسائل بین خود و مقاومت نیست، بلکه کشور ثالث بایستی وارد مناقشات جدید شود که پیش بینی می شد شاهد مداخله ی کشورهایی مثل آمریکا، فرانسه و... نیز در جنگ های بعدی باشیم. به تفسیری به نظر می رسید که جنگ های بعدی بین اسرائیل و مقاومت، بایستی با میانجی گری منطقه ای و جهانی باشد.

تجاوز اسرائیل به غزه با توجیه «دفاع مشروع» صورت گرفته است. مقامات آمریکایی در تماس های تلفنی خود با نتانیاهو و سایر مقامات اسرائیل بر «حق اسرائیل برای دفاع مشروع» از خود تأکید کرده اند. آیا تجاوز اسرائیل مشمول قاعده ی دفاع مشروع می شود؟

طبق ماده ی 51 منشور ملل متحد، تنها حمله به یک کشور خاص است که یک اقدام را از حالت تجاوز خارج کرده و زیر عنوان «دفاع مشروع» قرار می دهد. در خصوص جنگ 8روزه و نبرد کنونی بین اسرائیل و غزه، بایستی اشاره کرد که درست است که غزه تحت اشغال رژیم صهیونیستی نیست، اما وقتی سرزمینی تحت اشغال کشوری دیگر باشد، به عنوان یک دولت محسوب نمی شود که عنوان دفاع مشروع در مقابل اقدام نظامی آن، موجه باشد. غزه تحت اشغال نظامی اسرائیل نبود، اما به عنوان دولتی مستقل نیز محسوب نمی شد که عنوان دفاع مشروع در مقابل آن برای هجوم گستره علیه آن روا باشد. هم از این رو، عنوان دفاع مشروع، عنوانی اشتباه برای تجاوز اسرائیل است.

همان طور که نوآم چامسکی بیان کرده است، حتی اگر قاعده ی فوق، یعنی «دفاع مشروع»، در اساس موجودیتی نداشته باشد، باز هم اسرائیل است که متجاوز اصلی در جنگ اخیر محسوب می شود. در مقابل «تجاوز» حقی به نام «دفاع» وجود دارد که بتوان به آن توسل جست. برای تحقق و استمساک به این قاعده، ابتدا بایستی تجاوزی از ناحیه ی کشوری صورت گرفته باشد. وقتی رژیم صهیونیستی خود آغازگر جنگ بوده، متجاوز است.

توضیحی در خصوص نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در غزه

ابتدا لازم است تفاوت بین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه را بیان کنیم. حقوق بشر حقوقی است که انسان ها از حیث انسان بودن از آن برخوردار می شوند. مثل حق تعیین سرنوشت، حق حیات، حق آزادی و امنیت شخصی. اما حقوق بشردوستانه مجموعه ای از حقوق است که در «مخاصمات مسلحانه» از افراد حمایت می کند. البته ذکر این نکته ضروری است که نهادهای حقوق بشری و بشردوستانه، اسامی پُرمسمایی دارند، اما به واقع ابزار دست چند قدرت در عرصه ی بین المللی هستند. به تفسیر دیگر، حتی ماهیت حقوقی که توسط همین کشورها و سازمان-ها وضع شده نیز اعمال نمی شود. آن زمانی که صحبت از منافع دولت های بزرگ می شود، این حقوق محلی از اعراب ندارند.

آیا رژیم اسرائیل در تجاوز اخیر خود به غزه، مرتکب جرم و جنایت جنگی شده است و آیا نقض فاحش حقوق بشردوستانه صورت گرفته است؟

همان­طور که می­دانیم، از جمله اهداف اصلی حقوق بین الملل بشردوستانه، حمایت از شهروندان و اقلیت ها در جریان مخاصمات مسلحانه است. نقض ممنوعیت مجازات دسته جمعی و بی توجهی قدرت اشغالگر به تعهداتش مطابق حقوق بین الملل، از جمله موارد نقض این حقوق توسط اسرائیل است.

از جمله مواردی که رژیم صهیونیستی در تجاوز اخیر خود به غزه مرتکب جرم نقض حقوق بشردوستانه شده است، عبارت اند از: مصونیت غیرنظامیان، تمایز نیروهای نظامی از غیرنظامی، تناسب در استفاده از قوای نظامی با توان و ظرفیت نیروهای مقابل، ضرورت محدود کردن اهداف و تاکتیک ها در جهت رسیدن به اهداف مشروع نظامی و رعایت مبانی و اصول حقوق بشر که مطابق با این پنج قاعده، تجاوز اسرائیل به غزه، نقض برخی از آن هاست.

اولین اصل نقض شده، اصل «محدودیت» است. منظور از اصل محدودیت این است که استفاده از سلاح هایی که آسیب-های بیش از حد لازم به همراه دارند، ممنوع است. اسرائیل از سلاح هایی در غزه استفاده کرده که مطابق موازین بین المللی نبوده است و اصل محدودیت به کارگیری سلاح های آتش زا را عملیاتی نکرده و بنابراین حقوق بشردوستانه را نقض کرده است.

دومین اصل نقض شده، «تناسب» است. اندازه ی صدمات و آسیب های ناشی از یک حمله در مقایسه با آنچه انتظار از آن می رود، بایستی یکسان باشد. در حمله ی اسرائیل به غزه، هیچ نسبتی بین اهدافی که این رژیم اعلام کرده است و سطح تخریب ها وجود ندارد.

سومین اصل نقض شده، « تمایز» است. بین اهداف نظامی و غیرنظامی، می بایستی تمایز گذاشته شود که این موضوع در خصوص تجاوز اسرائیل به غزه رعایت نشده است؛ چراکه اماکن مسکونی و... مورد هدف قرار گرفته اند. قبلاً مقامات رژیم صهیونیستی اظهار داشته بودند که از جمله اهدافشان این است که اعضای حماس را منهدم کنند. طبیعی است وقتی غزه از متراکم ترین مناطق دنیاست و مقامات حماس در داخل مردم و مشترک با مردم هستند و به آن ها حمله می شود، تمایزی بین نظامیان و غیرنظامیان ایجاد نشده و فجایعی خونین ایجاد شده است. به همین دلیل است که اعضای خانواده ها به صورت دسته جمعی در حملات رژیم صهیونیستی به غزه، شهید می شوند؛ به طوری که حتی نهادهای وابسته به قدرت های بزرگ نیز برای جلب افکار عمومی، از این مسئله نگذشته اند.

علاوه بر این موارد، رژیم اسرائیل با محاصره ی غزه، ممانعت از ورود مواد غذایی و دارویی، عدم رعایت اصل تمایز بین نظامیان و غیرنظامیان و حمله به اماکن مسکونی، درمانی و... بند 1 و 2 ماده ی 3 مشترک کنوانسیون های چهارگانه ی ژنو را نقض کرده است و چون رژیم اشغالگر در تاریخ 6 جولای 1951 آن کنوانسیون را پذیرفته است، پس در صورت نقض (که فاحش است)، متجاوز تلقی می شود.

براساس کنوانسیون های چهارم ژنو 1947 و پروتکل 1977 الحاقی، نیروی اشغالگر در مقابل ساکنان، تأسیسات زیرساختی و حفاظت از میراث فرهنگی سرزمین-های اشغالی وظایفی را برعهده دارد که عدم رعایت آن ، می تواند به ایجاد مسئولیت بین المللی برای قوای اشغالگر منجر شود. با این حال، کمیته ی بین المللی صلیب سرخ، به عنوان نگهبان و مفسر رسمی کنوانسیون-های حقوق بشردوستانه، همواره معتقد بوده که مفاد کنوانسیون چهارم ژنو در مورد سرزمین های اشغالی فلسطین لازم الاجراست.

توضیحی در خصوص نقض حقوق بشر در غزه

در خصوص نقض حقوق بشر در غزه بایستی اشاره کرد که اقدامات اسرائیل در غزه هم جنایت جنگی است و هم جنایت علیه بشریت و هم مصداق تجاوز است. جنایت جنگی است؛ چراکه هیچ یک از اصول حقوق بشردوستانه در آن رعایت نشده و این رژیم دست به کشتار غیرنظامیان زده است. جنایت علیه بشریت است؛ چراکه پتانسیل این را دارد که از محدوده ی منطقه ای غزه فراتر رود و مشمول مناطق دیگر و نقاط دیگر جهان شود و تجاوز است؛ چراکه این رژیم شروع کننده بوده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-940.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 12:33 | توسط : شهرستان نور  | 

حجةالاسلاو والمسلمین جباری در جلسه اعضای ستادنماز جمعه چمستان : خدمت به نماز جمعه از عنایات حضرت حق

IMG_6312

به گزارش دفتر امام جمعه شهر چمستان : جلسه اعضای اصلی ستاد نماز جمعه در مورخه 30 تیر 93 ساعت 5 عصر با حضور اعضای ستاد نماز جمعه برگزار گردید .  در این جلسه  نخست مسئول ستاد نماز جمعه چمستان  جناب آقای خادمی با بررسی  مصوبات آخرین جلسه به موضوع قابل بحث در این  نشست  پرداختند که شامل راهپیمایی بزرگ روز قدس و حضور اعضای ستاد نماز جمعه در این راهپیمایی و انجام وظایف محوله به آنان بود ،  همچنین با در پیش بودن پنج مرداد سالگرد نماز جمعه کشور این موضع را از پر اهمیت ترین برنامه های ستاد دانستند که ضمن برپایی نمایشگاه عکس و تقدیر و تشکر از نماز گزاران و فعالین برتر ستاد نماز جمعه ،  با حضور در مزار فعال ستاد نماز جمعه کربلایی رمضان حسن پور در روز 5 مرداد و سرکشی از خانواده ایشان تاکید نمودند . در ادامه امام جمعه محترم شهر چمستان ضمن تقدیر و تشکر از فعالیت اعضای ستاد نماز جمعه  با اشاره به حدیثی از امام صادق که فرمودند  وَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ یُحِبُّهُفَلْیَعْمَلْ بِطَاعَةِ اللَّهِ وَ لْیَتَّبِعْنَا به حضرت عیسی خداوند فرمودند آیا میدانی از علامات و نشامه های خشنودی ام نسبت به بنده چیست ؟ آنکه زمان طاعت و بندگی به او روحیه و علاقمندی به عبادت و طاعت عطا می کنم و به هنگام گناه او را از گناهان دورش میکنم .ایشان ضمن با اهمیت خواندن فریضه نماز جمعه و خدمت به این مجموعه ،آن را از عنایات حضرت حق دانسته که نسیب تک تک ما نمود و ما نیز باید شکر گزار این نعمت الهی باشیم و در پیشبرد  آن تمام سعی و کوششمان را بکار گیریم . ایشان با اشاره  به  روز جهانی قدس در آخرین جمعه  ماه مبارک رمضان ، حضور  و نقش آفرینی اعضا را خواستار شدند  . سپس هر یک از اعضا به نقطه نظرات خود پرداختند .


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-939.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 11:20 | توسط : شهرستان نور  | 

مقام معظم رهبری: نباید همه منتظر بمانند تا رهبری، ابتدا موضع خود را اتخاذ کند و بقیه بر همان اساس مو

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی عصر امروز با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

به گزارش عصرایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، مهمترین بخش های سخنرانی آیت الله خامنه ای به این شرح است: 

- نابودی اسرائیل به عنوان تنها راه علاج واقعی، به معنای از بین بردن مردم یهود این منطقه نیست بلکه برای این کار منطقی، ساز و کاری عملی وجود دارد که جمهوری اسلامی آن را در مجامع بین‌المللی ارائه داده است.

- تا زمانی که به یاری پروردگار، این رژیم سنگدل و آدم‌کش نابود شود، برخورد قدرتمندانه و مقاومت قاطعانه و مسلحانه، راه علاج این رژیم ویران‌گر است.

-  با توجه به همین واقعیات، ما معتقدیم کرانه‌ی باختری نیز باید مانند غزه مسلح شود و کسانی که علاقه‌مند به سرنوشت فلسطین هستند در این زمینه فعالیت کنند تا رنج و محنت مردم فلسطین، در پرتو دست قدرتمند آنها، و ضعف دشمن صهیونیست، کاهش یابد.

دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر معظم انقلاب


- آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به شعار نه غزه نه لبنان فتنه‌گران افزودند: عده‌ای می‌خواستند با این شعار، حقیقت ملت ایران را معکوس نشان دهند اما مردم نگذاشتند و در روز جمعه نیز بار دیگر نشان خواهند داد که همیشه یار مظلوم و خصم ظالم هستند.

- رفتار سلطه‌گران با ظلمی که به مظلومان غزه می‌شود اثبات می‌کند آنها به بشر، حقوق بشر و به انسانیت، مطلقاً هیچ اعتقادی ندارند و هرچه درباره آزادی و حقوق بشر می‌گویند تمسخر آزادی و حقوق بشر است.

- شعارهای ضد آمریکایی و ضد غربی و ضد استکباری که در کشور شنیده می‌شود ناظر به حقیقت و واقعیت وجودی آمریکاست اما برخی به غلط تصور می‌کنند که این شعارها، کاری تعصب‌آمیز و بدون منطق فکری است. رهبر انقلاب افزودند: نگاه ضد آمریکایی و ضدغربی در ایران، یک نگاه عقلانی و متکی بر تجربه و محاسبه صحیح است.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به سؤال یکی از دانشجویان اشاره کردند که پرسیده بود آیا مواضع سیاسی افراد و دانشجویان و تشکل های دانشجویی باید منطبق با نظرات رهبری باشد؟ و گفتند: خیر، این تصور صحیحی نیست که مواضع آحاد مردم از جمله دانشجویان که جزو قشرهای پیشرو هستند، باید الگو گرفته و برگردان نظرات رهبری باشد. نباید این‌گونه تصور شود که همه باید منتظر بمانند تا رهبری، ابتدا موضع خود را درباره یک شخص و یا یک سیاست اتخاذ کند و بقیه بر همان اساس موضع‌گیری کنند. رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این روش کارها را قفل خواهد کرد.
البته اگر در زمینه‌ای نظری از جانب رهبری بیان شود، ممکن است این نظر، در تشخیص کسانی که به رهبری حسن ظن دارند، مؤثر باشد اما این به معنای ساقط شدن نظر دیگران نیست.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-938.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 11:13 | توسط : شهرستان نور  | 

سمیه با 50 میلیون تومان زنده می‌ماند

می‌گویند به ته خط رسیده‌ایم، خواهر دستان آفتاب‌سوخته‌اش در شالیزارها را شاهد می‌گیرد، پدر چرخ پنچر شده گاری سبزی‌فروشی‌اش را با انگشت دست‌شکسته‌اش نشان می‌دهد و مادر بی‌صدا در حال پاک کردن سبزی برای سمیه‌اش اشک می‌ریزد.

سمیه 5 سال است در زندان لاکان رشت به‌روزهای تلخ رفته بر خود می‌اندیشد. خواهر و مادر روزهای ملاقات با سمیه را به یاد می‌آورند و التماس‌هایش برای آزادی. آزادی که با تهیه 50 میلیون تومان به دست می‌آید.

 سمیه، دختر 25 ساله‌ای که متهم است 5 سال پیش در یک درگیری ناخواسته با همسرش موجب مرگ او شده، در پله‌های سیمانی خانه محقرش در شهر شفت نشسته و می‌گوید: در این مدت هر کاری از دستم برآمده برای نجات دخترم انجام داده‌ام، چون می‌دانم اگر مرگی رقم خورده، حادثه بوده و از قلب مهربان دخترم باخبرم. می‌دانم در ایامی که با همسرش زندگی می‌کرد چه سختی‌هایی تحمل کرد، اما کنارش ماند.

خواهر سمیه رشته کلام را از دست پدر می‌گیرد و می‌گوید: سمیه و همسرش علی‌رغم مخالفت‌های پدر و مادرم باهم ازدواج کردند، چون خانواده، ازدواج را برای او که نوجوان و مشغول تحصیل بود، زود می‌دانست، اما پدرم با وضع مالی متوسط بعد از ازدواجشان از هیچ کمکی دریغ نکرد و به‌عنوان یک خواهر مطمئن بودم که خواهرم و دامادم به جز سال آخر در مابقی روزهای زندگی‌شان عاشقانه روزگار گذراندند. هرچند گاهی سفره‌شان هم مانند جیبشان خالی بود و روزهای متوالی در خانه ما که سفره رنگینی نداشتیم، سپری می‌شد، یعنی اگر خواهرم با شوهرش درگیری عمیق یا نفرت طولانی داشت، همان موقع می‌توانست از او جدا شود، در حالی که کنار او ماند.


خانه پدری سمیه

اما در نهایت سایه شوم بیکاری و اعتیاد، سمیه و همسرش را روبه روی‌ هم قرار داد تا فریادهایشان بلندتر شود و درگیری‌هایی که قبلاً هرچند ماه یک‌بار اتفاق می‌افتاد، هفتگی و بعد روزانه گوش اطرافیان را آزار دهد... مرگ پدر و مادر مقتول به فاصله کمی از یکدیگر هم باعث شرایط نامساعد او در زندگی روزمره شده بود تا در آن روز شوم بعد از بگومگوهای معمول، چاقو هم به کمک طلبیده شود تا یک چاقوی نه‌چندان بزرگ، حلقه ارتباطی بزرگ میان آن دو را برای ابد قطع کند، سمیه راهی زندان لاکان رشت شد و همسرش راهی سینه قبرستانی در شفت، شهری کوچک در غرب گیلان که خانواده سمیه در گوشه‌ای از آن‌ که میان شالیزارها احاطه‌شده در خانه‌ای قدیمی نمور با اتاقی نیمه‌کاره که ارثیه مادر است، روزگار می‌گذرانند. خانه‌ای که دو اتاق کوچک و یک اتاق نیمه‌تمام دارد و یک آشپزخانه کوچک‌تر با وسایل ابتدایی.

خانواده سمیه برای پیگیری پرونده‌اش در 5 سال گذشته مجبور شدند بر اندک وسایل زندگی‌شان هم چوب حراج بزنند تا همچنان روزنه‌های امید برای زنده ماندن دخترشان را حفظ کنند.

خواهر سمیه که دو سال از او بزرگ‌تر است، در سه ماه گذشته سر زمین‌های برنج‌کاری کار کرده تا بتواند دور خانه تک افتاده‌شان در شفت را با بلوک‌های سیمانی حصار بکشد. خانه‌ای که هنوز دروازه یا پرچین چوبی ندارد. دستگیره‌های 3 در خانه را نشان می‌دهد و می‌گوید: ببین خانم، سال‌هاست به همین صورت در خانه‌ای بی‌در و پیکر زندگی کرده‌ایم.

او که می‌گوید درد و دل‌های شبانه وقتی که خواب با چشمانش بیگانه می‌شود را با نوشتن سپری می‌کند، با اشک ادامه می‌دهد: هرچند درهای اتاق‌های خالی‌مان همیشه باز است، اما همای سعادت هرگز از این حوالی عبور نمی‌کند تا هدیه‌ای هم برای ما بیاورد.

درهایی که خواهر سمیه نشان می‌دهد به‌جای دستگیره با چند تکه پارچه به کناره دیوار میخ می‌شوند. او با گریه می‌گوید همیشه تلاش کرده‌ام کمک‌حال خانواده باشم. دوم دبیرستان بودم که مادرم بیماری سخت کلیوی گرفت و من ترجیح دادم مسوولیت خواهر و برادران دیگر را بر عهده بگیرم و از ادامه تحصیل بازماندم. در حال حاضر هم هزار بار تصمیم گرفته‌ام از شر مشکلات فرار کنم، اما نمی‌توانم پدر و مادر درمانده و از کار افتاده‌ام را رها کنم. او عکس مشترکش با خواهر و عکسی از داماد از دست رفته که هنوز گوشه کیف پولِ خالی‌اش جا خوش کرده را از اتاق می‌آورد و می‌گوید: سمیه هنوز باور نمی‌کند که دیگر همسرش زنده نیست. باورش برای من و بقیه اعضای خانواده هم سخت است. ما هنوز یادگاری‌های داماد مرحوم‌مان را حفظ کرده‌ایم، چون دشمنی با هم نداشتیم و حادثه مرگ او یک پیشامد ناگوار بدون برنامه ریزی قبلی بود و ما با تمام وجودمان از مرگش ناراحتیم.

خواهر نالان می‌گوید: با اتفاق پیش آمده در چند سال گذشته انگشت اشاره همه به سمت ما بوده و زندگی خصوصی همه ما بویژه من و برادرانم تحت تاثیر این حادثه قرار گرفته و می‌دانیم تا آخر عمر هم خانواده‌ای باقی خواهیم ماند که انگ «بستگان یک قاتل» بر پیشانی‌شان داغ زده شده است. وضعیت مالی ما هم از همیشه بدتر شده است، اما همچنان دلمان نمی‌خواهد که خواهرمان را از دست بدهیم. برای همین از خیران شهرمان و همه دردمندانی که داستان ما را شنیده‌اند، خواهش می‌کنیم حالا که خانواده دامادم از قصاص صرف‌نظر کرده‌اند، به کمک ما بیایند تا 50 میلیون تومان خواسته شده را تامین کنیم.

پدر هم برای چندمین بار از بیماری و فقر و نداری و فرزندی که زندگی همه‌شان را از آنچه بود، بدتر کرد، می‌گوید و می‌گوید که دست چند نفر را بوسیده و خود را به پای چند نفر انداخته تا خانواده مقتول از قصاص سمیه صرف‌نظر کنند و در ازای دریافت 100 میلیون تومان از خون همسر جوان برادرشان بگذرند. در غیاب پدر و مادر درگذشته‌ی مقتول، 2 برادر و یک خواهر به عنوان ولی دم پیگیر پرونده هستند.

پدر اینک دست نیاز به سمت مردم نیک اندیش دراز کرده و می‌گوید: از 100 میلیون تومان دیه خواسته‌شده تاکنون با کمک‌های خیران 30 میلیون تومان طی اسناد بانکی و صورت‌جلسه‌های رسمی در حضور چند شاهد و هیات امنای مسجد محل به 2 برادر و یک خواهر مقتول پرداخت‌شده و 20 میلیون تومان هم قرار است از سوی یک خیر تا روز موعود پرداخت شود، اما خودتان می‌بینید که اگر تمام زندگی‌ام را هم بفروشم نمی‌توانم 50 میلیون تومان باقی مانده را تهیه کنم.

پدر سمیه از مساعدت‌های مقامات قضایی، مدیران کشوری، استانی و پیگیری‌های آقای عطایی دبیر مجمع خیرین جوادالائمه(ع)، هیات امنای مسجد پیرسرای شفت، حجت الاسلام افتخاری فرزند نماینده فقید شهرستان‌های فومن و شفت در مجلس و رسانه‌ها برای رساندن پرونده دخترش به این مرحله تشکر کرد و گفت امیدوار است با کمک خبرنگاران، فریاد استمدادش به گوش مردم برسد و با کمک‌های آن‌ها دختر جوانش بار دیگر فرصت زندگی پیدا کند.

مادر هم مانند پدر می‌گوید: بعد از این همه تلاش و شنیدن توهین و تحقیرهای متوالی اگر سمیه هم اعدام شود، زندگی برای آن‌ها هم به پایان می‌رسد. برای همین شبانه روز از خدا می‌خواهیم به کمک ما بیاید. پدر و دختر می‌گویند مادر بیمار سمیه برای کمی آرامش و استمداد از خدا ساعت‌های طولانی در مسجد محل به نماز می‌ایستد و از خدا می‌خواهد تا او را به داغ دخترش ننشاند.

طبق اسناد موجود بعد از پادرمیانی‌های صورت گرفته و قول رسمی و مکتوب خانواده مقتول مبنی بر گذشت از قصاص به شرط گرفتن دیه 100 میلیون تومانی افراد نیک اندیشی که تمایل به کمک دارند، می‌توانند با شماره‌های 9-3239678 -0131 (دفتر خبرگزاری ایسنا در گیلان) تماس حاصل کرده که تا پایان ماه رمضان دیه درخواست شده تحویل خانواده مقتول شده و مقدمات آزادی سمیه از زندان فراهم شود. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-937.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 11:6 | توسط : شهرستان نور  | 

مسئول نمایندگی ولی‌فقیه درسپاه شهرستان نور: دولت‌های غربی در محدود کردن روز قدس موفق نشدند

حجت‌الاسلام سید احمد حسینیان  در شهرستان نور با اشاره به اینکه بلند نظری و افق دید روشن حضرت امام خمینی(ره) در نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به نام روز قدس قابل تقدیر و ستایش است بیان داشت: قدس اختصاص به یک روز یا یک ملت ندارد بلکه جریانی است که تا روز رها ساختن قدس شریف از چنگال رژیم جعلی و غاصب صهیونیست علیه  این غده سرطانی ادامه خواهد داشت.

مسئول نمایندگی ولی فقیه درسپاه ناحیه شهرستان نور انقلاب اسلامی را نور روشنی از حقیقت تاریخ اسلام ذکر کرد و افزود: پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی و قدرت یافتن روز افزون این نظام، تمامی معادلات سران استکبار به هم خورد و امروز در بیشتر کشورهای اسلامی و حتی در برخی کشورهای غیر اسلامی فریاد استکبار ستیزی به گوش می‌رسد.

وی روز قدس را یکی از ارزشمندترین یادگارهای معمار کبیر انقلاب اسلامی خواند و اظهار کرد: از روز نامگذاری تاکنون، بسیاری از دولت‌های غربی و اروپایی با صرف هزینه‌های هنگفت سعی کردن تا این روز به فراموشی برود و یا فقط در ایران محدود شود اما نه تنها در این راه موفق نشدند بلکه روز به روز بر عزت مردم فلسطین و جهان اسلام افزوده شد.

حسینیان اهتزاز پرچم فلسطین بر اوج قله جهان اسلام را از جمله خواسته‌های انسان‌های آزادیخواه جهان عنوان کرد.

مسئول نمایندگی ولی فقیه درسپاه ناحیه شهرستان نور در پایان اذعان داشت: حضور مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی در روز جهانی قدس در آخرین جمعه ماه رمضان امسال، پرشور‌تر از هر سال و گسترده‌تر از هر زمانی خواهد بود.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-936.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 11:2 | توسط : شهرستان نور  | 

وجود 400 کیلومتر راه روستایی مازندران در شهرستان نور

به نقل از روابط عمومی اداره کل راه و شهرسازی مازندران، سید صمد مصطفی‌نژاد گفت: این اداره با در اختیار گرفتن بخش عمده‌ای از محورهای ساحلی استان و همچنین راه‌های روستایی و ییلاقی منطقه اقدامات گسترده‌ای را در زمینه حفظ و نگهداری و همچنین توسعه و بهسازی راه‌ها در دستور کار خود داد.

وی افزود : از این رو این اداره با مشارکت خوب روستاییان توانست عملیات بهسازی و آسفالت راه‌های روستایی این شهرستان را در دستور کار خود قرار دهد که از جمله می‌توان به عملیات بهسازی و آسفالت راه‌های روستایی گلندرود و خوریه به طول 5/3 کیلومتر اشاره کرد.

رئیس اداره راه و شهرسازی شهرستان نور اظهار داشت: از 7 هزار و 707 کیلومتر راه روستایی موجود در مازندران مقدار 400 کیلومتر در این شهرستان بوده که از این مقدار 55 درصد آسفالته است.

مصطفی‌نژاد گفت: در مشارکت مردمی امسال هزینه تهیه و تامین قیر توسط دولت و هزینه اجرای عملیات آسفالت توسط مردم پرداخت می‌شود.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-935.aspx
تاریخ انتشار :  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 11:0 | توسط : شهرستان نور  | 

افزایش نرخ بیکاری در مازندران + جدول تغییرات

افزایش نرخ بیکاری در مازندران + جدول تغییرات

 بررسی وضعیت نرخ بیکاری در استان ها طی بهار سال جاری نشان می دهد که این نرخ در 9 استان تک رقمی و زیر 10 درصد و در 22 استان نیز دورقمی و بالای 10 درصد است.

کمترین نرخ بیکاری مربوط به استان های کرمان با 7.4، مرکزی 7.2 و یزد با 7.3 درصد است. همچنین بالاترین میزان بیکاری نیز مربوط به استان های لرستان با 20.3 درصد، سمنان 17.4 درصد و چهارمحال و بختیاری با 16.9 درصد است.

در زمستان سال گذشته 16 استان دارای نرخ بیکاری تک رقمی بودند که طبق اعلام جدید مرکزی آمار، تعداد استان های با نرخ بیکاری دورقمی 7 مورد اضافه شده است که نشان دهنده باقی ماندن مسائل و مشکلات مربوط به بیکاری در کشور و بدتر شدن اوضاع در برخی استان ها است.

اختلاف نرخ بیکاری در تهران و مرکزی با کمترین و لرستان با بیشترین نرخ بیکاری در بهار امسال به 13.1 درصد رسید.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-934.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:51 | توسط : شهرستان نور  | 

رقیب انتخاباتی اردوغان : فقط دو ساعت آنتن زنده تلویزیونی می خواهم

یکی از رقبای انتخاباتی رجب طیب اردوغان نخست وزیر و نامزد انتخابات ریاست جمهوری ترکیه گفت، تنها خواسته او حضور دوساعته در یک برنامه زنده تلویزیونی و مناظره زنده با اردوغان با حضور خبرنگاران است.رقیب انتخاباتی اردوغان : فقط دو ساعت برنامه زنده تلویزیونی به من بدهید
" صلاح الدین دمیرتاش" دبیر کل حزب کردی " صلح و دموکراسی" و نامزد انتخابات ریاست جمهوری ترکیه امروز (سه شنبه) در جریان یک سخنرانی انتخاباتی در شهر استانبول با انتقاد شدید از اردوغان گفت : او نامزد ملت ترکیه نیست بلکه همه امکانات دولتی پشت سر او بسیج شده است.

دمیر تاش با انتقاد از اردوغان گفت : شما به من بگو این ثروت را از کجا آورده ای ؟ اگر شما 12 سال است نماینده مجلس هستی من هم 8 سال سابقه نمایندگی دارم پس چرا چنین ثروتمند نیستم؟ به هر حال خودت هم می دانی با حقوق نمایندگی نمی توان چنین ثروتی به هم زد و این ثروت مزد "عرق دست" نیست.

دمیر تاش در ادامه با انتقاد از بسیج شدن همه امکانات دولتی برای مخارج انتخاباتی اردوغان گفت : صبح با هلی کوپتر به شرق ترکیه می روی و ظهر با هواپیما به غرب می آیی و شب هم با هلی کوپتر به آنکارا بر می گردی و ادعا هم می کنی نماینده و نامزد ملت هستی! نامزد ملت هلی کوپتر و هواپیمای اختصاصی ندارد.

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری ترکیه افزود: همه این امکانات دولتی ارزانی شما و من فقط یک خواسته از تو دارم و آن خواسته این است که قبول کنی در یک برنامه مناظره زنده و دو ساعته تلویزیونی در شبکه ملی ترکیه (تی . آر. تی) با من شرکت کنی و به سوال هایی که خبرنگاران از من و تو خواهند پرسید جواب بدهی . این تنها خواسته من از توست . اگر این خواسته را محقق کنی من دیگر هیچ تبلیغاتی نمی کنم و از اینکه کانال های تلویزیونی 24 ساعته برنامه های تو را پوشش دهند، هیچ شکایتی نخواهم داشت.

انتخابات ریاست جمهوری ترکیه در 19 مرداد ماه سال جاری برگزار خواهد شد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-933.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:48 | توسط : شهرستان نور  | 

عارف رییس فرهگستان علوم می شود

دکتر محمدرضا عارف به زودی از سوی رییس جمهور به عنوان رییس فرهگستان علوم انتصاب خواهد شد.

به گزارش ایسنا، روز نو در این باره نوشت: حکم ریاست رضا داوری اردکانی که از سال 77 تا کنون رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی است در دولت احمدی نژاد تمدید نشده بود و گفته می شود که خود وی دیگر تمایلی به ادامه ریاست فرهنگستان علوم ندارد و شخصا دکتر عارف را برای ریاست فرهنگستان علوم به ریاست جمهوری پیشنهاد داده است که با موافقت دکتر روحانی مواجه شده است و به زودی حکم دکتر عارف برای ریاست فرهنگستان علوم از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر خواهد شد.

 لازم به ذکر است که شورای عالی انقلاب فرهنگی مرجع تصمیم گیری برای تعیین رئیس جدید فرهنگستان است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-932.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:43 | توسط : شهرستان نور  | 

چرا دومین کشور غمگین دنیا هستیم؟!

 مؤسسه گالوب گزارشی مبنی بر بررسی وضعیت خشنودی و خوشحالی در بین 138 کشور منتشر کرد که بنا به این گزارش، عراق نخستین کشور غمگین جهان معرفی شده است. بعد از عراق، کشورهای ایران، مصر، یونان و سوریه به ترتیب به عنوان ناشادترین کشورهای جهان معرفی شدند.

آنچه گالوپ در این نظر سنجی راجع به ایران بدان رسیده ، با پوست و گوشت و استخوان توسط مردم ایران لمس می شود. 
این یک واقعیت است که مردم ایران، شاد نیستند. اگر امکان نظرسنجی ها و بررسی های علمی ندارید، کافی است همین امروز در خیابان به چهره آدم ها نگاه کنید تا ببینید که چه اندوهی در آنها موج می زند.

همین چند روز پیش جام جهانی فوتبال به اتمام رسید. در همه دنیا،‌ مردم برای دیدن مسابقات فوتبال، در خیابان ها و پارک ها جلوی تلویزیون های شهری جمع شدند و شادی کنان و در کنار یکدیگر ، مسابقات مورد علاقه شان را تماشا کردند.
اما در ایران چه شد؟‌  خبری  از تلویزیون های شهری و تماشاهای پرهیجان گروهی نبود. 

اشتباه نکنید! نمی خواهم بگویم چون نگذاشتند مردم دور هم فوتبال را نگاه کنند، افسرده شدند و کشورمان تبدیل به دومین کشور غمگین جهان شد. حال بماند مشکلات حاد اقتصادی که تاب و توان از مردم گرفته است و حسرت یک سفر کوتاه را بر دل بسیاری از خانواده ها گذاشته است؛
بماند کمبود و گرانی امکانات تفریحی و ورزشی مخصوصا برای زنان و دختران و به ویژه در شهرهای کوچک؛

بماند که مردم حتی نگران هوایی هستند که تنفس می کنند ، نگران میوه و سبزی هایی هستند که احتمالاً سموم کشاورزی بر تن دارند و استرس آن دارند که پارازیت ها ، سلامتی شان را به خطر بیندازد ؛
بماند که مردم وقتی بی عدالتی می بینند، افسرده می شوند ، مثلاً آن گاه که برای دریافت یک وام 5 میلیون تومانی،باید از هفت خان رستم بگذرند و در همان حال می بینند که متصل ها، میلیاردی می برند ؛
بماند که حسرت سوار شدن بر یک خودروی معمولی دنیا بر دل مردمی مانده که هر روز در تصادفات جاده ای کشته می دهند ؛
 بماند و بماند و بماند ... .

فقط یک نکته را باید گفت:‌ همان طور که حکومت از مردم مالیات می گیرد ، نفت شان را می فروشد ، بر کارهایشان نظارت دارد ، امنیت مرزهایشان را تأمین می کند ،تورم را کنترل می کند، کالاهای اساسی شان را تهیه می کند و ... ، شاد نگه داشتن جامعه هم وظیفه اوست. جامعه ناشاد و غمگین، همواره بستر نابسامانی هایی است که هیچ کس نمی داند که سرانجامی خواهد داشت. دولت ها همان گونه که درباره ساخت جاده ها ،‌میزان واردات و صادرات، نرخ تورم، رشد بورس و ... گزارش می دهند ، باید درباره میزان شاد بودن مردم نیز گزارش مستند بدهند زیرا همه این مقدمات برای آن است که مردم بهتر و شادتر زندگی کنند.

راستی آیا تا کنون مجلس شورای اسلامی یا هیأت دولت ،‌جلسه غیرعلنی برای بررسی علل غمگین بودن ایرانی ها برگزار کرده اند یا اصلاً برایشان مهم نیست که یک ملت در میان انبوهی از اندوه زندگی کند؟!  



منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-931.aspx
تاریخ انتشار :  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:41 | توسط : شهرستان نور  | 

بازار کار زنان در آینده محدود می‌شود

یک عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با اشاره به این که اکثریت پرسنل آموزش و پرورش را زنان تشکیل می‌دهند،گفت: این مسئله باعث می‌شود که بازار کار آینده در آموزش و پرورش برای خانم‌ها محدودتر شود.

عبدالوحید فیاضی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در خصوص عدم تعادل جنسیتی در پرسنل آموزش و پرورش گفت: در حال حاضر آموزش و پرورش به خصوص آموزش و پرورش شهر تهران بیشتر با عدم تعادل جنسیتی پرسنل مواجه است به این معنی که به حد نیازش نیروی مرد ندارد اما در مقابل بیش از حد نیاز خود نیروی زن دارد.

این عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات یادآور شد: به طور کلی در آموزش و پرورش به دلیل برخی ملاحظاتی که وجود دارد معلم‌های زن در دبیرستان‌های پسرانه حضور نمی‌یابند و در مدارس دخترانه نیز نیروی مرد کمتر به کار گرفته می‌شود. اما به طور کلی اکثریت پرسنل آموزش و پرورش را زنان تشکیل می‌دهند.

وی گفت: بر اساس آخرین آماری که ما از آن مطلع هستیم حدود هفتاد درصد معلمان را زنان تشکیل می‌دهند که بسیار بیشتر از نیاز آموزش و پرورش است و این باعث می‌شود که بازار کار آینده در آموزش و پرورش برای خانم‌ها محدودتر شود.

فیاضی با بیان این که برای ایجاد تعادل جنسیتی میان پرسنل آموزش و پروش لازم است در گزینش نیروهای جدید از آقایان بیشتر استفاده شود، ابراز داشت: این موضوع در مناطق مختلف متفاوت است چرا که در برخی مناطق تعداد مردان بیشتر از زنان و این تعادل جنسیتی را باید در داخل آموزش و پرورش تدبیر کرد.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-930.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 19:28 | توسط : شهرستان نور  | 

تجمع قهوه‌خانه‌داران مازندرانی مقابل مجلس

جمعی از قهوه‌خانه‌داران مازندرانی صبح امروز مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
 جمعی از قهوه خانه‌داران مازندرانی پیش از ظهر امروز سه‌شنبه مقابل در شمالی مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
 
قهوه‌خانه‌داران مازندرانی علت تجمع خود را تعطیلی قوه‌خانه‌های این استان عنوان کردند و خواستار رفع این موضوع شدند.
 
تجمع‌کنندگان دست نوشته‌هایی همچون مجلس محترم حمایت حمایت، بیکاری معضل امروز مازندران، تعطیلی قهو‌ه‌خانه = بیکاری 5000 و ... در دست داشتند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-929.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 18:2 | توسط : شهرستان نور  | 

وقوع فاجعه علمی در پرونده 3000 بورسیه

عضو کمیته بررسی کننده پرونده 3000 دانشجوی بورسیه با بیان اینکه متاسفانه شورای بورس وزارت علوم برای خود تصمیم گرفته و عملیاتی کرده است گفت: تا جایی که احتمال تخلف وجود دارد باید بررسی شود و ممکن است دولت‌های قبل هم متخلف باشند لذا باید آنها هم پاسخ دهند.

 جواد هروی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه در جلسه یکشنبه کمیسیون آموزش گزارشی را در مورد پرونده بورسیه 3000 دانشجو ارائه کرده است گفت: در این گزارش صراحتاً اعلام کرده‌اند تخلف صورت گرفته و تمام کسانی که در این مقوله ورود پیدا کرده‌اند کار خلاف واقع انجام داده‌اند.

 رئیس کمیته آموزش عالی کمیسون آموزش مجلس خاطر نشان کرد: وزارت علوم در این قضیه خطا کرده است و یک خطای بارزی که در حال حاضر وزارت علوم می‌کند این است که ابعاد این فاجعه علمی را اعلام و اشاره نکرده است.وی تصریح کرد: به عبارت دیگر افراد بسیار ضعیفی در این میان وجود دارند و در مقطع دکترا ورود کرده و چه بسا مدرک دکترا می‌گیرند و متاسفانه بعد از فارغ التحصیلی می‌خواهند استخدام شوند زیرا ایراد و تخلف اساسی که در تمام پرونده 3000 دانشجو وجود دارد این است که این افراد کسانی هستند که بدون آزمون وارد مقطع دکترا شده‌اند درحالی که این مسئله به بنیه علمی کشور صدمه می زند.

 هروی درباره شرایط و ضوابط ورود به مقطع دکترا گفت: شرایط، من درآوردی بوده است و اصلاً ضوابطی وجود ندارد. در واقع شورای بورس برای خود تصمیم می‌گرفته و عملی می‌کرده است و در نتیجه اموال بین المال را به تاراج برده اند.

 این عضو کمیته بررسی کننده پرونده 3000 دانشجو اظهار کرد: مسئله دیگر این که افرادی که به این نحو و بدون آزمون وارد مقطع دکترا شده‌اند بلافاصله استخدام می‌شدند و این فاجعه‌ای بدتر از فاجعه اول است.

 هروی تصریح کرد: بر اساس گزارشی که در کمیسیون ارائه کردم بسیاری از نمایندگان می‌گفتند اگر قضیه اینگونه است باید سال‌های قبل هم مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین معتقدم باید تا جایی که احتمال تخلف وجود دارد به سال‌های قبل هم رجوع کنیم و فقط دولت نهم و دهم نیست و ممکن است دولت‌های قبل هم در این قضیه متخلف باشند؛ لذا آنها باید پاسخ دهند.

 وی با تأکید بر اینکه این مسئله بحران و فاجعه علمی است و بنیه علمی کشور را زیر سوال برده است گفت: بنابراین باید تمام وزرای علومی که در این قضیه دست‌اندر کار و دخیل این تخلف بودند جواب پس دهند.

 هروی با اینکه در حال حاضر کمیسیون آموزش و مجلس منتظر نظر کمیته بررسی کننده است اظهار کرد: با نظر دیگران کاری ندارم آنچه که من بدان رسیدم این است که در این قضیه خانه از پایبست ویران است و در این قضیه تخلف کاملاً محرز است و زبان توجیه نمی‌تواند عمل فاجعه را مشخص کند.

 هروی در پایان تأکید کرد: اساسا این گونه ورود دانشجویان در مقطع دکترا و بدون آزمون یک تخلف عظیم و بی عدالتی است و حقوق سایر دانشجویان را ضایع کرده است.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-928.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 17:58 | توسط : شهرستان نور  | 

طرح یکپارچه سازی شالیزارها در چمستان اجرا می شود

مدیر جهاد کشاورزی شهرستان نور گفت: پروژه یکپارچه سازی اراضی شالیزاری در منطقه چمستان این شهرستان اجرا می شود. عارف سالاریان در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: طرح یکپارچه سازی اراضی در روستای شیرکلا به مساحت 100 هکتار اجرا می شود.

وی سطح اراضی زراعی شهرستان را 9 هزار و 354 هکتار بیان کرد و گفت: در زمینه درصد خارج شده از زیر کشت، آماری وجود ندارد و نیاز به مطالعه دارد.

وی افزود: اعتبارات اختصاص داده شده از سالهای قبل و اخیر مربوط به اراضی با کاربری باغی جهت ایجاد، اصلاح و احیا باغات تعریف شده و امسال مقدمات آن در حال اجرا بوده ولی سقف تسهیلات آن هنوز اعلام نشده است.

سالاریان گفت: در برنامه های سال جاری پیشنهادات در قالب ماده 22 با پروژه های حفر و تجهیز چاه های کشاورزی با اعتباری حداقل 200 میلییون تومان در کمیته برنامه ریزی شهرستان مصوب شده است.

وی بیان داشت: همچنین طرح هایی در جهت بهبود فرایند کشت برنج در سال جاری در دست اقدام است.

 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-927.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 17:56 | توسط : شهرستان نور  | 

ناگفته های ناطق نوری از احمدی نژاد و انتخابات سال 84، خبر دروغ زمین گرفتن هاشمی، روزهای پس ازدوم خرد

علی اکبر ناطق نوری 71 ساله هر چه می گذرد جایگاهش به عنوان یک چهره سیاسی مرضی الطرفین بیشتر نمود پیدا می کند. 
 
خوش مشربی و خوش کلامی دو ویژگی ناطق نوری در گفت وگو با اوست.مردی که اگر در افکار عمومی موافقان و مخالفانی دارد، در میان سیاسیون دو جناح به دلیل منش شخصی و سیاسی اش محبوب است. 
 
بهانه گفت وگو با او باز نشر خاطراتی از او در فضای مجازی است که با هدف وارونه جلوه دادن واقعیت منتشر شده است. با ناطق نوری در دفتر کاری او هم کلام شدیم.وضعیت احزاب و جایگاه حزب در فضای سیاسی کشور،چرایی کم بودن منش جوانمردانه در فضای سیاسی کشور و مرور خاطراتی از ابتدای انقلاب که سه دهه بعد از سوی یک جریان سیاسی دیگر تکرار شده نشان می دهد موضع گیری ها و رفتار سیاسی ناطق نوری اشتباه نبوده است. 
 
بحث که به انتخابات 84 و چگونگی خروج احمدی نژاد از مکانیزم شورای هماهنگی نیروهای انقلاب رسید برای اولین بار یکی دو خاطره بیان نشده از آن سالها را ناطق نوری طرح کرد..مشروح این گفت وگو پر نکته را در ادامه مطالعه فرمائید. 
 
*** 
 
از جنابعالی بارها شنیده شده است که نسبت به خلاء مفهوم حزب به معنای واقعی و همین طور رعایت نشدن قواعد رقابت سیاسی و بی توجهی به اخلاق در این حوزه،اظهار تاسف و گلایه داشتید؛آنچه که هست اینکه نتیجه این بی اخلاقی ها در این سالها؛ تخریب چهره ها و سرمایه های انقلاب و تضعیف کل نظام در کل بوده و هست. بفرمائید با این روند، برای حفظ ارزشهای انقلاب چه باید کرد؟ 
 
من همیشه اعتقاد داشتم مشکل کشور ما در حوزه سیاست داخلی این است که ما حزب به معنای حقیقی اش را نداریم. در دنیا وقتی دموکراسی که اساسش مراجعه به آرا عمومی است، حرفی به میان می آید برایش ابزاری تعریف می کنند که یکی از مهمترین آنها همین وجود احزاب شناسنامه دار است.احزابی که برآمده از عناصر شناخته شده بوده و در عین داشتن مرامنامه غنی با پشتوانه فکری و کارشناسی باشند که به تبع آن بتوانند برخوردار ازمواضع شفاف در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی،فرهنگی و اقتصادی باشند. 
 
نکته دیگر در این رابطه، نبود ضوابط و قواعدی است که این احزاب بتوانند در چهارچوب آنها برای بهتر کردن شرایط زندگی مردم و توسعه کشور، با یکدیگر رقابت کنند و روشهای یکدیگر را به چالش بکشند. قواعدی که باید تعیین کننده حد و مرز رقابت ها باشد تا مبادا در فرآیند یک رقابت سیاسی؛ مصالح عمومی کشور پایمال منیت ها بشود و یا تشخیص های فردی و منافع گروهی غالب بر منافع ملی گردد و نیازهای واقعی جامعه همچون اخلاق عمومی و جنبه های ایمانی آسیب ببیند. 
 
 بنابراین می شود  گفت متاسفانه آنچه ما در حال حاضر شاهدش هستیم برخلاف روش های شناخته شده و تجربه شده در دنیا در امر دموکراسی یک نابسامانی بزرگ در حوزه فعالیتهای سیاسی است که نتیجه قهری آن، همین خساراتی است که شما هم به یکی از آنها اشاره کردید یعنی در فقدان یک تشکیلات مسئول به عنوان حزب هست که هر جماعتی به تشخیص خودش، بدون مبنای دقیق و جامع نگری و براساس تحلیل های بی اساس بدون اینکه  مصالح عمومی کشور و جامعه را لحاظ کند؛ وارد میدان می شود و دست به تخریب می زند. 
 
 در طول این سالها به کرات این پدیده نامبارک را دیده ایم و خسارتهای این رفتارها را تجربه کرده ایم؛ بد نیست اینجا اشاره کنم که خیلی از مواقع این افراد به بهانه احساس تکلیف شرعی هم دست به چین رفتارهایی زده اند که هم که هم فضای جامعه را خراب کرده اند و هم بعضا دین و اعتقادات مردم  را تخریب نموده اند و هم در نهایت لطمات فراوان به رشد و توسعه جامعه وارد کرده اند. 
 
به نظر می رسد که بعد از گذشت سی و اندی سال از انقلاب،واقعا وقت آن رسیده که  برای پرهیز از تکرار این تجربه های پر هزینه، یک آسیب شناسی جدی صورت بگیرد و ریشه های شکل گیری این جریانات و تاثیرات منفی آنها در مقاطع گوناگون بررسی بشود. 
 
در این مورد آیا امکان دارد با یک مرور اجمالی از تجربه های خودتان در طول این سالهای پس از انقلاب توضیح بیشتری از مشکل بفرمائید؟ 
 
اخیرا که بنده از تندرویهای بی ملاک بعضی از گروه ها گفتم، بحثم ناظر به همین معنا بود؛ ما در طول این 35 ساله انقلاب، فراز و نشیب های سیاسی زیاد داشتیم. 
 
جریانات سیاسی گوناگون میدان جولان پیدا کردند و غالبا هم چهارچوب مدون و معینی  نه از نظر تئوری و نه از لحاظ ساختاری نداشتند مثلا یک روز به نام طرفداری از مستضعفین پا به عرصه گذاشتند و یک روز عناوین چپ و راست را برای خود انتخاب می کردند و جالب اینکه بعضا موضع سیاسی خودشان را در طول زمان با حریف تبایدل می کردند. 
 
به طور مثال در بحث های اقتصادی،جماعتی که به شدت نگاه بسته و دولتی کردن اقتصاد را داشتند جای خودشان را با گروه مقابل که قائل به کمرنگ کردن نقش دولت ها و رها سازی اقتصاد از دست دولت بودند؛ عوض می کردند که خود حکایت از این داشت که مبنای فکری غنی و اصول فری مشخصی وجود نداشت. در موارد دیگر هم همین طور. در یک مقطعی موضوع مهمی مثل مولوی یا ارشادی بودن نظر ولی فقیه محل مناقشه بود و یک تقسیم بندی نسبت به نگاه امام به مسائل وجود داشت که تا امروز نیز ادامه یافته است که حالا عرض خواهم کرد چگونه. مثلا در یک مقطعی ناگهان در کشور، یک گروهی به نام « خط سه» شکل گرفت که لابد شما شان نزولش را می دانید؟ 
 
این همان خطی است که در مجلس به فراکسیون اکریت مجلس تبدیل شد؟ 
 
نه، خط سه شان نزولش به زمان بنی صدر برمی گردد. آن زمان یک گروه طرفدار بنی صدر بودند، یک طرف هم حامی حزب جمهوری اسلامی که در راس آن شهید بزرگوار بهشتی بود. این وسط یک جمعی آمدند و گفتند که ما نه آن گروه اول را قبول داریم و نه تابع این گروه دوم هستیم. 
 
مسلک جدیدی راه انداختند که در آن زمان مشهور شد به خط سوم. خود این مسلک بعدها شد یک تشکیلاتی که اسم خودشان را «خط امامی» گذاشتند. در نتیجه تلقی این بود که کسانی که مقابل این گروه بودند می شدند ضد خط امام!  واین کشمکش تا انتخابات مجلس هم ادامه داشت و منجر به تشکیل فضای مجلس سوم با غلبه جو چپ در آن زمان شد.همانطور که بیشتر هم اشاره کردم یکی از مسائل داغ در فضای آن دوران؛که به نظرم محصول همین بی ضابطه گی و فقدان مبانی نظری و فکری در فعالیت سیاسی هم بود؛ همین بحث مولوی و ارشادی بودن نظر ولی فقیه بود. 
 
خب! امثال ما قائل بودیم و الان هم اعتقاد داریم که اوامر ولی فقیه، مثل اوامر امام معصوم، پیامبر و بالاتر از همه خدای تبارک و تعالی دو قسم است یا مولوی است یا ارشادی. 
 
این موضوع در اصول فقه یک فصل مفصل به خودش اختصاص داده است. علما کلی بحث می کنند که اوامری که از جانب خدا صادر شده است؛ در تمام موارد انجامش واجب است؟ اگر انجام ندهیم عذاب خواهیم شد یا خیر؟ 
 
همه فقها آمدند بیان کردند که باید دید  این امر پیامبر ، مولوی است یا ارشادی. اگر مولوی باشد واجب است آن را انجام دهی و اگر انجام ندهیم، مواخذه خواهیم شد، اما اگر ارشادی باشد، مساله متفات خواهد بود. به طور مثال می فرماید این کار را نکن، برایت خوب نیست ولی اگر انجام دادی، عذابی در کار نیست. اینجا تشخیص با خود فرد است. امر امام معصوم هم همین طور است.ولی فقیه هم که جانشین آنها است همین حکم را دارد. امثال ما همواره به همین باب فقهی پایبند بودیم و هستیم و البته هزینه های سیاسی  این باور را هم همواره تحمل کردیم هم در دوره امام و هم بعد از آن. در آن زمان اگر امام (ره) چیزی می فرمودند عرض ما این بود که این سخن مولوی است یا ارشادی؟ در مقابل، یک عده از دوستان  کا که الان اصلاح طلب تلقی می شوند، سرسختانه قائل بودند آنچه به ذهن امام خطور می کند واجب الامر و مولوی است؛ و اصلا هر کس این تقسیم بندی ها را انجام می دهید، ضد ولایت فقیه هست.درست مانند گروههایی که در این سالهای اخیر؛ با همین حربه دیگران را متهم به ضدیت با ولی فقیه کردند و می کنند! 
 
 ملاحظه می کنید که چه شباهت اعجاب برانگیزی در ماهیت این گروهها هست. چه رنجی را جامعه از دست این رفتارهای تند؛بی مبنا و افراطی این افراد تحمل می کند و خب ما از همان بدو امر با این افراطها  و تفریط ها موافق نبودیم و قائل به اعتدال در روش ها بودیم. 
 
اگر یادتان باشد مرحوم امام درآستانه انتخابات مجلس سوم فرمودند:«مردم به اسلام آمریکایی رای ندهند.»آقایان چپ آن روزگار؛این حرف را مصادره به مطلوب کردند و گفتند مراد امام از اسلام آمریکایی همین ها هستند(اشاره به دوستان ما) یادم هست همان ایام هر جا  برای سخنرانی دعوت می شدیم، یک عده ای حضور پیدا می کردند و نمی گذاشتند سخنرانی برگزار شود. یک بار من برای سخنرانی در مسجد دانشگاه تهران دعوت بودم. وقتی خواستم  وارد مسجد شوم دیدم در مسجد بسته است! یعنی برای اولین بار در طول تاریخ دانشگاه تهران، هنگام نماز؛ درب مسجد  رابسته بودند. ما هم نماز را پست دربهای بسته مسجد دانشگاه خواندیم. یک عده هم به من اقتدا کردند. مخالفان دیدند بد شد، درب کوچک مسجد دانشگاه تهران را باز کردند و رفتیم داخل مسجد و سخنرانی را شروع کردیم،اما در حین صحبت آمدند برق را قطع کردند.گفتیم یک بلند گوی دستی آوردند. با بلند گوی دستی رفتیم بالای منبر. آنجا دانشجویان تحکیم وحدت به دادن شعارهای تند و تیز علیه ما اقدام کردند.من هم خیلی آرام به آنها گفتم :«بابا عقل داشته باشید، بگذارید من صحبت را شروع کنم، بعد من را سوال پیچ کنید.» ولی خب جو غالب به گونه ای بود که امکان سخنرانی فراهم نشد و ما مسجد را به ناچار ترک کردیم. 
 
همان دوران آیت الله یزدی هم در مهدیه تهران اجازه سخنرانی پیدا نکرد؟ 
 
 بله، این طور است.  فردای آن روز برای کاری مرخصی گرفتم که به مازندران بروم. در راه رادیو را گوش می کردم. شنیدم که یکی از نمایندگان همان جریان که هم لباس خودمان هم بود، در نطق قبل از دستور ، از دانشجویانی که اجازه ندادند من سخنرانی بکنم، تشکر کرد. 
 
وقتی برگشتم مجلس او را دیدم و پس از حال و احوال ؛ به او گفتم: برادر عزیز! تو فکر نمی کنی که این حرمت شکنی ها حد یقف نخواهد داشت و وقتی از آن دانسجویان تشکر می کنی، با این کارت موجب می شوی این خلیفه کشی باب بشود و یک روزی علیه خود شماها این اقدام شکل بگیرد؟! 
 
همان طور که پیش بینی می شد؛ طولی نکشید  مجلس سوم تمام شد و مجلس چهارم شروع به کار کرد و درست ماجرا بر عکس شد و در مسیر دانشگاه ، یک عده از آقایان همان جناح آمدند سخنرانی کنند و دانشجویان نگذاشتند. 
 
پاسخ من به سوال شما این است که ضرر این کارهای تند و بی ملاک -چه از چپ و چه از راست-این بوده است که موجب شد فرصت رقابت سالم از جریانات سلب شود و علاوه بر هزینه گزافی که به کشور در از دست دادن نیروهای تجربه شده؛ تحمیل شد؛ از سوی دیگر باعث شد در نگاه مردم هم همه زیر سوال بروند و مردم به اجماع مرکب می رسند.یعنی در این بی اخلاقی ها و بی ضابطه گی ها؛ مردم به این نتیجه می رسند که اینها  همه شان همین طور هستند و متاسفانه این ذهنیت در بین مردم شکل گرفت. 
 
اجازه بدهید از تجربه شخصی خودم در سال 76 که بنده وارد عرصه انتخابات شدم برایتان بگویم: خب به هر حال من آدم ناشناخته ای نبودم سوابق وزارت کشور من در مقابله با افراطی گری ها و تند روی ها در ذهن افراد جامعه بود به طور مثال من در خیابان ولیعصر با کسانی که به بهانه های ظاهرا موجه؛ اقدامات تند و تیز می کردند با مردم و مثلا جوانهای که فرضا موی بلندی داشتند یا لباس از دید بعضی نامناسب پوشیده بودند پونز به پیشیانی شان می چسباندند[برخورد می کردم] 
 
من معترضین را که غالبا هم از بچه های نهادهای انقلاب بودند را دستگیر می کردم و اجازه نمی دادم به نام مبارزه با بد حجابی؛ حقوق مردم و امنیت جامعه مخدوش شود. بعد شما ببینید علیه یک چنین فردی با این نوع اندیشه و سوابق، چنان جو مسموم و جنگ روانی درست کردند که در سال 76 برخی گفتند این دنبال روش طالبان است و اگر بیاید پیاده‌روها را دیوار می کشد، در دانشگاه ها تفکیک جنسیتی به وجود خواهد آورد و از این قماش حرفها! خب این نوع رفتارها محصول همان بی اخلاقی  و بی ضابطه گی در رقابت بود و متاسفانه نتیجه آن را هم دیدیم که چه شد. 
 
در جریان انتخابات آن سال تخریبهای زیادی علیه شما شد، با این حال، شما فردای دوم خرداد به آقای خاتمی تبریک گفتید ولی کسی پس از آن جریان پیدا نشد که بگوید این حرفهایی که علیه شما گفته شد درست نبوده است. در حالی که به عنوان نمونه رهبر انقلاب در جلسه عدم کفایت بنی صدر، وقتی موضوعی را درباره دانشجویان خط امام مطرح می شود می گویند: این مساله ربطی به بنی صدر  نداشت.در حالی که سکوت رهبری موجب نمی شد اتفاقی در آن جلسه بیفتد. اما ایشان جوانمردی  نشان داد. چرا این جوانمردی در سیاست مداران نیست؟ 
 
(با خنده) خوب این را چرا از من سوال می کنید؟اگر بخواهیم منصف باشیم، این رفتارها،در میان ما کم هست؛ اگر نگوییم که نیست. اگر امروز این  روحیه جوانمردی چنانچه در مذهب و فرهنگ کهن ما هم به کرات مدح شده و بر آن تاکید شده؛ در جامعه رایج بود؛ وضعیت خیلی فرق می کرد. 
 
بالاخره ما شیعه امیرالمومنین(ع) هستیم. لااقل باید در جهت ایشان حرکت باشیم ولو با فاصله زیاد. متاسفانه این منش در میان ما رایج نیست. مثل خیلی مسائل دیگر که ادعای شیعه گری می کنیم، اما علایم آن را نداریم. اما در مورد این مساله ای که اشاره کردید و آن تبریک زود هنگام، باید بگویم من اساسا همیشه تلاش کردم ملی فکر کنم. 
 
در ماجرای تبریک به آقای خاتمی بالاخره ایشان رای اکثریت را آورده بود و مردم احساس می کردند ایشان برای این کار اصلح است. تا آنجایی که به عنوان مسلمان به من مربوط می شد؛ باید به تکلیفم عمل می کردم و همین کار را هم انجام دادم آمدم کاندیدا شدم و گروهی هم به ما کمک کردند که این تکلیف محقق شود؛ خوب نشد. لایکلف الله نفسا الا وسعها. بنابراین تکلیف از من ساقط شده بود و به همین دلیل آسوده خاطر بودم و آن چیزی که از آن به عنوان قواعد بازی، یاد می کنیم خب ظهورش در همین مواقع هست. قاعده بازی در دنیا این است که اگر رقیب پیروز شد باید به او همکاری کرد. 
 
خب! بنده رای نیاوردم؛ بسیار خوب؛ منافع ملی که هنوز هست! به همین جهت تکلیف من یک روز این بود که کاندیدا بشوم و رقابت کنم ، یک روز هم تکلیفم این بود که در مجلس دولت را کمک کنم. این روش را، من روش درست می دانم و قائلم که اگر همه همین طور عمل می کردند و تنگ نظرانه عمل نمی کردند، امروز  وضع بهتری داشتیم. 
 
بله، منتها شما می توانستید این تبریک را 48 ساعت بعد بگوئید؟ 
 
علت اینکه بلافاصله و در شرایطی که هنوز شمارش آرا تمام نشده بود من آن پیام را دادم این بود که احساس کردم کشور ملتهب است و طرفداران و دوستداران ما ناراحت هستند  و آن نتیجه رای گیری، یک حادثه غیر مترقبه برای آنها به حساب می آمد. من فکر کردم کشور در آن مقطع نیاز به آرامش دارد و من باید آبی روی این آتشی که در درون طرفداران هست بریزم. وقتش هم همان موقع بود. 48 ساعت بعد معلوم نبود چه حادثه ای در کشور رخ بدهد. وقتی من این تبریک را گفتم طبعتا یک آرامشی در کشور ایجاد شد. 
 
شاید برایتان جالب باشد که بدانید روز یکشنبه پس از انتخابات که به مجلس رفتم، همه منتظر بودند که ببیند مجلس را چطور اداره می کنم. بالاخره رئیس مجلسی بودم که در انتخابات شکست خورده بودم. برای برخی سوال این بود که بنده چطور می خواهم با این مساله برخورد بکنم؟ خب! بنده هم بسیار شاداب و سر حال به مجلس وارد شد و در نطق خودم از حضور مردم تشکر کردم و به برادر گرامی جناب آقای خاتمی تبریک گفتم و بعد هم اعلام کردم تا دیروز رقابت بود و از امروز رفافت  است. این  عبارتی بود که برای نخستین بارمن به کار بردم و در طول دوره ای که  از آن هنگام در مجلس بودم یعنی بیش از دو سال بعد از دوم خرداد، در اوج همکاری و همدلی با دولت گذشت.همین الان هم که به آقای خاتمی صحبت کنید، همه جا ایشان اشاره کرده که نحوه برخورد مجلس پنجم و فلانی با من و دولتم  فراموش نشدنی است و همیشه که لایحه می دادم خاطر جمع بودم که فلانی آن را دریافت می کند. خوب ببینید این چقدر برای کشور و نظام مفید می توانست باشد که بود. 
 
آقای ناطق نوری! نشاطی که می گوید روز رفتن دوباره به مجلس داشتید نشاط ظاهری و مصلحت اندیشانه بود یا دلی؟
 
اگر ظاهری بود، یک جا خلافش ظاهر می شد ولی از آن موقع تا همین الان که با شما حرف می زنم خلاف این ثابت نشده است. 
 
آخر مگر می شود کسی در انتخاباتی که احتمال پیروزی اش بالا است شکست بخورد و ناراحت نشود؟ 
 
این شکست نیست. تعبیرمان را باید درست کنیم که در آن صورت این هم پیروزی است.ببینید بالاخره انتخاباتی انجام شده بود و از میان 4 نفر یک نفر باید انتخاب می شد و شور انتخابات هم بالا بود. در نتیجه 30 میلیون رای به صندوق ها ریخته شد. شما یادتان هست وقتی مقام معظم رهبری درباره آن انتخابات صحبت کردند فرمودند:«جا دارد من سجده شکر به جا بیاورم برای اینکه خواسته من این بود در انتخابات 30 میلیون رای داشته باشیم و این 30 میلیون محقق شد.»  
 
یکی از نقدهای وارد به شما این است که شما صحنه را پس از دوم خرداد رها کردید و در شرایطی که انقلاب هنوز به توان و تجربه شما نیاز داشت میدان را وا گذاشتید به خصوص سال 84. 
 
از صراحت شما ممنونم. در خصوص انتخابات 84 من آنچه وظیفه خودم می دانستم به عنوان رهبر جریان انجام دادم و شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را خودم به کمک دوستان به وجود آوردم. قائل هم بودیم که هر کس 4 اصل  اسلام، انقلاب، امام و رهبری را معتقد باشد،  می تواند زیر این چتر قرار بگیرد.  که گاه من شوخی می کردم و می گفتم اینها 4 عمل اصلی است.(خنده) 
 
خوب شروع هم کردیم و نیروهایی که بعد از دوم خرداد 76 از هم پاشیده شده بودند را جمع کردیم و یک سازمان مجددی پیدا شد. اولین گام را در انتخابات شورای شهر تهران برداشتیم که موفق هم بودیم و به دنبال آن مجلس هفتم هم غلبه با همین جریان بود تا اینکه رسیدیم به بحث ریاست جمهوری. 
 
در قصه ریاست جمهوری 84 ماجرا این گونه بود که از اصولگراها 5-6 کاندیدا  وجود داشت و کاری که ما باید می کردیم این بود که بنشینیم با اینها صحبت کنیم که یا آنها را قانع کنیم که کنار بروند یا اینکه با مکانیزمی پیش بیایم تا یکی از آنها در عرصه باقی بماند.آمدیم و آقایان هم قبول کردند که شورای مرکزی جبهه نیروهای انقلاب به هر تصمیمی رسیدند، آنها قبول کنند. خوب با همین آهنگ جلو آمدیم. تک تک کاندیداها را در همین اتاق خواستیم با این هدف که  از برنامه ها، اهداف و انگیزه های آنها با خبر شویم و کاندیدا ها هم آمدند و توضیحاتی دادند. یک جلسه هم به صورت اختصای با آقایان داشتیم که به صورت شفاف و راحت، اشکالات در مدیریت های قبلی و سوال هایمان را با آنها مطرح کردیم. آقای احمدی نژاد هم جزو همین ها کاندیدا ها بود. ایشان می گفت:«من طرح برای اداره کشور دارم و بقیه نامزدها ندارند. شما هم اجازه نمی دهید من طرحم را بدهم.» ما با کاندیداهای دیگر 2 جلسه داشتیم، با ایشان 3 جسله برگزار کردیم. یک روز به آقای باهنر گفتم یک وقتی به آقای احمدی نژاد بدهید چون می گویند من برای اداره کشور یک طرح ویژه دارم . 
 
 جلسه زمانش هماهنگ شد و ایشان به همین دفتر بنده آمد و مرحوم آقای عسگر اولادی، باهنر، بنده و برخی دیگر از دوستان بودند. ایشان در آن جلسه  2 ساعت طرحش را توضیح داد. بنا هم بود تا پایان صحبت ایشان حرفی نزنیم. ایشان وقتی صحبتش را تمام کرد. من رئیس جلسه بودم و اگر چه منشی جلسه کس دیگری بود ولی برای اینکه مطالب یادم بماند چیزهایی را می نوشتم که  خودآن نوشته ها 4 صفحه شد! قبل از اینکه من صحبت کنم، مرحوم آقای عسگر اولادی رو کردند به بنده و حرفی زدند که شاید شما هم تا الان نشنیده باشید. 
 
آقای عسگر اولادی گفت: «این برادر ما احساس می کند که اسلام را فقط او می شناسد، این برادر ما احساس می کند انقلاب را فقط او درک کرده است. این برادر ما احساس می کند امام را فقط او می شناسد.» بنده هم خطاب به آقای احمدی نژاد گفتم:«آقای احمدی نژاد! من حرفهای شما را خیلی دقیق گوش دادم حقیقتا هرچه دقت کردم، هیچ  نفهمیدم.» یا سطح معلومات شما خیلی بالا است و ما نمی فهمیم شما چه می گوئید یا اینکه حرفهای«بالا ابری» می زنید. 
 
تعبیر (طرح های احمدی نژاد«فضایی» است) که بعدا مطرح کردید هم براساس همین نگاه بود؟ 
 
این اظهار نظر مربوط به بعد از انتخابات ریاست جمهوری است که  از من در یک گفت وگو سوال کردند شما ایشان را چگونه می بینید که من عرض کردم ایشان فضایی فکر می کند. 
 
 به هر حال بد از آن جلسه ما با ایشان،آقای احمدی نژاد قهر کرد و رفت. فردایش هم نامه نوشت که در من دیگر با جمع شما نیستم. خوب این از ایشان؛ آقایان دیگر هم هر کدام به دلیلی از صرافت کار تشکیلاتی افتادند و جدا شدند و از طرف دیگر مسائل دیگری هم رخ داد  و به هر تقدیر تمام بافته ها تافته شد  و تنها نامزدی که پایبند ماند آقای علی لاریجانی بود. 
 
به ایشان گفتم تا انتها از شما حمایت می کنم. بعد هم گفتم پس از انتخابات؛ از عرصه سیاسی در این شکل و شمایل کناره گیری خواهم کرد چون احساس می کردم آن مدیریت دیگر شکل نمی گیرد. 
 
اما برخی می گویند چهره ای مثل آقای احمدی نژاد را شما رئیس جمهور کردید! 
 
 نه این طور نیست؛اگر قرار بود من ایشان را بیاورم، خب ایشان کاندیدای ما بود. اما من ایشان را برای مدیریت کشور به صلاح نمی دانستم. البته که بسیاری از این آقایانی که الان در بدنه اجرایی کشور هستند را به نوعی ما آوردیم. این ملاک نیست. من در جهاد بودم یک سری نیرو تربیت شدند و به سیستم حاکمیت وارد شدند. در کمیته های انقلاب بودم بالاخره اوایل کار کمیته ها خیلی کارکرد مهمی داشتند. نیروهایی جذب شدند. در دوران وزارت کشور همین طور نیروهای زیادی در قالب فرماندار، استاندار، بخشدار جذب کردم و اینها پرورش یافتند و هر کدام منشا یک اثری شدند. در مجلس همین طور و شما می دانید من حوصله کافی برای تعامل با نیروها را دارم و در جریان کارهای تشکیلاتی از حزب جمهوری گرفته تا جامعه روحانیت و سایر عرصه ها؛ خودم را در معرض همه نیروهای کشور قرار می دادم و از آنها برای مسئولیت دعوت می کردم. آقای احمدی نژاد هم یکی از آن هزاران بود. منتهی هر کسی را بهر کاری ساختند! 
 
اخیرا بحث هایی در رسانه ها درباره اختلاف شما و آقای هاشمی مطرح شد. اما سابقه شما نشان می دهد علی رغم اختلاف سلیقه های شما و آقای هاشمی، رابطه شما قاب تعریف شده ای داشته است. چارچوب این رابطه  چیست؟ 
 
رابطه بنده با آقای هاشمی یک رابطه قدیمی است و سابقه دوستی ما هم مربوط به سال 42 و شروع مبارزه در قم هست و من از آنجایی که آقای هاشمی را از پیشکسوتان انقلاب و مبارزه می دانم، به همین مناسبت احترام ویژه ای هم برای ایشان قائل هستم. نقش سرنوشت ساز آقای هاشمی رفسنجانی با آن قابلیت های فردی منحصر به فرد؛ در مبارزات قبل از انقلاب و پس از آن در اداره جنگ و دوران سازندگی و سایر مقاطع انقلاب؛ اگر نگوییم بی نظیر باید گفت کم نظیر هست. 
 
بنده فارغ از رفاقت بیش از نیم قرنی که با ایشان دارم همواره ایشان را به خاطر دلبستگیش ان به مبانی اصولی انقلاب؛تعهدشان به رهبری نظام آن هم در سخت ترین شرایط و پایبندی شان به مصالح ملی؛ واقعا تحسین کرده ام. روابط ما هم اگر چه خبر خوبی برای افراد بد دل نیست؛ روابط گرم و صمیمانه ای است. 
 
 در رابطه با این بحث اخیر و آن بخش از خاطرات جنابعالی که بحث برانگیز شد نکته ای دارید؟ 
 
 بله، عرض می کنم به نظر می رسد که تندروهای سیاسی از هر دو جریان؛ ظاهرا به یک نقطه مشترک رسیده اند و آن هم ایجاد شکاف دربین نیروهای قدیمی انقلاب! از یک طرف برای ایجاد حساسیت می گویند که اینها (آقای هاشمی، بنده و آقای خاتمی) نشسته اند برنامه ریزی برای مجلس آینده کرده اند و چه و چه!که حرف بی ربط و خلاف واقعی است.
 
از طرف دیگر عده ای از همان قماش و با نیت ناپاک؛ با همان هدف، دست به خبر سازی هدفمند می زنند و مثلا با تحریف متن کتاب خاطرات بنده سعی کرده اند یک موضوعی را وارونه القا کنند  تا فرصتی برای تفرقه بین امثال ما به وجود آورند. 
 
در روایت دارد  پیامبر می فرماید: می خواهید بدترین شما را بگویم چه کسی است؟ فرمود: کسی که مشی و رویه او تمامی و تفرقه انداختن بین انسانها است. حالا شما حساب کنید در ماه رمضانی که می گویند دست و پای شیطان بسته است، ببینید که اینها دیگر چه شیطانهایی هستند! آمده اند با نیت تفتین؛ خاطره ای از من که اسمی از آقای هاشمی هم آنجا هست را تحریف کرده اند و خب شما می دانید که قرآن را هم اگر قرار باشد از آن سوء استفاده بکنیم می شود تحریف کرد. مثلا قرآن می گوید يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى. کسی که می خواهد سوء استفاده کند می گوید خدا خودش در قرآن می گوید(لاتقربوا الصلاه) یعنی نمی خواهد نماز بخوانید! بعد (انتم سکرا) را بیان نمی کند. 
 
خاطرات بنده هم که اخیرا دیدم بخش های از آن در فضای مجازی با اهدافی باز نشر داده شد، باید بگویم کتاب خاطرات بنده را اگر کسی می خواهد بخواند، باید حداقل یک فراز آن را بخواند تا متوجه مطلب گوینده بشود! موضوع از این قرار هست که در ماجرای استیضاح بنده وقتی که وزیر کشور بودم(سال62) یک سوال راجع به زمین و واگذاری زمین به مردم و افراد محروم مطرح شده بود. آقای مهندس گنابادی آن زمان وزیر وقت مسکن بود، به او گفته بودند این وزیر کشور زمین تقسیم می کند. او هم مدام به ما نامه می نوشت. من هم به مرحوم مهندس کازرونی که معاون عمرانی من بود، کار را ارجاع دادم که ببیند ماجرا چیست که معلوم شدحاکم شرعی مستقر در شهر داری تهران( آن وقت شهرداری زیر مجموعه وزارت کشور بود)؛ زمین های بی صاحب را براساس تشخیص خودش به فقرا، مستضعفین و حتی پاسدار های که بی خانه بودند واگذار می کرد. 
 
جمعی از نماینده ها برای ایشان نامه می نوشتند و توصیه می کردند که فلان کس را می شناسیم وضعیتش را بررسی کردیم و می دانیم که فقیر و مستحق است که یک تکه زمین به او داده شود. از جمله این توصیه ها برای افراد بی بضاعت؛ یک توصیه ای است که آقای هاشمی انجام داد بود و کسی را معرفی کرده و گفته بود: آقای حاکم شرع! اگر زمینی در اختیار نیازمندان قرار می دهید، این فرد هم بیچاره است و مستحق دریافت. خود من هم از این توصیه ها داشتیم مثلا آقای طباطبایی(حاکم شرع) یک لیستی را خطاب به من فرستاده و نوشته بود:«این آدم ها می گویند مستحق هستند و زمین می خواهند. می گویند شما اینها را می شناسید؟» من در جواب نوشتم:« این افراد فقیر هستند و فقر آنها برای بنده مورد تائید است.» 
 
 اصل ماجرای زمین در استیضاح این بود و خب این بهانه ای شده بود برای استیضاح کنندگان که در کنار سایر موارد مطرح کنند. منتها در کتاب خاطرات بنده عبارتی نارسایی وجود دارد با این مضمون که «آقایان زمین گرفتند از جمله آقای هاشمی» خب ملاحظه می کنید که اصل ماجرا چه بوده و این افراد بد دل چگونه عنوان کرده اند و گرنه ایشان همانطور که رهبری در خطبه های 29 تیر ماه 88 گفتند؛ آقای هاشمی وسیعی از سرمایه های شخصی خودش را برای انقلاب گذاشت و اصلا چه نیازی داشت به یک قطعه زمین مثلا در باغ فیض که آن وقت ها هم بیابانی بیش نبود نه مثل حالا. 
 
صحیح است که آقای هاشمی در حین دفایات شما در استیضاح، شما را بر حذر داشتند که اسامی نماینده ها را اعلام کنید؟ 
 
 این درست نیست! شیطنت این است که گفتند آقای هاشمی از من خواسته بودند که این لیست را نخوانم. در صورتی که ماجرا این طور نبود. من در آن جلسه استیضاح خطاب به نماینده ها گفتم که عده ای از شما هم کسانی را معرفی کرده اید، می خواهید اسامی این عده را برای شما بخوانم؟ 
 
برخی گفتند بخوانید، برخی گفتند نخوانید. فضا متشنج شد  بالاخره عده ای گفتند اسامی را بخوان ببینیم چه کسی هستند؟من هم اسم یک بنده خدایی که اتفاقا از امضا کنندگان استیضاح هم بود را خواندم. اسم این فرد را که خواندم سر و صدا بلند شد که آقا! نخوان. مجلس متشنج شد. آقای هاشمی به من گفت: آقا ! خوب اگر نمایندگان می گویند نخوانید، خب نخوانید. در نهایت آقای هاشمی گفتند: «در اختیار خود آقای وزیر است که اگر مایل هست اسامی را بخواند و اگر هم مایل نیست نخواند.» بنده هم ترجیح دادم فضا متشنج تر نشود و بالاخره نخواندم.ضمن اینکه ایشان در آن استیضاح دفاع مفصلی از بنده داشت و لطف شایانی به من کرد که بنده هنوز هم از ایشان به خاطر آن محبت سپاسگزارم. 


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-926.aspx
تاریخ انتشار :  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 17:50 | توسط : شهرستان نور  | 

افشای یارانه‌ روزنامه‌ها در دولت قبل (+جدول)

باگذشت زمان و دور شدن از روزهای حیات دولت نهم و دهم، هر چند وقت یک بار اطلاعات جالب توجهی از بذل و بخشش بیت‌المال بدون حساب و کتاب گزارش می‌شود؛ گزارش‌هایی که نشان از یک حرکت تامل‌برانگیز دولتی در ریختن پول نفت بر سفره برخی رسانه‌هاست.

به گزارش  فرارو ، در نخستین سال دولت دهم، محمدعلی رامین معاون جنجالی و عجیب و غریب مطبوعاتی وزارت ارشاد، بالغ بر 20 میلیارد تومان را به یارانه مطبوعات اختصاص داده است. از این 20 میلیارد تومان یارانه سال 88، حدود 5 میلیارد تومان به دو روزنامه کشور رسیده است: «ایران و کیهان»!

موسسه ایران با روزنامه‌ای 32 صفحه‌ای، ویژه‌نامه‌های رنگارنگ و ویژه‌نامه‌های استانی در کنار کیفیت چاپ و تیراژ بالای آن، 2.2 میلیارد تومان یارانه گرفته است اما روزنامه کیهان که در کمیت و کیفیت انتشار، قابل قیاس با روزانه ایران نیست، یارانه‌اش 400 میلیون تومان از «ایران» بیشتر است.

در واقع روزنامه کیهان بالاترین رقم دریافت یارانه را در بین روزنامه‌های کشور در سال 88 به خود اختصاص داده که گویا در 4 سال دوم دولت احمدی‌نژاد رکورد دریافت یارانه نیز محسوب می‌شود؛ 2.6 میلیارد تومان برای یک سال! ضمن اینکه روزنامه کیهان در طول سال‌های 89، 90 و 91 حدود 6 میلیارد تومان یارانه دریافت کرده است.

نکته قابل تامل اینکه در سال اول وزارت سیدمحمد حسینی، 5 روزنامه «کیهان، وطن امروز، رسالت، جوان و عصر ایرانیان» یک‌چهارم یارانه کل مطبوعات را به خود اختصاص داده‌اند و 5 میلیارد تومان یارانه دریافت کرده‌اند که با احتساب 2 میلیارد تومان یارانه روزنامه ایران، می‌توان گفت که در واقع حدود 8 میلیارد تومان، بین 6 روزنامه و 12 میلیارد تومان بین بالغ بر 100 روزنامه کشور توزیع شده است.

این در حالی است که در همین سال، یارانه روزنامه همشهری 150 میلیون تومان، جام جم 900 میلیون تومان، جمهوری اسلامی 300 میلیون تومان و اطلاعات نیز حدود یک میلیارد تومان بوده است.

روند بذل و بخشش دولت احمدی‌نژاد به دلواپس‌های امروز به کیهان ختم نمی‌شود. روزنامه وطن امروز متعلق به مهرداد بذرپاش، در سال 89 نزدیک به «یک میلیارد تومان» از دولت یارانه دریافت کرده است؛ روزنامه‌ای با تیراژ بسیار پایین که سابقه انتشارش به دو سال نمی‌رسیده است اما با این حال مبلغ دریافتی‌اش از روزنامه‌های «جام جم، همشهری، جمهوری اسلامی، اطلاعات، رسالت، شرق و خراسان» بسیار بیشتر بوده است!

بر اساس این گزارش، روزنامه تازه متولدشده «عصر ایرانیان» که «بیژن نوباوه» مدیرمسئول آن است نیز در دولت احمدی‌نژاد مشمول مهرورزی قرار گرفته و طی سال‌های 89 تا 91 در مجموع 900 میلیون تومان یارانه از ارشاد گرفته است. در همین مدت، روزنامه کم‌تیراژ «رسالت» حدود 1.5 میلیارد تومان و روزنامه کم‌تیراژ «جوان» نیز نزدیک به 2 میلیارد تومان یارانه نقدی دریافت کرده‌اند!

رروزنامه شرق در این بازه زمانی حدود 400 میلیون تومان و روزنامه مردم‌سالاری، حدود 700 میلیون تومان یارانه دریافت کرده است. در واقع روزنامه‌های باسابقه و شناخته‌شده با گستره توزیع سراسری خیلی کمتر از روزنامه تازه متولدشده بیژن نوباوه یارانه دریافت کرده‌اند؛ روزنامه‌ای که گویا فقط در تهران توزیع می‌شده و نام «سراسری» را با خود یدک می‌کشیده است.

اینکه روزنامه‌ای با تیراژی کمتر از 50 هزار نسخه در دریافت یارانه رکورد بزند یا روزنامه‌ای که تنها در برخی مناطق و دکه‌های تهران توزیع می‌شود و کل تیراژش 3 هزار نسخه هم نیست از روزنامه‌ای مثل همشهری و جام جم و اطلاعات بیشتر یارانه می‌گیرد، از جمله مصادیق مهرورزی‌های عادلانه دولت دهم است اما اگر شعار دولت یازدهم «اعتدال» است و وزارت ارشاد مدعی شفاف‌سازی و رفتار حرفه‌ای در قبال مطبوعات، باید لیست دقیق پرداخت یارانه در دولت گذشته (اگر وجود داشته باشد!) و لیست دولت فعلی را منتشر کند تا مردم در جریان واقعیت‌ها قرار گیرند.

اینک به جدول اطلاعات مربوط به پرداخت یارانه مطبوعات از محل بیت‌المال طی سال‌های 1388 تا پایان 1390 توجه بفرمایید. این داده‌ها بر اساس اطلاعاتی که یک منبع آگاه در وزارت ارشاد دولت احمدی‌نژاد در اختیار خبرنگار فرارو قرار داده، آورده شده است.

 

 

  نام روزنامه مبلغ دریافتی (88 تا90)
  کیهان 6 میلیارد تومان
  ایران 5.8 میلیارد تومان
  جام جم 2.5 میلیارد تومان
  وطن امروز 2.2 میلیارد تومان
  جوان 2.2 میلیارد تومان
  رسالت 1.5 میلیارد تومان
  عصر ایرانیان 800 میلیون تومان
  مردم‌سالاری 700 میلیون تومان
  شرق 400 میلیون تومان
  اعتماد 300 میلیون تومان
  آفتاب یزد 300 میلیون تومان
  همشهری 200 میلیون تومان
     
 
 

منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-925.aspx
تاریخ انتشار :  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 17:17 | توسط : شهرستان نور  | 

مدیریت نباختن

 در این نوشتار، صورت مسائلی به بحث و نظر می گذاریم تا کسانی که مسؤولیت مدیریتی در هر رده ای را دارند مد نظر قرار دهند:

1- کشوری وجود دارد به نام ایران که در اکثریت شهرهای آن (از جمله شهر ما چمستان) شبکه جمع آوری، انتقال، تصفیه و بازیافت سراسری فاضلاب وجود ندارد و تمامی فضولات شهرك صنعتي خانگی و حتی چربی های رستورانی در چاه های اختصاصی جذبی ریخته می شوند و منابع آبی و خاک را آلوده می کنند و باعث بروز انواع سرطان ها و بیماری های ناشناخته می شوند. در همان حال مسؤولان در بخشی دیگر مجبورند میلیاردها دلار صرف واردات دارو، تجهیزات بیمارستانی ، آموزش کادر و ... پزشکی بنمایند.

2- کشوری وجود دارد به نام ایران که کارخانجات دولتی و شبه دولتی اتومبیل سازی و موتورسیکلت سازی آن با مهندسی معکوس تکنولوژی چهار پنج دهه پیش محصولاتی می سازند که چهار برابر همنوعان خارجی خود سوخت مصرف می کنند . در مورد اتوبوس و کامیون ها، شاید 100برابر مشابه مدرن خارجی مواد مضر به هوا منتشر می کنند (به دلیل نوع گازوئیل مصرفی و موتورهای قدیمی). در همان کشور برای کسانیکه بر اثر همین آلودگی، بیماری های مختلف می گیرند میلیاردها تومان صرف درمان و سرویس های خدماتی می شود.

3- کشوری وجود دارد به نام ایران که در آن برای این که کشاورزی سنتی در آن (آبیاری به روش غرقابی) ادامه حیات دهد، به دلیل خشکسالی، دهها هزار حلقه چاه عمیق زده شده و بهترین و مرغوب ترین منابع زیرزمینی آبی کشور با هزینه سنگین برق و سوخت استخراج می شود تا مثلا در آمارها رقم 15 میلیون تن تولید، ارائه و چند نفر خوشحال شوند. مدیران ارشد توجه نمی کنند که این نوع کشاورزی به چه قیمت بسیار بالایی تمام می شود.

چند سال بعد موقعی که منابع آبی به دلیل ادامه خشکسالی و تغییرات آب و هوایی کره زمین تمام شد، آنگاه به یاد می آوریم که مثلا کشور ژاپن از سالها قبل کشت کارخانه ای و صنعتی برنج را بدون نیاز به خاک و آب زیاد آغاز کرده است.

4- کشوری وجود دارد که برای اینکه جوانانش پس از هجده سالگی گرفتار مشکل بیکاری نشوند، با تاسیس مرکزی به نام دانشگاه که هر روز هم به تعدادشان افزوده می شود، آنان را حتی بدون کنکور وارد آن مکان می کند و دو یا چهار سال بعد با دادن مدرک راهی جامعه می نماید. فرق چندانی هم نمی کند که چه رشته ای بخوانند، مثلا در کشوری که صنایع نساجی آن بسیار محدود و ورشکسته است، شما سالیانه با صدها فارغ التحصیل مدرک دار نساجی مواجه می شوید. این یعنی عدم توجه به توسعه همه جانبه و اتلاف منابع.

5-در کشوری سازمانی وجود دارد به نام استاندارد که به دلیل کمبود نیروی واقعا تخصصی (منظور پرسنل مدرک دار نیست که به خاطر تولید انبوه مدرک مهندسی و دکتری توسط دکان هائی موسوم به دانشگاه، خیلی مدرک دار شده اند)، هنوز آرم آن روی محصولات معیوب حک می شود .

6- در شهري هستیم که هر خیابانی که آسفالت می کنند یا محوطه سازی می نمایند حداکثر دو سال بعد باید بازسازی شود، در صورتی که عمر متوسط اسفالت جاده ها و اتوبان ها حداقل ده سال باید باشد. 

7- در کشوری هستیم که به دلیل استفاده از آزبست در صنایع لنت ترمزسازی و هچنین کیفیت پایین بنزین و گازوئیل و خودروهای متعلق به نیم قرن پیش (البته در ایران یک استثنایی وجود دارد که بالارفتن مدل فقط در سال تولیدش روی کاغذ حک می شود و گرنه خودروی مدل 1393 با 1383 هیچ تفاوت ماهوی ندارد و فقط تمیز است!) بیشترین آمار بیماران مبتلا به سرطان و ام اس را داریم و میلیاردها تومان بابت درمان آنها هزینه می شود.

آن چه در بندهای فوق آمد، تنها مکشتی نمونه خروار است که ما در در چرخه باخت مکرر قرار می دهد و حال آن که می توان با برخی اصلاحات، از هزینه های هنگفت بعدی معاف بود و به جای رفع و رجوع باخت ها ، ابتدا به نباختن و بعد به پیروزی و پیشرفت اندیشید.

باور کنیم زیاد سخت نیست که نبازیم. فقط کافیست به جای تفکر جزیره ای و منطقه ای، تفکر ملی و جهانی و سیستمی داشته باشیم و کسانیکه در پست های بالای مدیریتی قرار می گیرند حتما از تحصیل کردگان باسواد و باتجربه و جهان دیده و علاقمند به آینده ایران  باشند. 

 
 «قبل از اینکه به فکر چگونه بردن باشی به فکر این باش که چگونه نبازی» ؛ این حکایت امروز ماست.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-924.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 21:18 | توسط : شهرستان نور  | 

حجت الاسلام ˈعلی اکبر ناطق نوری :ملاک انتخاب مدیران، شایسته سالاری است

حجت الاسلام ˈعلی اکبر ناطق نوری ˈ چهارشنبه شب در دیدار با دكتر فلاح استاندار مازندران در روستای ˈ اوزکلاˈ بخش بلده نور با اشاره به این نکته که باید به طریق اولی شایسته را از همان منطقه انتخاب کرد و اگر نبود شایستگانی از مناطق دیگری بکار گیری شوند، ابراز امیدواری کرد دولت یازدهم بتواند موضوع شایسته سالاری را درست کند.

بازرس ویژه و مشاور مقام معظم رهبری به مشکلات زباله، آب شرب و فرسودگی لوله ها ، کمبود بیمارستان و مراکز درمانی ، راه های دسترسی روستایی و کنارگذر شهرستان نور استان مازندرن اشاره کرد و گفت: هر چند خدمات دهی از سوی مسوولان مطلوب تر شده است، اما در صورت وجود بودجه و بر اساس قوانین و مقررات و برنامه به مشکلات مردم باید بیشتر رسیدگی شود. 
حجت الاسلام ناطق نوری به اهمیت حفظ محیط زیست و منابع طبیعی در مازندران اشاره کرد و بیان داشت: باید بر فعالیت پیمانکارانی که در حوزه راه و شهر سازی فعالیت می کنند، بیشتر نظارت شود.

وی با بیان اینکه پیمانکار جاده آب پری به بلده نور با هدف برداشت از واریزه های کوهی طبیعت منطقه را دستخوش تغییرات کرده است، خاطر نشان کرد: محل دفع زباله نور در جنگل های منطقه نیز باید تغییر کند.
بازرس ویژه و مشاور مقام معظم رهبری برتوجه بیشتر به واگذاری معادن شن وماسه مناطق کوهستانی و ییلاقی منطقه تاکید کرد. 

وی به مشکلات فرسودگی لوله های آب روستاهای بخش بلده به ویژه اوزکلا اشاره کرد و بیان داشت: در حال حاضر حدود 40 درصد آب این روستا به دلیل فرسودگی لوله پرت و هدر می رود. 

ˈ دكتر فلاح ˈاستاندار مازندران نیز در این دیدار با بیان اینکه 15درصد اعتبار مصوب سال 93 تخصیص یافته است، گفت: ساماندهی زباله های شهرهای آمل، محمودآباد، نور و رویان در حال انجام است.

وی با بیان اینکه توجه به روستاهای ییلاقی و کوهستانی مازندران نیز ضروری است، ادامه داد: با توجه به اینکه جمعیت زیادی از استان در شش ماه از سال با هدف فعالیت کشاورزی و دامپروری در ییلاقات و مناطق مرتعی و کوهستانی به سر می برند، باید به خدمات عمومی آب ، برق ، گاز و تلفن و زیر ساخت راه روستایی آنان نیز توجه شود.

در این دیدار مدیران کل آب و فاضلاب شهری و روستایی مازندران ، فرماندار شهرستان نور و بخشدار بلده نیز حضور داشتند.

حجت الاسلام ناطق نوری و دکتر فلاح نوزدهمین روز ماه مبارک رمضان را نیز در کنار مردم کوهستانی روستای بطاهرکلا بلده نور افطار کردند.


منبع : http://nooronline.blogfa.com/post-923.aspx
تاریخ انتشار :  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 21:10 | توسط : شهرستان نور  | 
مطالب قدیمی‌تر